انجمن شعر discussion

39 views
كارگاه شعر > پنجره ی زرد

Comments Showing 1-5 of 5 (5 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Mehdi (new)

Mehdi | 158 comments سلام
به نظر من که شعر خوبی بود
زبان هم، زبان متهورانه ایه که باید به جرات شما آفرین گفت
بیشتر از ما، فکر کنم خودت داری بیشتر با این نوع نگارش کنار میای
اما شاید از پتانسیل نهفته ی این زبان نهایت استفاده نشده
و شاید با اضافه کردن قابلیت های پسامردنی، میشد از کلمات کارکرد بهتری بیرون کشید
مثلا شاید بشه به جای مستقل ساختن هر مصراع، اونها رو بعضا به مصراع بعدی وصل کنیم، تا هم قالب رو حفظ کرده باشیم و هم زبان شعر ادامه دار بودن رو میطلبه
مچاله کرد و خیس/درون تکه روزنامه اش/چروک خورد/ عکس مرد/مکث شد،سکوت کرد/و باز هم ادامه داد
از ترکیب کلمات مثلا در خط دوم: من ترکیب "روزنامه های بی حواس" رو بیشتر می پسندم
تعیین مابه ازای بیرونی برای هر واژه مثل شیشه پنجره و شیشه دل قطعا به قوت شعر می انجانه
...
بنظرم مصرع"شکست زیر بار سهمگین خاطرات در یکه تنه نبرد" به زور جا شده بود
...
تصویر"قاصدک مرده روی خاک سرد پنجره" خاک سرد پنجره رو درک نکردم
...
و"قدکشیدن غبار" رو هم غیر متصور می دونم
...
اینها برداشت من بود و از اونجایی که در کل قدرت درک من پایینه، شاید بعد از چند بار خوندن، همه ی مشکلاتی که گفتم برام حل شه


message 2: by پری (last edited Dec 30, 2012 04:26PM) (new)

پری | 7 comments سلام:)
موضوع شعر خوب بود تکراری نبود جالب بود کلا
اما استپ زیاد داشت، خیلی هم وزن شعر خراب نبود. فقط یه جاهایی، با دقت تر باید نوشت که اگه اصلاحش کنی شعر خوبی میشه
رویه هم رفته خوبیه شعرات اینه که ادای کسی رو در نمیاری


message 3: by Reza (new)

Reza speed (rezaspeed) | 9 comments سلام .
شعرتون رو به خاطر ایماژی که در اون بود بی نهایت دوست داشتم به خصوص
صدای قار قار باغ پا گرفت و رقص باله ی باد و برگ
صدای قیژ قیژ روی شیشه مکث کرد، شد سکوت سرد
فقط یه توصیه کوچیک : ترکیبات وصفی و اضافی که در شعر شما بود گاهی معنایی مغایر با کلیت شعر القا می کرد . اگه معنا رو فدای وزن نکنید بی شک می تونم اعتراف کنم که شاعر کم نظیری خواهید شد .

براتون بهترین آرزوها رو دارم


message 4: by Reza (new)

Reza speed (rezaspeed) | 9 comments مطمئن باشید من از سر لطف شعرتون رو نخوندم .این احساس واقعی من راجب شعر شما بود .
از اون دست ترکیبات که یه خرده کوچولو اذیت شدم اینا بود :
یک تنه نبرد
دشمن غبارهای پیر
البته بگم که هر کدوم از این ترکیبات رو دوست داشتم ولی برای این شعر مناسب نمیدیدم .
شعرتون به دل میشینه .الان که دوباره خوندم متوجه شدم که چقدر بیشتر از دیروز ازش لذت بردم
یه نکته کوچیک دیگه که حیفم اومد نگم : به نظر من اگه در ابتدای شعر اینطور بود شاید قشنگ تر میشد .
شیشه های پنجره کثیف بود رو به باغ خشک ،باغ زرد


message 5: by Amin (new)

Amin (gharibehichestan) | 126 comments سلام
خب شعر بدیعه, چرا؟ به خاطر تصویر ها,توصیفات,ترکیب کلمات ,داستان سرایی شعر با فضا سازیه بسیار
خوب و در نهایت زبانی که برای خود شاعر است بله خود شما
این چیزیه که در کلیت شعر و در نگاه اول به چشم می خوره و باعث میشه شعر آدم رو جذب کنه
ولی در جزئیات چطور؟
نه آنگونه نیست
میگی چرا؟خب من میگم شما روی حرفام فکر کن
بعضی از ترکیبها از شعر بیرون می زنند هر چند به تنهایی
ترکیبات جالبی هستند رقص باله ی باد و برگ ,یک تنه نبرد خب درسته همش دو تا ترکیب از شعر زد بیرون ولی دو تا هم واسه شعر به این کوتاهی زیاده دیگه
زمان چروک خورده شد به زمان دیگر فعل ها نمی خورد و چروک خورد بهتر بود
به " مرحوم" تا رسید،روزنامه را هراسان رها کرد,,,,یعنی از این بی سلیقه تر نمیشد این مصرع رو گفت و اصن همچین میخوره تو ذوق که نگو ,آهنگ شعر رو هم کلا نابود میکنه
غبار سخت ؟من تا الان ندیدم شما چطور؟ اونی که سخت میشه رو شیشه کثیفیه غبار به این نرمی و لطافت
در آخر بر عکس آقا مهدی من هم خاک سرد رو درک کردم هم قد کشیدن رو و این تعبیر خاک سرد به نظرم بهترین قسمت شعرت بود
خیلی بیشتر می شه راجع این شعر نوشت مخصوصا از لحاظ محتوا و این حرفا همش در خصوص فرم بود که در مجالی دیگر درباره اش می نویسم
پاینده باشی
در ضمن جنس کاغذ روزنامه کیهان واسه شیشه پاک کردن عالیه امتحان کن پشیمون نمیشی


back to top