داستان كوتاه discussion

79 views
نوشته هاي ديگران > کله کدو- مصطفی مستور

Comments Showing 1-8 of 8 (8 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by faranak (new)

faranak | 189 comments زينب جان ، منم لذت بردم . داستان خوبيه ، ممنون. هر چند فكر ميكنم توي ادبيات ما از اين دست داستانهاي كوتاه با سوژه هاي مشابه زياده


message 2: by سارا (new)

سارا hourand | 207 comments مدتها پیش خونده بودمش . چیزی از تاثیر گذاریش کم نشد با دوباره خوندنش . ممنون دوست عزیز


message 3: by Behzad, دیوونه (last edited Jul 18, 2009 11:41PM) (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
خیلی قشنگ بود
ممنون که این همه احساس ساده و زیبای آقای مستور رو با ما قسمت کردی


message 4: by Faeze (last edited Jul 19, 2009 01:03AM) (new)

Faeze | 487 comments ممنون زینب جان
طولانی نبود، چون صمیمیت و سادگی نوشته و عشق و احساس شخصیتش خواننده رو بدنبال خودش میکشوند

یاد بنجی افتادم تو خشم و هیاهو که خواهرش رو بی اندازه دوست داشت
فصل اول این رمان رو خیلی دوست دارم بخاطر راویش که از نظر ما آدما عقب موندست ولی حرفاش بنظر من صمیمی و دوست داشتنین




message 5: by Sal (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments Zainab wrote: "ممنون. خوبه که خوندین
بهتره از صالح تشکر کنیم که این متن رو گذاشته بود تو گروه مستور"


ممنون زینب عزیز
من فکر می کردم قبلا تو این گروه گذاشتمش
:))
در هر حال ممنون از یادآوریت
به شخصه این داستان مستور رو خیلی دوست دارم
و البته جدا غم انگیزه
اونجا که کله ش و با دو دست فشار میده تا کوچیک بشه
دلم می خواد بشینم و یه دل سیر براش گریه کنم
برای کله کدو


message 6: by Farnaz (new)

Farnaz (farnazm) | 93 comments ممنون. داستان زیبا و تاثیر گذاری بود


message 7: by ماهور (new)

ماهور (mahoor) | 214 comments دوست داشتنی بود
مثل عطر بی نظیر مو
مثل خوابیدن زیر نور مهتاب
مثل شمردن ستاره ها
ممنون


message 8: by [deleted user] (new)

كله كدو شرط رو برد. وسط هاي داستان كه بودم گريه ام گرفت. ولي خب خوندمش تا آخر آخرش و آخرش ... خنديدم... به دنياي ستاره ها و دلم كله ي كدويي خواست.
مرسي هم از صالح و هم از شما


back to top