داستان كوتاه discussion

46 views
نوشته هاي كوتاه > بالا ، پایین ، چپ ، راست.....

Comments Showing 1-8 of 8 (8 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Shahrzad (last edited Aug 03, 2009 11:09AM) (new)

Shahrzad (222225) | 43 comments بالا ، پایین ، چپ ، راست ....



آخرین قدم‌ها رو توی تاریکی بر می‌دارم .
با دستم پرده رو کنار می‌زنم.
آفتاب انگار که به دنبال فرصت باشه ،
با عجله داخل اتاق می‌شه و با سرانگشتاش شونه‌هام رو قلقلک می‌ده .
دستام رو روی شونه‌هام ، درست رو پنجه‌های آفتاب، می‌زارم و بهش خوش‌آمد می‌گم .
پنجره رو که باز می کنم وجودم پر از هوای تو می‌شه .
نگاهم دوباره گنجشک سربه‌هوایی می‌شه که از در و دیوار بالا می‌ره .
به هرجایی که جلو روشه سرک می‌کشه ،
بالا ، پایین ، چپ ، راست ....
ولی باز مثل همیشه برمی گرده بالا .
می‌دونم ،
تو همه جا هستی :
بالا ، پایین ، چپ ، راست ....
ولی من دوست دارم وقتی می‌خوام باهات حرف بزنم بالا رو نگاه کنم .
دوست دارم تو قدبلندتر از من باشی .
تا من از این پایین برات دست تکون بدم و بهت چشمک بزنم .
تو هم از اون بالا نگام کنی و بهم لبخند بزنی.
می‌دونم ،
تو همه جا هستی :
بالا ، پایین ، چپ ، راست ....
ولی من دوست دارم وقتی می‌خوای برام پارتی بازی کنی و دستم رو بگیری ،
از همه‌ی اون بالایی‌ها بالاتر باشی و از اونجا دست من رو بگیری .
دوست دارم از همه بلندتر باشی ، از همه بزرگتر باشی ........
می‌دونم ، هستی؛ هم بلندتر ، هم بزرگتر........
شاید به‌خاطر همینه که هر وقت می‌خوام باهات حرف بزنم
ناخودآگاه بالا رو نگاه می‌کنم.
خدا جون
یه وقت تنهام نزاریا .
حتی اگه یه روزی من بد شدم ،
تو خوبی کن و بزار بازم از این پایین
برات دست تکون بدم و بهت چشمک بزنم .
نه، از این پایین نه ، از همه جا ،
از بالا ، پایین ، چپ ، راست ....
نفس عمیقی می‌کشم ،
هوایت را به وجودم پیشکش می‌کنم.
وجودم از هوای‌تو ذوق‌زده می‌شه .
من رومحکم در آغوش می‌گیره و فشارم می‌ده .
خدایا
ممنونم که هستی



message 2: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
آره اون بالاست
چپ راست پایین بالا
بالا
بالا
واسه همینم هست که گویا جدیدا اصلا نمی دونه این پایین ...

اون بالا نشستی نمی دونی این پائین چه خبره
از تو آسمون نمی شه دید که رو زمین چی می گذره
همه اسمت رو می برند ولی شیطان عزیز تره
خدا ببین ، نفرتمون از عشقمون لب ریزتره

دیوونه


message 3: by Sal (last edited Aug 03, 2009 10:16AM) (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments Shahrzad wrote: "
خدایا
ممنونم که هستی
"



اما
ممنون نیستم که هستم


message 4: by Shahrzad (last edited Aug 03, 2009 11:02AM) (new)

Shahrzad (222225) | 43 comments Saleh wrote: "Shahrzad wrote: "
خدایا
ممنونم که هستی
"


اما
ممنون نیستم که هستم"



و ممنونم که هستم

می دونم ...
خیلی سخته
همیشه بودن سخته
نبودن راحته
اونی که نیست یه درد داره،
اونی که هست هزار و یه درد.
ولی چقدر خوبه که آدم راه سخت رو انتخاب کنه

موفق و پیروز باشید


message 5: by Sal (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments Shahrzad wrote: "
ولی چقدر خوبه که آدم راه سخت رو انتخاب کنه
..."


بله
موافقم
گاهی انتخاب راه سخت نه تنها خوبه که عالیه
اما کلمه ی کلیدی در اینجا "کاهی" نیست
انتخابه


message 6: by ArEzO.... (last edited Aug 03, 2009 12:55PM) (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments خدایم

هرچند محو می شوم
به سان حباب
می زیم و دعا می کنم
که زندگی ام طولانی شود
به سان طناب بلند هزار لایه
هنوز هیچ چیز ندیده ام
جز طناب گسسته
و صخره ای از رنج که چنگش زده ام
.
.
.
شهرزاد عزیزم
سایه خوش قلبی ات
افتاده درون این واژه ها
خودم را سپردم به خنکی و طراوتش
چه خوب
که
هستی
خدا همواره همراهت


message 7: by Shahrzad (last edited Aug 04, 2009 06:52AM) (new)

Shahrzad (222225) | 43 comments Saleh wrote: "
اما کلمه ی کلیدی در اینجا "کاهی" نیست
انتخابه

..."

حق با شماست
ما حق انتخاب این راه سخت رو نداشتیم

پس ممنونم که
من برای این راه سخت انتخاب شدم



message 8: by Shahrzad (last edited Aug 04, 2009 05:09AM) (new)

Shahrzad (222225) | 43 comments Arezo.... wrote: "شهرزاد عزیزم
سایه خوش قلبی ...
"
متشکرم آرزو جان


back to top