داستان كوتاه discussion

34 views

Comments Showing 1-7 of 7 (7 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by پری (new)

پری | 100 comments سلام مرسی که نوشتی .
خیلی خوشم اومد .بعد از جمله ی آخر فکر کنم هرکس یه داستان متفاوتی تصور میکنه از زن عمو ها و...
من زن عمو حسن ها رو خوش قیافه و مهربان و ساده تصور می کنم. زن عمو حسین ها عصبی و خسته اند و یاد گرفتن خیلی فداکاری کنن
زن عمو عباس ها هم فک کنم مهربانن فقط حواس پرت اند تو یه
عالم دیگه زندگی می کنن


message 2: by Mehdi (new)

Mehdi | 88 comments قشنگ و ظریف نوشتید. حس خوبی داشت. ممنون.


message 3: by پری (new)

پری | 100 comments اوه اوه خیلی پیچیده شد مغزم ارور داد :D


message 4: by banafshe (new)

banafshe (banafshe65) | 550 comments قشنگ بود
ولی خیلی هم اتفاق می افتد که هیچ عمویی در زندگی کسی نباشد

مثل من


message 5: by Hamideh (new)

Hamideh (hamidehhasanzadeh) منم عمو ندارم اما دوس داشتم یه عمو حسین داشتم :) حسم از عمو همون عمو حسینه همیشه :))


message 6: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1521 comments این دیگه چی بود
داستانه؟


message 7: by Amir Hossein (new)

Amir Hossein Mokhtari (AmirOmid) | 7 comments خوب بود و متفاوت


back to top