داستان كوتاه discussion

40 views
قوم و خویش خدا - هادي خرسندي

Comments Showing 1-4 of 4 (4 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Maria (new)

Maria (maria_jabbri) | 691 comments آدمی می شناسم از دوزخ
خوف و تشویش دارد و من نه

بس که می ترسد از عذاب خدا
هول از آتیش دارد و من نه

دائما ذکر گوید و تسبیح
در کف خویش دارد و من نه

قلبی آکنده از خدا و سری
باطن اندیش دارد و من نه

بس عجول است در رکوع و سجود
گویی او جیش دارد و من نه

تا رسد ز آسمان به او الهام
دو سه تا دیش دارد و من نه

گوئیا با خدا بُود فامیل
او که این کیش دارد و من نه

بهر ماموریت ز بیت المال
هی سفر پیش دارد و من نه

توی هر شهر از بلاد فرنگ
قوم یا خویش دارد و من نه

برنگشته از انگلیس هنوز
سفر کیش دارد و من نه

بهر حج تمتع و عمره
کوپن و فیش دارد و من نه

زندگی تخته نرد اگر باشد
او دو تا شیش دارد و من نه

پانزده تا مغازه ، یک پاساژ
توی تجریش دارد و من نه

در دزاشیب باغ و در قلهک
خانه از خویش دارد و من نه

نوزده تا عیال ، صیغه و عقد
بی کم و بیش دارد و من نه

گر چه با گرگ ها بود دمخور
ظاهر میش دارد و من نه

دانی او این همه چرا دارد؟
چون که او ریش دارد و من نه
------------------------------
میکروفن را بگیر از هالو
سخنش نیش دارد و من نه


message 2: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments ماریا عزیز خیلی ممنون
خواندنش مزه داد


message 3: by [deleted user] (new)

خيلي خيلي خيلي خيلي خوشم اومد.
مرسي خوب نازنين
:)


message 4: by Sal (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments یادآوری شیرینی بود
ممنون ماریای عزیز


back to top