داستان كوتاه discussion

36 views
نوشته هاي كوتاه > سوءتفاهم

Comments Showing 1-5 of 5 (5 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments به عقیده من توصیف قشنگی بود که فکر کنم همین امشب تجربه اش کرده بودی یا می خواستی تجربه اش کنی. خوب حسش کردم و لذت عجیبی داشت حس کردنش آنقدر بود که رفتم تا تجربه اش کنم
ممنون


message 2: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments فرشید تبریک میگم نوشته ی جالبی بود


message 3: by Athareh (new)

Athareh (athareh_22khyahoocom) | 34 comments جالب بود


طيبه تيموري | 659 comments كشف مسئه اي كه اگر خوابيده بودي نمي فهميدي، اونم كشف نور
خنكي شب روي صورت، احساسش كردم


message 5: by [deleted user] (last edited Sep 08, 2009 06:40AM) (new)

مرسي. نوشته ي كوتاه و زيبايي بود. تشبيه قشنگ و لذت بخشي از به تخت رفتن نوشتيد.

دوست داشتم بجاي اين جمله:
"به خودم گفتم آخه تو این شب مهتابی دیوونه حیف نیس بخوابی؟ ..."

مي خوندم " به خودم گفتم آخه ديوونه تو اين شب مهتابي، حيف نيس بخوابي؟..."

و باز دوست تر داشتم كه بجاي خوندن اين جمله:
" بوی خنک شب و حس می کردم. "

يكي ديگه از اون تشبيهات قشنگت رو مي خوندم.

موفق باشي و قلمت هميشه جاويدان دوست من





back to top