داستان كوتاه discussion

38 views
نوشته هاي كوتاه > به همین سادگی

Comments Showing 1-4 of 4 (4 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Baharan (new)

Baharan Molaie  (BaharanM) | 11 comments مهمونی شب سال نو بود . گیلاس ها بدون وقفه پرو خالی می شدن ، صدای موزیک مثل دریایی سالن رو در خودش فرو برده بود و سالن پر بود از آدم هایی که بی هیچ قید و بندی در آغوش هم می رقصیدن ...

زیر سنگینی نگاهت زمان ناگهان از حرکت ایستاد ولی من همچنان نفس می کشیدم ... بین گرد و غباری که در لحظه ساکن شده بودن قدم برداشتم ... به همین سادگی از قید نگاهت رها شدم و تو هنوز گوشه سالن نشسته بودی زل زده بودی به جایی که من قبلا ایستاده بودم ...

وقتی همه چیز دوبار جریان پیدا کرد من هم قاطی آدمایی شده بودم که بی قید از هر زمان و مکانی ، کاملا مست و از خود بی خود می رقصیدند ...


message 2: by Mansoure (new)

Mansoure | 2 comments قشنگ بود
:)



message 3: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments بهاران عزیز
هرچند که شاید یک نوشته کوتاه که می توان آنرا به عنوان قطعی از یک داستان کوتاه دانست را نمی توانم به درستی نقد کنم (چون اینگونه می پندارم که بخشی از یک داستان کوتاه است) اما دو نکته بود که دوست داشتم بدان اشاره کنم.
این خیلی خوب است که نویسنده برای فضاسازی از دستمایه های طبیعت بهره بگیرد ولی نباید آن توصیفات آنقدر دور از ذهن باشد که خواننده را دچار سردرگمی کند.
"ترکیب صدای موزیک مثل دریایی سالن را در خودش فرو برده بود"
به عقیده من چنین خصوصیتی دارد. چون فضاسازی حجم داخلی سالن مد نظر است و استغراق آن در دریا کمی برایم ثقیل می آید.
نکته دیگر باز هم به فضاسازی بر می گردد. زمانی که قصد تخیل داریم باید جایگاه مناسبی برای دیدن را انتخاب کنیم. در ابتدای نوشته گفته بودی: بی هیچ قید و بندی در آغوش هم می رقصیدند
اگر ما از دید کسانی که در آن مهمانی حضور داشته باشیم قید و بندی تعریف نمی شود که حاضران نسبت به آن بی توجهی کنند. شاید منظورت بی قیدی نسبت به زمان و یا مکان بوده است (به قرینه آخرین جمله) بهتر می بود آنرا ذکر می کردی چون برداشتی که من کردم بی قیدی اخلاقی بود



message 4: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments حرفی برای گفتن ندارم
چون تمام نقد را اشکان گفت
اما بهاران عزیز
یک نکته
بهتره که بین گذاشتن داستانهاتون توی گروه وقفه بندازید
و یک دفعه 3 تا داستان را روی گروه نگذارید
بدین ترتیب نوشته های شما بهتر خونده و نقد میشه


back to top