داستان كوتاه discussion

23 views
خطّ

Comments Showing 1-5 of 5 (5 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Maria (new)

Maria (maria_jabbri) | 691 comments دمی دیگر
از رویا
باز می مانیم

چنانکه باز می ماند
از بازی
کودک تنهایی
که بادکنک ارغوانیش
یکباره می ترکد
و آوار هوایی پاره پاره
...در ناگاه گلو

دمی دیگر
رویا در خانه ی شنی
ته می نشیند
قلعه هایی بی سوار
...باروهایی بی عبور خاتونان

دمی دیگر امّا
عشق را به من بدهید
تا به دیواره های جهان
خطّی
بکشم در امتداد خود

آنجا که باز ماند
...من باز مانده ام


message 2: by [deleted user] (new)

ماریای عزیزم

تو هیچ وقت باز نمی مانی

انقدر که دوست داشتنی هستی

شعرت هم بسیار زیبا بود


message 3: by Maria (new)

Maria (maria_jabbri) | 691 comments Delaram wrote: "ماریای عزیزم

تو هیچ وقت باز نمی مانی

انقدر که دوست داشتنی هستی

شعرت هم بسیار زیبا بود"



دلآرام عزيزم
ممنون نازنين
نبودم، ولي ديدم که شادي
همين مرا شاد مي کند
وقتي لبخند رو توي اون صورت مهربون حس مي کنم
شادي ات رو تبريک مي گم
..........
...به روم نمي يارم، ولي
مونده ام


message 4: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments برای اینکه شاعر توانایی هستی
از اینکه اینجا هستی
از اینکه در اینجا می توانم شعرهای شاعر توانایی چون ترا بخوانم خوشحالم
اما
این را می دانم که همیشه یک شاعر یا یک نویسنده و نقاش حتی موسیقی دان دردی و رنجی دارد
که او را واداشته برای نوشتن
این درد باعث الهام و قوت او شده برای چیزی گفتن
و کاری کردن ...
و از این بابت متاسفم
ماریای عزیزم
خطی را که می کشی
اگر تا به خدا بکشی
وا نمی مانی ...
بیا هردو باهم خط عشق بکشیم
تا بی نهایت خوبی و خدا


message 5: by Rose (new)

Rose | 449 comments عشق و سماجت را از کودکی به ارث برده ایم
که اگر تمام بادکنکهای رنگین کمانی دنیا در پیش چشمهای آسمانیش بترکد
بیش از دقایقی از رویای بازی باز نمی ماند
پس باز نمی مانیم مادامیکه گنجینه ی موروثی خود را گم نکرده باشیم


back to top