داستان كوتاه discussion

65 views
مادرم هرگز نمی میرد

Comments Showing 1-17 of 17 (17 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments مادرم هرگز نمی میرد
شبها و روزگاران با او
ماندگارند.
مادرم هنوز پیش چشمانم شبها
داستان می خواند
برایم شعر می خواند
به روی شیطنت هایم
لبخند می پاشد
مادرم به جای ضرب خوردگی هایم
بوسه می مالد
موقع بیماری بالای سرم
در گلدان خالی
امید می کارد
***
مادرم هرگز نمی میرد و من
پیش چشمانش همیشه بچه ام
رنگ موهایم همیشه
همان است که بود
هنوز هم من کوچکتر از اویم
قدم رشد نخواهد کرد
من هنوز هم شیطانم
مادرم منتظر است که باز
از روی شیطنتم همه چیز را بشکنم
و من می شکنم در خیال
بارها می شکنم...!؟

مادرم هرگز نمی میرد
و من پیش چشمانش
همیشه بچه ام

22/امردادماه/83 - شهسوار (تنکابن) ؟


message 2: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments ...


message 3: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments فرزان جان ممنون از نظرت ولی درست متوجه نشدم که منظورت چیست. اگر کمی شفاف تر بگویی خوشحال می شوم


message 4: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments والا خودم نفهمیدم
اما فکر کنم به خط بریل بود



message 5: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments ممنونم فرزان جان


message 6: by Sal (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments شعر خوبی سرودی اشکان عزیز
نسبت به شعر نویی که قبلا از شما خوندم به مراتب بهتر بود

موفق باشی


message 7: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments آیاسخترازفکرکردن
به مرگ مادر
چیزی هم در دنیا وجود دارد؟
حتی فکرش هم کشنده است
و
البته که مادر هیچ وقت نمی میرد
آقای اشکان گرامی
بابت شعر خوبتان
متشکرم


message 8: by Ashkan (last edited Aug 06, 2009 04:40AM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments صالح عزیز ممنونم از نظرت این حرف تو نشان می دهد که از سال 83 تا به کنون پسرفت داشته ام متاسفانه!؟
غم انگیز است باید سعیم رابیشتر کنم


message 9: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments برادر خیلی به دل نگیر
پیش میاد
گاهی پسرفت
گاهی پیشرفت
گاهی هم سکون


message 10: by سحر (last edited Aug 06, 2009 04:30AM) (new)

سحر | 381 comments مرگ مادر
وای اصلا قابل تصور نیست
یه شب زبونم لال خوابشو دیدم
آنقدر تو خواب گریه کردم که نگو


شعر قبلیو نخوندم
ولی اینم شعر خوبیه


message 11: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments فرزان عزیز
به دل نگرفتم و خیلی خوشحال هم شدم که صالح اینقدر به دقت کارهای مرا می خواند. جای امیدواری دارد. از خودم دلسرد شدم که پس رفتم


message 12: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments سحر عزیز بسیار سپاسگزارم
مسئله در این شعر از دست دادن مادر نیست، جاودانگی مادر است. شاید خوب نتوانسته ام منتقلش کنم


message 13: by سحر (new)

سحر | 381 comments Ashkan wrote: "سحر عزیز بسیار سپاسگزارم
مسئله در این شعر از دست دادن مادر نیست، جاودانگی مادر است. شاید خوب نتوانسته ام منتقلش کنم"


نه اتفاقا صریح گفته شده بود
آرزو خانم که که حرفش رو زده بود یه جوری شدم
و یه لحظه یاد خوابم افتادم
فکر اینکه یه روزی نباشه دیونه کننده هست

بازم بابت شعر خوبتون ممنونم
:)


message 14: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments

شعرهات هميشه سبک خاص خودت رو دارند

نه ميتونم بگم شعرند...نه ميتونم بگم نثر اند

اما...دوستشون دارم.

خدا مادرهاي همه مارو سالم و سلامت نگه داره*



message 15: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments مهتابی خانم عزیز از نکته سنجیت ممنونم
من هر سال دفترچه ای دارم که توی آن مطلب می نویسم تا خاطره ای شود برای آینده. در زیر اکثر نوشته هایی که شباهتی به شعر دارند اکثرا نوشته ام «چیزی که نمی دانم چیست» ویا «شعری که شعر نیست» و مثل اینها. در هر صورت انگار نظرمان در این خصوص همسو است
باز هم ممنون از نظری که دادی


message 16: by Sal (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments Ashkan wrote: "صالح عزیز ممنونم از نظرت این حرف تو نشان می دهد که از سال 83 تا به کنون پسرفت داشته ام متاسفانه!؟
غم انگیز است باید سعیم رابیشتر کنم"



البته من این مقایسه رو از جنبه ی "خیال انگیزی" و "شعر گونه" بودن ِدو نوشته انجام دادم.

مطمئنا این عاملی نیست که پسرفت داشته باشه. شاید ناشی از جو و حال و هوای متفاوت، هنگام سرودن بوده باشه


message 17: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments فکر کنم همین باشه. اون موقع شاید کمتر دچار روزمرگی بودم و حالا...!؟


back to top