داستان كوتاه discussion

65 views
175

Comments Showing 1-11 of 11 (11 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments سلام پریسا

پریسا چرا دیروز نیومدی با من تو کوچه بازی کنی؟
پریسا من برات یک عروسک خریدم
به مامانم گفتم می خوام با پریسا عروسی کنم
ولی مامانم می گوید تو هنوز کوچولو هستی
هروقت که بزرگ شدی و رفتی دانشگاه با پریسا عروسی کن
ولی من هنوز کلاس سوم هستم
مادرم می گوید پریسا هم باید برود دانشگاه و دکتر بشود
ولی داداشم می گوید
دخترها وقتی می روند دانشگاه با یک پسر دیگر دوست می شوند
پریسا تو هیچ وقت نرو دانشگاه
چون تو اگر بروی دانشگاه با یک پسر دیگر دوست شوی
دیگر مرا دوست نداری
من هم می روم سیگار می کشم
معتاد می شوم
و می میرم
.
.
.


message 2: by M.H.R (new)

M.H.R (MHRr) | 313 comments نرگس چرا ديروز نيومدي با هم بازي كنيم؟
-آخه مامانم نذاشت!
-آخه چرا؟
-نميدونم. بهم ميگه چون شماها پول نداريد نبايد باهات بازي كنم. بهم ميگه باهات بازي كنم بي تربيت ميشم.
... -


message 3: by Wanna (new)

Wanna انقده با دستات بازی نکن پسر . حرفتو بزن!

راستش ... راستش ...

راستش چی؟ خب بگو دیگه

من دیگه نمی تونم باهات باشم . داریم از این محله میریم


message 4: by Sal (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments بسیار بسیار عالی

فعلا همین و می تونم بگم


message 5: by سحر (new)

سحر | 381 comments دلم می خواد ساعتها زول بزنم به موهای پریشونش
و زیرزیرکی به اون صورت خوشگلش که خودشو زیر اون موهای نازش قایم کرده دید بزنم و بهش بگم که بیا هیچ وقت بزرگ نشیم تا پیش هم بمونبمو توی پارک دنبال هم بدویمو بازی کنیم و از ته دل قه قه بزنیم و بدون اینکه بفهمیم چی زشته و چی خوبه هر موقع دلمون خواست از شادی فریاد بزنیم
یاد بابام میافتم که یه خونه دیگسو مامان یه خونه دیگه
پس بهش اینم میگم که بیا هیچ وقت نخواییم تو خونه زندگی کنیم بیا بریم یه جای دورتر که اصلا خونه ای نباشه دیواری نباشه که نتونم ببینمت
دیگه چی بهش بگـــم!!!!!!!!!!!


message 6: by سحر (new)

سحر | 381 comments واقعا عکس زیبایی بود
ممنونم اقا حمید


message 7: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments دلم برات تنگ میشه
قول میدی فراموشم نکنی
نمیدونم
قول بده هم بازی دیگه ای نداشته باشی
نمیدونم
قول بده دیگه !!!
نمیتونم قول بدم
سخته چیو قول بدم



message 8: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1521 comments قشنگه


message 9: by Faeze (new)

Faeze | 487 comments Farzan wrote: " نمیتونم قول بدم"

همون بهتر قول نداد!

بسیار بسیار عکس زیبایی بود
ممنون


message 10: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
- آخه چرا کاری می کنی که مامان جفتمون رو از خونه بیاندازه بیرون؟
- مگه من چیکار کردم؟ تو خودت گفتی دلت شکلات می خواد.
- خوب من بگم شکلات می خوام تو که نباید برای سراغ شکلاتهایی که مامان واسه خاله قایم کرده. مگه نمی دونی مامان چقدر روی خاله و شکلاتایی که واسش نگه می داره، حساسه؟
- خوب حساس باشه. همونقدری که مامان دوست داره همیشه یه چیز دوست داشتنی واسه خواهرش داشته باشه منم دوست دارم خواهرم هرچی که دوست داره رو داشته باشه.
- خیلی بدجنسی. واسه دوست داشتن من رفتی شکلاتای خاله رو قاپ زدی یا واسه شیکم خودت، شیکمو!
- به جون آبجی به خاطر تو بود. مگه نگفتی یهو شکلات دلت خواست......



طيبه تيموري | 659 comments نمي دونم چطوري بگم
سرتو كه پائين مي ندازي همه جراتم از بين ميره



back to top