داستان كوتاه discussion

27 views
نوشته هاي ديگران > درآرامش شبهای عشق / گوته

Comments Showing 1-2 of 2 (2 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments این سخن مرا جز با عاقلان مگوئید زیرا جاهلان به غیر از نیشخند کاری نمی توانند کرد.
می خواهم زبان به ستایش آن کس گشایم که در پی آتشی ست که خویشتن را پروانه وار در آن بسوزد.
در آرامش شبهای عشق که در آن نهال زندگی کاشته می شود و مشعل حیات دست به دست میگردد
به دیدن ماه خاموش و درخشان هیجانی مرموز روح ترا فرا می گیرد.
دیگر خویش را زندانی ظلمت جانکاه نمی یابی
زیرا هر لحظه دل خود را در آرزوی مقامی بالاتر می بینی
دیگر از دوری راه نمی هراسی و از رنج سفر نمیفرسایی
روح مشتاق را شتابان بسوی سرچشمه نور و صفا می فرستی
تا پروانه وار در آتش شوق بسوزد
تا راز این نکته را در نیابی که "بمیر تا زنده شوی"
مهمان گمنامی در سرزمین
ظلمت بیش نخواهی بود


message 2: by Faeze (new)

Faeze | 487 comments ArEzO.... wrote: "تا راز این نکته را در نیابی که "بمیر تا زنده شوی"
مهمان گمنامی در سرزمین
ظلمت بیش نخواهی بود"


ممنون بابت این گلچین زیبا
دلنشین و دوست داشتنی بود


back to top