داستان كوتاه discussion

25 views
نوشته هاي كوتاه > چراغ چشمك زن

Comments Showing 1-3 of 3 (3 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by ستاره (new)

ستاره (sisily_clfyhoocom) | 437 comments از چراغ چشمك زن خطر
چشم بسته مي گذرم
چرا كه تقديرم را در جيب راستم گذاشته ام
تو آن را كجا گذاشته اي
دوست خوش شانس من...؟


message 2: by Maria (new)

Maria (maria_jabbri) | 691 comments تقدیر من
روی پیشانی ام حک شده
،آنطور که می گویند)
(اما خود باور نکرده ام هنوز
و از آن خلاصی نیافته ام
!تا به امروز

تو چه خوش شانس بودی
دوست خوبم که
!حق جابجا کردنش را داشتی


message 3: by محسن (new)

محسن | 228 comments تقدیر من سوخته ،هنگ کرده ، شاتون زده ، آب روغن قاتی کرده ،توی جیب که هیچی توی خونه هم اگر بیارمش حال همه رو به هم میزنه قالی ها رو هم کثیف می کنه ، باید ساعت نه بذارمش بیرون اون هم توی یک پلاستیک کلفت و سیاه.


back to top