انجمن شعر discussion

16 views
كارگاه شعر > گلسرخي مي خواهد

Comments Showing 1-2 of 2 (2 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Azade, Hazemizade (last edited Feb 19, 2010 02:13AM) (new)

Azade Hazemizade (azadehazemi) | 868 comments Mod

پشت میز بودند

سفره برچیدند

گفتند:

اینجا به نان شب

کسی محتاج نیست

هنوز

یک با یک برابر نیست…

و اکنون مرا

تشنه تر کرده است گناه

آنقدر که سیرم / از ثواب یک جهان

راستی

کجای آن ایستاده ایم؟!



تماشا کن مسافر

گلسرخی می خواهد این سیاره

چنان چون شعر شاعر / ناب

در این زمانه اما

کجاست صورتی

رو سفید دنیای کودکی اش؟!



خوب است / باز / غرقم می کند خیال

در بستری آبی

روان

شکل زمان

در قصه های مادربزرگ…

بگو اشک نریزند

این آه شسته نمی شود

آسمان هدف گرفته است

مهمان آدمیت است

در دوردست…

بلند شو

رو به طلوع

آشی نذر کن

شاید خاک

سیر شود از گرسنگان…

و بدان

در این جنگل از شیر / کشک هم نمی توان ساخت…



message 2: by Mehdi (new)

Mehdi | 192 comments کار خوب و متفاوتی بود.
خوشم اومد.
شاید علاقه ویژه من به گلسرخی هم بی تاثیر نباشد.

موفق باشی.


back to top