داستان كوتاه discussion

50 views
نوشته هاي ديگران > اینجا کسی دستان خدا را نگرفته است

Comments Showing 1-4 of 4 (4 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Ghazaleh (new)

Ghazaleh | 9 comments برای صاحبان حکومتهایی که خودکامه اند و بزور نام جمهوری را یدک میکشند.


اینجا کسی دستان خدا را نگرفته است


این جمع از التفاتمان کم کردند

با یک تشر از ثباتمان کم کردند

گفتیم نویسیم که ظالم به دو قومید

از جوهر این دواتمان کم کردند

با خون و شرف آیه نوشتیم ولیکن

با چوب ، از این نشاطمان کم کردند

گفتیم خدا را به بساطی بفروشیم

با حیله از این بساطمان کم کردند

با رشوه خدا را به دو شاهی بگرفتند

از روزه و از زکاتمان کم کردند

دستان کپک خورده به دستان تو پوکید

از فرصت ارتباطمان کم کردند

یک حوض پر از شور و صفا و دو سه ماهی

از ماهی و از حیاطمان کم کردند

در کافهء نادر دوسه یاوه ، دو سه لبخند

از لحظه اختلاطمان کم کردند

وقتی که بزرگ تر شده بودیم ندیدند

با آیه از انبساطمان کم کردند

هر وقت به هم عشق تعارف کردیم

از نمره انضباط مان کم کردند


پنجشنبه، 31 خرداد، 1386 - اميراطهرسهيلي

http://www.faryade-syah.persianblog.ir/


message 2: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1522 comments عالی
ممنون


message 3: by Hamideh (new)

Hamideh Mohammadi (hamide) "از فرصت ارتباطمان کم کردند "
كاملا موافقم، البته قطع كردند، بحث خلع يد و قلع و قمع است


message 4: by Ghazaleh (new)

Ghazaleh | 9 comments محمد و حمیده عزیز مرسی که خوندین و نظر دادین


back to top