داستان كوتاه discussion

47 views
نوشته هاي ديگران > توکل ِ مصنوعی یا همون اهل ِ انشاالله - جمال زاده

Comments Showing 1-7 of 7 (7 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by آمیرزا (new)

آمیرزا (amirza) | 81 comments توکل ِ مصنوعی یا همون اهل ِ انشاالله
.
چنین روندگان سست قدم و زندگان بی رمقی به امید آب و نانی که چه بسا نمی رسد و یا به ناکامی می رسد و به هوای روزی مقرری که رزاق مرتبا نمی رساند در کوچه ها و پس کوچه ها روان و دوانند و چنان که گویی دسته راه انداخته باشند دمش را گرفته دعاها و اورادی بر لب دارند که به خوبی از تشویش درونی آن ها حکایت می کند و می توان مجموع آن را ارکستر یاس واقعی و توکل مصنوعی خواند یکی بر محمد و آلش صلوات می فرستد . دیگری قل هوالله می خواند و به دور خود فوت می کند . این یکی با قرائت تمام مشغول تلاوت وان یکاد است . آن دیگری به صدای بلند توکلت علی الله تحویل می دهد . این مردک لاغر و با آن چهره ی بیمار سرفه کنان اخ و تف به زمین می اندازد و چشم ها را به آسمان دوخته خدایا خودم را به خودت سپردم می گوید . این دیگری با آن ریش جو گندمی بارالها رزاق تویی می خواند غافل از اینکه "اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد؟" این یکی به آهنگ تحکم می گوید : خداوندا روزی ما را برسان . در چشم های آن دیگری که تف بر زمین می اندازد و لعنت بر شیطان می فرستد جرقه ای دیده می شود که با شراره ی غضب و عصیان و طغیان بی شباهت نیست . از هر سو صدای "خدا یا به امید تو" ، "پروردگارا امیدم تنها بسته به توست" ، "یا ارحم الراحمین" بلند است جمله هایی از قبیل "الله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین" ، "لاحول و لا قوه الا بالله" ، "یا خیرالحافظین" ، "یا حلال مشکلات" ، "یا مسبب الاسباب" ، "یا مفتح الابواب" ناله هایی است که از سینه ی مخلوقی بر میخیزد که خاطر جمع نیستند پس از غروب آفتاب و بستن دکان بتوانند با آب و نانی برای عیال و اولاد به خانه های اجاره ای برگردند


message 2: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments طنز جمالزاده فوق العاده است. ساده ترین و رایج ترین ضعف های جامعه را با آن ادبیات قوی می نویسد و به خود ما بر می گرداند. ما هم باید کلاهمان را قاضی کنیم و ببینیم که چطور هستیم
دستت درد نکند که انتخاب خوبی بود


message 3: by [deleted user] (new)

به نظر من نوشته حمالزاده تضادی را بیان میکند اینکه توکل به خدااگر واقعی باشد باید اظمینان خاطر بیاوردو امیدواری ولی به این دلیل ساده که به ما اموخته اند معتقد باشیم بدون اینکه خودمان از سر تجربه و یا ندای درونی به این امر رسیده باشیم درپشت جملات عربی فوق بیشتر ترس میبینیم تا دوست داشتن و دل سپردن . چیزی که الان هم به شکلهای متفاوتی دورو برمان هست . یک سوال : ایمان و اعتقادات شمااز سر ترس و نیاز است و یا باور درونی؟


message 4: by hasti (new)

hasti | 284 comments آغاز و پایان موپر و درخور یک نوشته ی کوتاه رو باید از جمال زاده یاد گرفت.با اینکه ایجاز را رعایت میکنه اما معنی رو تمام و کمال میرسونه

من هم با صفورا هم عقیده ام.اگر کسی از صمیم قلب اعتقاد و باوری داشته باشه_حالا چه در زمینه ی مذهب یا غیر آن_دیگه نیازی به زبان آوردنش نیست.چراکه خود به خود تحقق پیدا میکنه
اگرنه_مثل اکثر ماها_فقط تبدیل به چندتا ورد نامربوط میشه که به زبان میاد تا دل گوینده خوش بشه

در ضمن نکته ی دیگر ای طنز تلخ اینه که طبق اون چیزی که خدا خودش گفته اکثرا آدمها فقط موقع نیاز و بر حسب احتیاج به یاد خدا می افتند و بس.


message 5: by hasti (new)

hasti | 284 comments علی آقا واقعا ممنون


message 6: by آمیرزا (last edited Aug 31, 2009 04:06AM) (new)

آمیرزا (amirza) | 81 comments البته این نوشته متعلق است به داستان "امنیت شکم" از کتاب "غیر از خدا هیچکس نبود
عنوان این نوشته رو هم از کلماتی که توی همین داستان اومده بود انتخاب کردم
کلا جمال زاده تو داستان هاش قسمت هایی وجود داره که خیلی جالب و دلچسب نوشته شدن
مثل همین قسمت از داستانش


message 7: by hasti (new)

hasti | 284 comments دقیقا همینطوره.
با اینکه قسمتی از یک داستانه_ ومن اینو نمیدونستم_ ولی به طور کامل و جامعی بیان شده
علی آقا عنوان نوشته رو بسیار عالی انتخاب کردین.باز هم ممنون


back to top