Title:تراژدی مرگ سغدیانوس Author: Reza Taheribashar Publisher: SelfPublisher Publication Date:2023 Format: EPUB, Paperback Page Count:130 Bookstore Links And Cover:(Draft2Digital and GooglePlay) https://books2read.com/u/47dnqg
https://play.google.com/store/books/d... Language:Persian/Farsi Description: تراژدی مرگ سغدیانوس، نمایشنامهای تاریخی و خونبار و نفسگیر اثر رضا طاهری بشار است.این داستان سوگناک، روایتگر تنفر و تضاد و تنش استخوانشکن سغدیانوس فرزند حرامزاده شاهنشاه ایران با پدر و مادر ناتنی و برادرش است و در ادامه قدرت طلبی و کینهتوزی او و همدستی با یونانیان و انتقام جویی از خانواده و کشتارهای پی در پی هدفمند و سقوطی نهایی را به نمایش میگذارد. +داستان: خشایار، ولیعهد امپراتوری ایران، پیروز از نبرد با چین به پایتخت باز میگردد.سغدیانوس، برادر بزرگتر و پسر حرامزاده شاهنشاه ایران به استقبالش میرود ولی خشایار به او اعتنایی نمیکند.تنفر و حسادت با همدستی کتزیاس، مشاور یونانی سغدیان، اوج میگیرد و شعله ور میشود.مادر میکوشد تا شاه سغدیان را رسما به فرزندی خود بپذیرد و اعلام کند اما شاه از کینه و خشم نهفته اندرون سغدیان میهراسد و نمیپذیرد.سغدیان در نهان با وسوسههای کتزیاس همراه میشود تا با ترفند بر تخت سلطنت دست یابد.پدر در تضاد و تنش با سغدیان است و او را بزدل می خواند.از سوی دیگر لیا، معشوقه سغدیان، میخواهد با خشایار ازدواج کند و با ارتش او همراه شود تا به یونان حمله ور شوند و تا دل اروپا پیش بروند.سغدیان وامانده از هر سو و خوار آرام آرام به سوی تبانی و خیانت پیش میرود.سپس کینه توزیهایی پیوسته و توطئههای بیتمام آشکار میشوند که قصه را جان میدهندو سرانجام سغدیان تصمیم میگیرد تا پدرش، شاهنشاه هخامنش، را بکشد و انتقامش را از پدر بگیرد.این نمایشنامه، داستان دستان و همدستی سغدیان و دیگران به زیان پدر و مادر و برادر است که دست به دست هم میدهند تا اندک اندک مرگامرگی مهیب تک تک نفرات خانواده سلطنتی هخامنشی را در کام اهریمنی خود فرو برد. +بخشی از متن نمایشنامه: سغدیان: اما یونان هرگز تسلیم نشده و نخواهد شد. داماسپیا: سغدیان شاه: ] خیره در سغدیان مینگرد[ سرانجام رویای هخامنش به حقیقت میپیوندد. خشایار: زیرا اینبار جاسوسان ما بیشتر از هربار در تار و پود یونانیان رخنه کرده... کتزیاس: و گوشت تن برادرانشان و ستونهای پارتنون استوار را جویدهاند. شاه: با جنگهای داخلی پایان ناپذیر آتن و اسپارت و آشوب افکنیهای ما و قدرت این ارتش سترگ بی هماورد، این بار هلن براستی به سوگ خواهد نشست. کتزیاس: و یونان فرو خواهد پاشید. ] کف میزند، سپس در برابر شاه زانو میزند [ سرورم، براستی اینبار کارشان تمام است. ] سرداران میروند [ شاه: سغدیان تو طرف ایرانی یا یونان؟ داماسپیا: خودت او را به این نشست فراخواندهای، پس در شورای سلطنتی میتواند نظر دهد. شاه: سغدیان همیشه در این نشستها فریبکارانه خاموش بود یا پنهانی و جویده زمزمه هایی میکرد، ولی اکنون به سود دشمن زبان باز کرده است، پس بگذار تا موضعش را مشخص کند. سغدیان: قطعا طرفدار ایرانام. شاه: اما از یونان دفاع میکنی؟ سغدیان: تصرف چین خونریز قدرتمند هنوز تمام نشده است که به سراغ یونان رفتهایم. شاه: ] به سخره [ آخر تو چه تجربه جنگی داری؟ خشایار: ما با چنگال قدرتمندمان و با پیماننامههای استوار و تاوانهای سنگین، نفس چین شکست خورده را گرفتهایم، خوارش کردهایم ] سمت لیا میرود و دستان او را در دستانش میفشارد[ و اکنون برای جنگ و پیشروی تا قلب اروپا آمادهایم.لیای زیبا. لیا: ] عشوهگرانه برای خشایار کف میزند [ شاهزاده، چه گفتار سحرانگیز و شکوهمندانهای..درست تا قلب اروپا سغدیان: ] آرام[ با خشایار خستگی ناپذیر شاه: ] به سخره رو به سغدیان [ تو از نبرد چه میدانی؟ سغدیان: این اندازه میدانم که داشتن دو دشمن توانمند زخمی همزمان خطرناکاست. لیا: سغدیان، با خواست شاهنشاه مخالفت نکن. سغدیان: آری، چین عقبنشینی کرده اما هنوز کامل تصرف نشده است، پس چرا اول کار چین مجروح را یکسره نکنیم؟ داماسپیا: ] خشمگین [ چون تصمیم درست گرفته شده است.پسرم سغدیان: ولی نباید بهانهای برای همبستگی دوباره به آنها داد تا از پشت خنجر بزنند. شاه: تعصب تو به آنها بخاطر رگ و ریشه یونانی مادر تو نیست؟ سغدیان: من به یونانیان عرق و تعصبی ندارم.من فرزند اردشیرشاه و یک ایرانی هستم.یک شاهزاده. شاه: ] فریاد [ تو رسما شاهزاده نیستی.دست کم نه تا امروز. سغدیان: بگذارید آتن و اسپارت همدیگر را پاره پاره کنند. شاه: اما من تا آن روز زنده نخواهم ماند. سغدیان: اشتباه پدرانتان داریوش و خشایارشاه بزرگ را تکرار نکنید. شاه: براستی که تو ایرانی نیستی. سغدیان: نه.من یک ایرانی اصیلم ولی شما هرگز نخواستهای که اندیشههای مرا بشنوی. شاه: ] پریشان[ اندیشهها... ] به فریاد[ همگی گوش کنید.این طرح و نقشه و اندیشههای صرف نیستند که امپراتوریها را میسازند، آنچه امپراتوریها را میسازد، دلاورانی مستحکم و نترساند.چون هرگز شرایط آرمانی وجود نداشته است و نخواهد داشت. اما باید پیش رفت و آزمود. داماسپیا: این بحث کافی است. سغدیان: مرزهای باختری ایران آراماند، چون شما سالهاست با فتح هوشمندانه قبرس، لبه شمشیر را روی گردن آنها گذاشتهاید و صلح مسلح گران قیمت مردافکنی را با مشت محکم و باج و خراج سالانه سنگین بر آنان تحمیل کردهاید. داماسپیا: بس کن. سغدیان: حالا هم که دارند همدیگر را نابود می کنند. شاه: نه.همه میدانند که تو ازجنگ میترسی. لیا: ] خندان [ براستی میترسی؟ سغدیان: من از هیچ چیز نمیترسم. شاه: اری لیا، او میهراسد.او جاه طلبی و جسارت ندارد. سغدیان: چین را نابود کنید و همزمان، سیاستمدارانه بگذارید تا یونانیان خون همدیگر را بریزند و ساحل دریاهای پر تلاطم اژه را با خون خود رنگین کنند... داماسپیا: کافی است. شاه: ایرانی راستین از جنگ مردانه رودرو نمیهراسد. سغدیان: و آنگاه بر آنها بتازید و کارد را در قلب آتن فرو کنید و تا دل اروپا پیشروی کنید. شاه: ] سست [ تا آن زمان دیگر اردشیری زنده نخواهد بود.افتخاری برای او نخواهد بود. کتزیاس: نه سغدیان، به نظر من هم، اکنون بهترین زمان شکست نهایی و نابودکردن یونانیان است. داماسپیا: بعید میدانم که این نظر راستین شما باشد. کتزیاس: ولی بانوی من... داماسپیا: اهریمنوار در روح و روان فرزندم رسوخ نکن.