داستان كوتاه discussion

43 views
نوشته هاي كوتاه > كودك و انسان

Comments Showing 1-7 of 7 (7 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Motahhareh (new)

Motahhareh | 40 comments كودك دوان دوان آمد.دست در دامان پرچين مادر كشيد و اشك را در حلق خود فرو برد.
آنگاه كه خشم ناخودآگاه بر تمام وجود انسان سيطره مي يابد راهي براي مهار آن نمي توان يافت.
كودك هق هق كنان گفت كه ديگران بر خلاف خواسته ي او عمل مي كنند و اين او را عذاب مي دهد.
بايد اندوه درون را به گونه اي خالي كرد بايد آسوده شد.
كودك بر خلاف ميلش آن ديگران را به محل بازي خود برده و به آنها وسايل بازي داده بود.
زماني كه انسان بي ميل و رغبت از همه جا و همه كس كاري مي كند،كاري كه چندان تمايل ندارد.
آنها بازي كردند.
انسان كارش را براي ديگران انجام داد.
و ناگاه آن ديگران همه ي اسباب بازي هاي كودك را شكستند.
تمام قوانين شكسته شد،از بين رفت،عقايد انسان به بازي گرفته شد.
كودك بر خرده هاي اسباب بازي هايش نگاه كرد، او نمي توانست به ديگران چيزي بگويد.
انسان با دلي شكسته نظاره گر نابودي روح و اعتقاداتش است،نمي تواند مقاومت كند.
كودك دوان دوان به سوي مادرش آمد.
روح انسان خشمگين است و زخمي.خشمش ساكن شدني نيست و دردش مهار نشدني.
كودك همه چيز را به مادر گفت.
انسان روح خود را تخليه مي كند،نيازمند ياري و استعانت است.
اندكي از اندوه كودك كاسته شد.
انسان همچنان نا آرام است.غمگين است.
كودك به محل اسباب بازي هايش برگشت، لبخند زد، دست در دست ديگران گذاشت.
انسان آشفته است.مي خواهد ديگر ديگران را نبيند.او آنها را دوست ندارد.
كودك شروع به بازي كرد.
انسان تصميم به دوري از آن ديگران گرفت. آنها اعتقادات او را زير پا گذاشته بودند.
كودك تلخي ها را فراموش كرد و به پيش رو لبخند زد.
انسان همچنان از خود و ديگران خشمگين بود.
كودك خنديد.
انسان گريست.
كودك از اعماق وجودش خنديد.
اما انسان بي امان در آتش خشم مي سوخت.



message 2: by آمیرزا (new)

آمیرزا (amirza) | 81 comments مقایسه ی جالبی بود
سبکش هم جالب بود که یک خط در میان ماجرای کودک و انسان دنبال می شد


message 3: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
اين يه نوشته ادبي بود ؟
به نظرم بيشتر شبيه متن هاي ساختار شناسي و روانكاوي بود
شايد هم من اشتباه مي كنم


message 4: by Baharan (new)

Baharan Molaie  (BaharanM) | 11 comments من دست نویس این متن رو خوندم
آفرین همین جوری ادامه بدی قبوله


message 5: by Motahhareh (new)

Motahhareh | 40 comments مرسي از نظرتون
آقا بهزاد بايد بگم نظرات متفاوته اما يه چيزي كه هست اينه كه متن هاي ادبي مي تونن به هر سبكي نوشته بشن و با هر موضوعي.


message 6: by Athareh (new)

Athareh (athareh_22khyahoocom) | 34 comments ترشي نخور ي 1 چيزي مي شي مهندس جان


message 7: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
Motahhareh wrote: "مرسي از نظرتون
آقا بهزاد بايد بگم نظرات متفاوته اما يه چيزي كه هست اينه كه متن هاي ادبي مي تونن به هر سبكي نوشته بشن و با هر موضوعي."


ممنونم از ياد آوري بجاتون


back to top