داستان كوتاه discussion

60 views
رزم رستم و ويروس / مصطفی اسماعیلی

Comments Showing 1-3 of 3 (3 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Sal (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments

[image error]


كنون رزم ویروس و رستم شنو
دگرها شنيدستي اين هم شنو

كه اسفنديارش يكي دیسک داد
بگفتا به رستم كه اي نيكزاد

در اين دیسک باشد يكي فایل ناب
كه بگرفتم از سایت افراسياب

برو حال­ مي كن بدين دیسک هان!
كه هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوي خانه اش
شتابان به ديدار رايانه اش

چو آمد به نزد
mini tower
اش
بزد ضربه بر دكمه پاورش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مران دیسک را در درایوش گذاشت

نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت
يكي لیست از روت ديسكت گرفت

در ان دیسک، ديدش يكي فایل بود
بزد اینتر آنجا و اجرا نمود

كز ان يك دِمُ گشت زان پس عيان
به فيلم و به موزيك و شرح و بيان

به ناگه چنان سيستمش كرد هنگ
كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ

چو رستم دگر باره ریست نمود
همي كرد هنگ و همان شد كه بود

تهمتن كلافه شد و داد زد
ز بخت بد خويش فرياد زد



چو تهمينه فرياد رستم شنود
بيامد كه ليسانس رايانه بود

بدو گفت رستم همه مشكلش
وز ان دیسک و برنامه ی خوشگلش

چو رستم بدو داد قيچي و ريش
يكي "بوت اَبل" ديسك آورد پيش

يكي
toolkit
اندر آن دیسک بود
بر آورد آن را و اجرا نمود

همي گشت
toolkit
هارد اندرش
چو كودك كه گردد پي مادرش

به ناگه يكي رمز ویروس يافت
پي حذف امضاي ايشان شتافت

چو ویروس را نيك بشناختش
مر از
boot sector
بر انداختش

يكي ضربه زد بر سرش
toolkit
كه هر بايت آن گشت هشتاد بیت

به خاك اندر افكند ویروس را
تهمتن به رايانه زد بوس را

چنين گفت تهمينه با شوهرش
كه اين بار بگذشت از پل خرش

دگر باره اما خريت مكن
ز رايانه اصلا تو صحبت مكن

قسم خورد رستم به پروردگار
نگيرد دگر دیسک از اسفنديار


مصطفی اسماعیلی


message 2: by [deleted user] (new)

اگه رستم می فهمید

حساب این آقا مصطفی رو می رسید

اما

خوش ذوقی خوبی بود


message 3: by Faeze (new)

Faeze | 487 comments بسی خنده دار بود

انگاری رستم که از هفت خان گذشته بود، تو این رزم امروزی حسابی کم آورد
!


back to top