از سغدیان دور شو. خشایار: ] خشمگینانه در میان میایستد [ اکنون بهترین زمان تاختن است. شاه: قلبم درد میکند ] سست [ خشایار، پسر عزیزم ] خشایار دستان شاه لرزان را در دستش میگیرد، ملکه لرزان به دیوار تکیه میدهد، سغدیان پیش میرود اما شاه کنارش میزند [ سغدیان: پزشک را خبر کنید. شاه: از من دور شو. سغدیان: باید مراقب فشار و قلبتان باشید. شاه: ] نجواگر [ بزرگترین اشتباه من.افسوس
+خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می دهیم؟ کسانی که قصه و داستان اوریجینال و ایده و گفتار برایشان مهم است.کسانی که ارزش و سهمگینی انتخاب و اختیار را با گوشت و پوست و استخوانشان احساس میکنند.کسانی که به بررسی سیر رخدادهای تاریخی و خشونت مرگبار مندرج در آن علاقه دارند.کسانی که از تراژدی های کهن خسته شدهاند و هوای تازه میخواهند.این داستان تاریخی یک هوای براستی تازه است.
Author: Reza Taheribashar
Publisher: SelfPublisher
Publication Date:2023
Format: EPUB, Paperback
Page Count:130
Bookstore Links And Cover:(Draft2Digital and GooglePlay)
https://books2read.com/u/47dnqg
https://play.google.com/store/books/d...
Language:Persian/Farsi
Description:
تراژدی مرگ سغدیانوس، نمایشنامهای تاریخی و خونبار و نفسگیر اثر رضا طاهری بشار است.این داستان سوگناک، روایتگر تنفر و تضاد و تنش استخوانشکن سغدیانوس فرزند حرامزاده شاهنشاه ایران با پدر و مادر ناتنی و برادرش است و در ادامه قدرت طلبی و کینهتوزی او و همدستی با یونانیان و انتقام جویی از خانواده و کشتارهای پی در پی هدفمند و سقوطی نهایی را به نمایش میگذارد.
+داستان:
خشایار، ولیعهد امپراتوری ایران، پیروز از نبرد با چین به پایتخت باز میگردد.سغدیانوس، برادر بزرگتر و پسر حرامزاده شاهنشاه ایران به استقبالش میرود ولی خشایار به او اعتنایی نمیکند.تنفر و حسادت با همدستی کتزیاس، مشاور یونانی سغدیان، اوج میگیرد و شعله ور میشود.مادر میکوشد تا شاه سغدیان را رسما به فرزندی خود بپذیرد و اعلام کند اما شاه از کینه و خشم نهفته اندرون سغدیان میهراسد و نمیپذیرد.سغدیان در نهان با وسوسههای کتزیاس همراه میشود تا با ترفند بر تخت سلطنت دست یابد.پدر در تضاد و تنش با سغدیان است و او را بزدل می خواند.از سوی دیگر لیا، معشوقه سغدیان، میخواهد با خشایار ازدواج کند و با ارتش او همراه شود تا به یونان حمله ور شوند و تا دل اروپا پیش بروند.سغدیان وامانده از هر سو و خوار آرام آرام به سوی تبانی و خیانت پیش میرود.سپس کینه توزیهایی پیوسته و توطئههای بیتمام آشکار میشوند که قصه را جان میدهندو سرانجام سغدیان تصمیم میگیرد تا پدرش، شاهنشاه هخامنش، را بکشد و انتقامش را از پدر بگیرد.این نمایشنامه، داستان دستان و همدستی سغدیان و دیگران به زیان پدر و مادر و برادر است که دست به دست هم میدهند تا اندک اندک مرگامرگی مهیب تک تک نفرات خانواده سلطنتی هخامنشی را در کام اهریمنی خود فرو برد.
