داستان كوتاه discussion

27 views
نوشته هاي كوتاه > مرد تنها - تنها مرد

Comments Showing 1-6 of 6 (6 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Behzad, دیوونه (last edited Mar 09, 2009 04:27AM) (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod


همیشه میومد اینجا
تو همین پارکِ
همین پارکه که توش نه حوض داره نه سرسره نه درخت که بشه پشتش قایم باشک بازی کنی
!!!میومد اینجا
هر روز صبح سر ساعت ۱۰میومد و اونجا میشست رو همون نیمکت آبیه
میدونی که کیو میگم؟
همینجوری مینشست و هیچ کاری نمی کرد.
...فقط فک میکرد
! فقط
شاید هم زور میزد اسم زنش یادش بیاد
شاید هم ته دلش از یه عشق ته نشین شده نشونه ای مونده بود
.... شاید هم
کی میدونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هرچی بود ،واسم خیلی جالب بود
با اون کت شلوارش که هنوز بو نویی میداد،
با اون موهای جو گندمیش که همیشه خیلی ناشیونه شونشون میکرد،
با اون عصاش که هیچ وقت کمک دستش نبود
دلم واسش تنگ شده
آخه مي دوني
چند روزه صدا عصاش نمیاد
چند روزه که انگاری دیگه به هیچی فکر نمیکنه
.... چند روزه که انگاری
نه، اون نمرده
!!!اون نمرده
نمیخوام اینو قبول کنم
.... ولی انگاری


نگاه کن از زیر پنجره تابوت می برند)
(



MahtaBi KhaNooM | 1782 comments چرا بهم ربخته اي ديووونه؟!

:)‌ پست هاي اخيرت....


message 3: by Sal (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments با صدای بی صدا
مث ِ یه روز بلند
مث ِیه خواب کوتاه
یه مرد بود
یه مرد
.
.
شب با تابوت سیاه
نشست توی چشماش
خاموش شد ستاره
افتاد روی خاک
..
.
یه مرد بود
یه مرد


message 4: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
MahtaBi KhaNooM wrote: "چرا بهم ربخته اي ديووونه؟!

:)‌ پست هاي اخيرت...."


یک روز دو چشمم خیس
یک روز دلم چون گیس
آشفته و ریساریس
بر دار دگر بردار
بردار به دارم زن
از روی پل فردیس


message 5: by Sal (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments این حس دیوونگی برام آشناست




message 6: by سارا (new)

سارا hourand | 207 comments ان مرد خوش باور که با هر گریه می گریید و با هر خنده می خندید نومید واری دشنه در قلبش فرو برده اینک به زیر سایه دیوار غم مرده از سایه ناشاد او امروز مردی دگر برخاسته ا زسنگ با نام دیرین لیک در سر منزلی دیگر مردی که باور می کند از چشم خود تنها مردی که می گرید چو می خندند می خندد چو می گریند مردی دگر با سایه ای دیگر دلی دیگر




back to top