داستان كوتاه discussion

38 views
نوشته هاي كوتاه > خونه تکونی و خود تکونی

Comments Showing 1-10 of 10 (10 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments چند قرنمون؟





message 2: by Kourosh (last edited Mar 11, 2009 04:40AM) (new)

Kourosh | 389 comments نبی جان شیطنت میکنی؟مشوش میکنی؟چند قرن؟منظورت چیزای بد آموزی ایه که زمان آغامحمدخان قاجاریاد گرفتیم و هنوزگاهی چشم همدیگرو در میاریم یا میگیم چشات دراد فلان شی به خاک سیاه بشینی ؟


message 3: by Kourosh (last edited Mar 11, 2009 11:26AM) (new)

Kourosh | 389 comments موافقم ولی بسیاری ازاین تارها برای بسیاری از انسانها لازمه و بدون این تارها قسمتی از وجودشونو از دست میدن ولی اوکی من و شما تا تونستیم و شدنی بود از خودمون تارهای مزاحم رو میکنیم دروجودمان بذر گل میکاریم و به قول کلیشه معروف سبز میشویم... سبزی و بهار نزدیک است


message 4: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments بچه ها دم عیده خیلی به خودتون فشار نیارین


message 5: by Rose (new)

Rose | 449 comments دوستان حواسمون باشه یه موقع توی این تارعنکبوت ها گیر نکنیم و خوراک عنکبوت نشیم آخه بعضی هاشون اینقدر قشنگ و هنرمندانه بافته شدن که آدم رو مجذوب میکنن


message 6: by ماهور (new)

ماهور (mahoor) | 214 comments ای بابا نبی جان خونه تکونی آش کشک خاله س
با این چیزا نمیتونی از زیرش در بری
;)
البته من هم مثل تمام آقایون با همین زدودنه موافق ترم
خیلی راحت تر از لوستر پاک کردنه


message 7: by Sal (last edited Mar 16, 2009 03:53AM) (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments نبی جان
هر چند که احتمالا حق با توئه
اما
حرفت بوی کلیشه می ده
بوی همون حرفایی که از بچگی تو گوشمون می خوندن

می دونم که تو کلیشه ای صحبت نمی کنی
می دونم
اما
چه کنم که جدیدا با کلیشه ها مشکل پیدا کردم
به شدت



message 8: by Sal (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments باهات موافقم
و خوشحالم که می فهمی


message 9: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments این فشاری که خانه تکانی به من آورد، حسابی من را تکاند، دوستان را نمی دانم


message 10: by Sal (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments Ashkan wrote: "این فشاری که خانه تکانی به من آورد، حسابی من را تکاند، دوستان را نمی دانم"

سلام اشکان جان
کم پیدایی رفیق
خسته نباشی

من که هیچ چیزی رو هنوز نتکوندم
فقط اتاق خودمه
اونم گذاشتم واسه دقیقه نود
شایدم وقت اضافی



back to top