داستان كوتاه discussion

309 views
حميد مصدق، فروغ فرخزاد و سيب باغچه ي همسايه

Comments Showing 1-13 of 13 (13 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

من خالی از عاطفه و خشم | 27 comments حمید مصدق و سیب باغچه همسایه


تو به من خندیدی و نمی‌دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب‌آلود به من كرد نگاه
سیب دندان‌زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكراركنان می‌دهد آزارم
و من اندیشه‌كنان غرق در این پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سیب نداشت


پاسخ فروغ فرخ زاد به حمید مصدق

من به تو خندیدم
چون كه می‌دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی‌دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیك لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمی‌خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تكراركنان
می‌دهد آزارم
و من اندیشه‌كنان غرق در این پندارم
كه چه می‌شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت


message 2: by [deleted user] (new)

زيبا بود
مخصوصا كه از دو شاعري بود كه از همه بيشتر بهشون علاقه دارم
ممنون
همه داستانها ازين سيب شروع ميشه. واقعا چه می‌شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت؟

:)


من خالی از عاطفه و خشم | 27 comments خوب اگه نداشت اين داستانها هم نبود شايد!!!!!!!!


message 4: by [deleted user] (new)

و اون وقت زندگي هم معنا نداشت شايد
:)


message 6: by [deleted user] (new)

خيلي مهم نيست اقا محسن
صدبار ديگه هم كسي اين اشعارو بذاره من از خوندنشون لذت ميبرم


message 7: by Elnaz (new)

Elnaz | 39 comments :) چه تفاهمی!


message 8: by [deleted user] (new)

تفاهم از چه لحاظ و بين چه كساني؟
:)


من خالی از عاطفه و خشم | 27 comments زينب جان@ چشمممممممممم ببخشيد
الناز@ايمان راست مي گه: تفتهم از چه لحاظ و بين چه كساني؟
ايمان@ ;-)


message 10: by [deleted user] (new)

:D


message 11: by Elnaz (new)

Elnaz | 39 comments تفاهم بین زهره خانم و اونی که قبلا عین همین شعرو نوشته


message 12: by Sepideh (new)

Sepideh Farahani | 4 comments این شعر متعلق به فروغ نیست.فروغ فرخزاد سال 1345 درگذشت و حمید مصدق شعر سیب رو بعد از این تاریخ سروده.بگذریم از اینکه مشخصه که این سبک شباهتی به سبک فروغ نداره.با آرزوی شادی برای همه دوستان


message 13: by Kayvan (new)

Kayvan Shojaie (kayvanshojaie) | 12 comments اين دو تا هم بهش اضافه كنيد در امتداد همين شعر ها خوبه :


او به تو خندید و تو نمی دانستی
این که او می داند
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
از پی ات تند دویدم
سیب را دست دخترکم من دیدم
غضبآلود نگاهت کردم
بر دلت بغض دوید
بغض ِ چشمت را دید
دل و دستش لرزید
سیب دندان زده از دست ِ دل افتاد به خاک
و در آن دم فهمیدم
آنچه تو دزدیدی سیب نبود
دل ِ دُردانه من بود که افتاد به خاک
ناگهان رفت و هنوز
سال هاست که در چشم من آرام آرام
هجر تلخ دل و دلدار تکرار کنان
می دهد آزارم
چهره زرد و حزین ِ دختر ِ من هر دم
می دهد دشنامم
کاش آنروز در آن باغ نبودم هرگز
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که خدای عالم
ز چه رو در همه باغچه ها سیب نکاشت؟

مسعود قلیمرادی



دخترک خندید و
پسرک ماتش برد
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس گیرد
غضب آلود به او غیظی کرد
این وسط من بودم
سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
من که پیغمبر عشقی معصوم
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندان ِ
تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
چون رسولی ناکام
هر دو را بغض ربود
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت
او یقیناً پی معشوق خودش می آید
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود
مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم
همه اندیشه کنان غرق در این پندارند
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت

جواد نوروزی


back to top