داستان كوتاه discussion

68 views
داستان كوتاه > هفت تیر

Comments Showing 1-8 of 8 (8 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by مهدی عناصری (last edited Jul 27, 2009 11:06AM) (new)

مهدی عناصری  عناصری | 414 comments ببینم اینا چیه ؟

" خال کوبی "

معتادی؟

"آره"

چی میکشی ؟

"هفت تیر! "


خودتو مسخره کن

"! تریاک بابا ! شوخی کردم ! "

میدون هفت تیر چیکار میکردی؟


" گفتم هفت تیر نه میدون هفت تیر
!"

خفه ! گفتم اونجا چیکار میکردی ؟

"باشه بابا . میدون میدونه دیگه . تازه از خواب بیدار شده بودم . موادم تموم شده بود و.
..."

بسه! اعتراف میکنی یا.
.....

"آره . آره ! . قبلا صد دفه این کارو کردم . خوب چی باید
بنویسم ؟"

خوبه ! بنویس
:


/ با هفت تیر اومده بودم و
.../

"ببینم . مثل دفه قبل با این اعترافاآزادم دیگه ؟"

آزادی؟!!! هفت تیر ! آزادی !




message 2: by [deleted user] (new)

عالی..

یک کلمه

عالی


message 3: by آمیرزا (new)

آمیرزا (amirza) | 81 comments بازی با کلمات جالبی بود
(~_~)


مهدی عناصری  عناصری | 414 comments Ali wrote: "بازی با کلمات جالبی بود
(~_~)"

به قول نمیدونم کی
همه چیز بازیست الا عشق بازی




message 5: by hasti (new)

hasti | 284 comments علی آقا بعضی وقتا با استفاده از همین بازی با کلمات باید حرفتو بزنی در غیر اینصورت اگر آزادانه بخوای فریاد بزنی آخرش میکشوننت به همون اعتراف زورکی

خط حطی مثل همیشه تفاوت و خاص بودن نوشته هات مشهوده
با تشکر


message 6: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 597 comments خوشم اومد ... اعتراف .. آزادی و هفت تیر... خاص می نویسی


message 7: by Yasmina (new)

Yasmina | 49 comments ! اعتراف بجایی بود
و ..آپ تو دیت
ممنون


message 8: by Athareh (new)

Athareh (athareh_22khyahoocom) | 34 comments عالي بود
موفق باشي


back to top