+بخشی از متن نمایشنامه:
سغدیان:
اما یونان هرگز تسلیم نشده و نخواهد شد.
داماسپیا:
سغدیان
شاه:
] خیره در سغدیان مینگرد[
سرانجام رویای هخامنش به حقیقت میپیوندد.
خشایار:
زیرا اینبار جاسوسان ما بیشتر از هربار در تار و پود یونانیان رخنه کرده...
کتزیاس:
و گوشت تن برادرانشان و ستونهای پارتنون استوار را جویدهاند.
شاه:
با جنگهای داخلی پایان ناپذیر آتن و اسپارت و آشوب افکنیهای ما و قدرت این ارتش سترگ بی هماورد، این بار هلن براستی به سوگ خواهد نشست.
کتزیاس:
و یونان فرو خواهد پاشید.
] کف میزند، سپس در برابر شاه زانو میزند [
سرورم، براستی اینبار کارشان تمام است.
] سرداران میروند [
شاه:
سغدیان تو طرف ایرانی یا یونان؟
داماسپیا:
خودت او را به این نشست فراخواندهای، پس در شورای سلطنتی میتواند نظر دهد.
شاه:
سغدیان همیشه در این نشستها فریبکارانه خاموش بود یا پنهانی و جویده زمزمه هایی میکرد، ولی اکنون به سود دشمن زبان باز کرده است، پس بگذار تا موضعش را مشخص کند.
سغدیان:
قطعا طرفدار ایرانام.
شاه:
اما از یونان دفاع میکنی؟
سغدیان:
تصرف چین خونریز قدرتمند هنوز تمام نشده است که به سراغ یونان رفتهایم.
شاه:
] به سخره [
آخر تو چه تجربه جنگی داری؟
خشایار:
ما با چنگال قدرتمندمان و با پیماننامههای استوار و تاوانهای سنگین، نفس چین شکست خورده را گرفتهایم، خوارش کردهایم
] سمت لیا میرود و دستان او را در دستانش میفشارد[
و اکنون برای جنگ و پیشروی تا قلب اروپا آمادهایم.لیای زیبا.
لیا:
] عشوهگرانه برای خشایار کف میزند [
شاهزاده، چه گفتار سحرانگیز و شکوهمندانهای..درست تا قلب اروپا
سغدیان:
] آرام[
با خشایار خستگی ناپذیر
شاه:
] به سخره رو به سغدیان [
تو از نبرد چه میدانی؟
سغدیان:
این اندازه میدانم که داشتن دو دشمن توانمند زخمی همزمان خطرناکاست.
لیا:
سغدیان، با خواست شاهنشاه مخالفت نکن.
سغدیان:
آری، چین عقبنشینی کرده اما هنوز کامل تصرف نشده است، پس چرا اول کار چین مجروح را یکسره نکنیم؟
داماسپیا:
] خشمگین [
چون تصمیم درست گرفته شده است.پسرم
سغدیان:
ولی نباید بهانهای برای همبستگی دوباره به آنها داد تا از پشت خنجر بزنند.
شاه:
تعصب تو به آنها بخاطر رگ و ریشه یونانی مادر تو نیست؟
سغدیان:
من به یونانیان عرق و تعصبی ندارم.من فرزند اردشیرشاه و یک ایرانی هستم.یک شاهزاده.
شاه:
] فریاد [
تو رسما شاهزاده نیستی.دست کم نه تا امروز.
سغدیان:
بگذارید آتن و اسپارت همدیگر را پاره پاره کنند.
شاه:
اما من تا آن روز زنده نخواهم ماند.
سغدیان:
اشتباه پدرانتان داریوش و خشایارشاه بزرگ را تکرار نکنید.
شاه:
براستی که تو ایرانی نیستی.
