داستان كوتاه discussion

66 views
171

Comments Showing 1-10 of 10 (10 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by MahtaBi KhaNooM (last edited Aug 02, 2009 07:30AM) (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments
[image error]


سايز بزرگتر:

http://fc07.deviantart.com/fs46/f/200...


message 2: by Sal (last edited Aug 02, 2009 09:19AM) (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments تو آسمونا دنبالش نگرد
رو زمینه


MahtaBi KhaNooM | 1782 comments


Saleh wrote: "تو آسمونا دنبایش نگرد
رو زمینه"


رو زمين دنبالش نگرد...تو آسمونه


message 4: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments نه تو زمین
نه تو آسمون
تو قلب خودته
تو قلب من
تو قلب ما
.
.
.


message 5: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
در زمین زندگی آسمان را می شود پاشید


message 6: by amir (new)

amir zargari | 3 comments چه طرز ايستادنش جالبه!!!!! انگار مسخ شده يا اينکه اختيارش دست خودش نيست!! بيشتر شبيه استايل ايستادن بيسيستهاي هوي متال هستش!!!!!! اگه يه بيس دستش بود!! چي ميشد


message 7: by [deleted user] (last edited Aug 03, 2009 06:46AM) (new)

خودش رو داده بود به دست باد...
اونم پيچيده بود دورش و محكم بغلش كرده بود كه چشمش افتاد به ابري كه بالاي سرش بي حركت ايستاده بود. عاشقش شده بود و دستهاشو رو براي در آغوش كشيدنش باز كرده بود!
حالا بايد با اين دو دلي چيكار مي كرد؟
كاش به باد بله نگفته بود...
كاش چشمهاش هيچ وقت ابر رو نديده بود...
كاش اينقدر هوس باز نبود...
كاش هواي پرواز نداشت...


message 8: by [deleted user] (new)

نگاه می کنه

ببینه اگه هواپیمایی در حال سقوطه

چوپان دروغگو رو خبر کنه

امداد بیاره


message 9: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments فرشتگان دورش حلقه زدند و بادی در موهایش انداختند
هوای آنها را استشمام میکرد
در زانوهایش احساس سستی می کند
آه کاشکی اینجا بودی
و او می دیدی
همانطور که من دیدم


message 10: by Rose (new)

Rose | 449 comments آهای با تو هستم نگام کن
نمیخوامش
با همه این زیبایی ها نمیخوامش
من هنوز زیبایی خودت رو یادم نرفته که این زیبایی ها فریبم بده
هنوز عطرت از سرم نپریده که عطر گلهای وحشی رو به رخم میشکی
میخوام برگردم
میشنوی؟
آره میدونم که میشنوی
خواهش میکنم، تو همیشه مهربون بودی
خواهش میکنم بذار برگردم
زانوهام دیگه توان موندن نداره


back to top