داستان كوتاه discussion

47 views
داستان كوتاه > آخرین وضو

Comments Showing 1-4 of 4 (4 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments پژمان عزیز
به نظرم تصویرسازی داستان برای رسیدن به مقصودت بسیار ساده، مفهوم و هماهنگ بود و ریتم داستانی را به خوبی رعایت کرده بودی
اما به عقیده من یک نکته ضعیف داستانت را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. برای آن که بتوان توصیف کرد باید خوب دید. باید با مردم جایی که داستانت آن جا اتفاق می افتد بجوشی و آنها را بهتر خودشان بشناسی و این به عقیده من عامل ضعف داستانت بود
مثلا یکی از بارزترین این توصیفات این بود که عذاداری در روستا که حداقل چهل روز است ظرف مدت کوتاهی تمام می شود و یا باز گذاشتن یقه که اصلا مرسوم نیست یا این که مشهدی با آن انگشت های درشت و کلفتی که بیل زدن به او هدیه کرده انگشتر زینب را به دست دارد یا وجود زورخانه در ده امروزی و... که از این دست توصیفات به عقیده من ناهمگون که بنیان داستانیت است بسیار استفاده کرده ای
این را هم اضافه کنم که صرفا نظرم را گفتم و هیچ دلیلی ندارد درست باشد و ممکن است بگویی پرت می گویم که زیاد هم دور از ذهن نیست
پایدار باشی


message 2: by hasti (new)

hasti | 284 comments به نظر من تعداد اسامی برای یک داستان کوتاه زیاد بود .به ذهن سپردن همه ی اونها خواننده رو در دنبال کردن روند اصلی داستان به زحمت می انداخت.
با اشکان موافقم که بعضی توصیفات با دنیای واقعی_که خود داستان میطلبید_جور در نمی آمد.
اما به طور کلی داستان خوبی بود.
با تشکر


message 3: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
به نظر من داستان ساده از لحاظ روایت و بسیار خوب از همان نظر بود.
کاری شبیه نوشته های خوب جلال آل احمد بود.
موفق باشید.


message 4: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 597 comments خوشم اومد .


back to top