سغدیان:
نه.من یک ایرانی اصیلم ولی شما هرگز نخواستهای که اندیشههای مرا بشنوی.
شاه:
] پریشان[
اندیشهها...
] به فریاد[
همگی گوش کنید.این طرح و نقشه و اندیشههای صرف نیستند که امپراتوریها را میسازند، آنچه امپراتوریها را میسازد، دلاورانی مستحکم و نترساند.چون هرگز شرایط آرمانی وجود نداشته است و نخواهد داشت. اما باید پیش رفت و آزمود.
داماسپیا:
این بحث کافی است.
سغدیان:
مرزهای باختری ایران آراماند، چون شما سالهاست با فتح هوشمندانه قبرس، لبه شمشیر را روی گردن آنها گذاشتهاید و صلح مسلح گران قیمت مردافکنی را با مشت محکم و باج و خراج سالانه سنگین بر آنان تحمیل کردهاید.
داماسپیا:
بس کن.
سغدیان:
حالا هم که دارند همدیگر را نابود می کنند.
شاه:
نه.همه میدانند که تو ازجنگ میترسی.
لیا:
] خندان [
براستی میترسی؟
سغدیان:
من از هیچ چیز نمیترسم.
شاه:
اری لیا، او میهراسد.او جاه طلبی و جسارت ندارد.
سغدیان:
چین را نابود کنید و همزمان، سیاستمدارانه بگذارید تا یونانیان خون همدیگر را بریزند و ساحل دریاهای پر تلاطم اژه را با خون خود رنگین کنند...
داماسپیا:
کافی است.
شاه:
ایرانی راستین از جنگ مردانه رودرو نمیهراسد.
سغدیان:
و آنگاه بر آنها بتازید و کارد را در قلب آتن فرو کنید و تا دل اروپا پیشروی کنید.
شاه:
] سست [
تا آن زمان دیگر اردشیری زنده نخواهد بود.افتخاری برای او نخواهد بود.
کتزیاس:
نه سغدیان، به نظر من هم، اکنون بهترین زمان شکست نهایی و نابودکردن یونانیان است.
داماسپیا:
بعید میدانم که این نظر راستین شما باشد.
کتزیاس:
ولی بانوی من...
داماسپیا:
اهریمنوار در روح و روان فرزندم رسوخ نکن.از سغدیان دور شو.
خشایار:
] خشمگینانه در میان میایستد [
اکنون بهترین زمان تاختن است.
شاه:
قلبم درد میکند
] سست [
خشایار، پسر عزیزم
] خشایار دستان شاه لرزان را در دستش میگیرد، ملکه لرزان به دیوار تکیه میدهد، سغدیان پیش میرود اما شاه کنارش میزند [
سغدیان:
پزشک را خبر کنید.
شاه:
از من دور شو.
سغدیان:
باید مراقب فشار و قلبتان باشید.
شاه:
] نجواگر [
بزرگترین اشتباه من.افسوس
+خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می دهیم؟
کسانی که قصه و داستان اوریجینال و ایده و گفتار برایشان مهم است.کسانی که ارزش و سهمگینی انتخاب و اختیار را با گوشت و پوست و استخوانشان احساس میکنند.کسانی که به بررسی سیر رخدادهای تاریخی و خشونت مرگبار مندرج در آن علاقه دارند.کسانی که از تراژدی های کهن خسته شدهاند و هوای تازه میخواهند.این داستان تاریخی یک هوای براستی تازه است.
SOCIAL MEDIA:
INSTAGRAM:https://www.instagram.com/rezataherib...
FACEBOOK:https://www.facebook.com/profile.php?...
TWITTER:https://twitter.com/Rezataheribasha
PINTEREST:https://tr.pinterest.com/rezataheriba...
YOUTUBE:https://www.youtube.com/@rezataheriba...
DAILYMOTION:https://www.dailymotion.com/rezataher...
linkedin:https://www.linkedin.com/in/reza-tahe...
GOODREADS:https://www.goodreads.com/user/show/1...