داستان كوتاه discussion

24 views
از عموهايت - شاملو

Comments Showing 1-3 of 3 (3 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by [deleted user] (last edited Sep 01, 2009 07:12AM) (new)

تقديم به مهدي بهروزي و آرزوي عزيز


نه به خاطر آفتاب نه به خاطر حماسه

به خاطر سايه ی بام کوچکش

به خاطر ترانه ای

کوچک تر از دست های تو

نه به خاطر جنگل ها - نه به خاطر دريا

به خاطر يک برگ

به خاطر يک قطره

روشن تر از چشم های تو

نه به خاطر ديوارها – به خاطر يک چپر

نه به خاطر همه انسان ها – به خاطر نوزاد دشمنش شايد

نه به خاطر دنيا – به خاطر خانه تو

به خاطر يقين کوچکت

که انسان دنيائی است

به خاطر آرزوی يک لحظه ی من که پيش تو باشم

به خاطر دست های کوچکت در دست های بزرگ من

و لب های بزرگ من

بر گونه های بی گناه تو

به خاطر پرستوئی در باد، هنگامی که تو هلهله می کنی

به خاطر شبنمی بر برگ، هنگامی که تو خفته ای

به خاطر يک لبخند

هنگامی که مرا در کنار خود ببينی

به خاطر يک سرود

به خاطر يک قصه در سردترين شب ها تاريک ترين شب ها

به خاطر عروسک های تو، نه به خاطر انسان های بزرگ

به خاطر سنگ فرشي كه مرا به تو مي رساند

نه به خاطر شاهراه های دور دست

به خاطر ناودان، هنگامی که می بارد

به خاطر کندوها و زنبورهای کوچک

به خاطر جار بلند ابر در آسمان بزرگ آرام

به خاطر تو

به خاطر هر چيز کوچک و هر چيز پاک به خاک افتادند


message 2: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
وای مرسی آزاده خانم.

من با این شعر بزرگ شدم.
مبارزه کردم.
شعر نوشتم.
گریه کردم.
درس خوندم.
زندانی شدم.
آزاد شدم.
عاشق شدم.
متنفر شدم.
زندانی شدم.
شکنجه شدم.
آزاد شدم.
و حالا باز
به خاطر هر چیز کوچک و هر چیز پاک
نه از عموهایم
که از خواهرها و برادرهایم می گویم
از مرتضی
نه
از ندا
ترانه
محسن
از همه شهیدان سبز
سخن می گویم.


message 3: by ArEzO.... (last edited Sep 02, 2009 06:56AM) (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments آزاده ء عزیزم
"سپاس"
گلچینی که کرده ای
همانقدر زیباست
که بازگشت تو ...
.
.
.
.
گفتم:ولی ای داد
گفتی :ولی افسوس!
.
.
.

مرسی که هستی
همواره شاد باش ..


back to top