داستان كوتاه discussion

21 views
املت دسته دار

Comments Showing 1-2 of 2 (2 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by محسن (new)

محسن | 228 comments خانم فیروزه بو اسحاقی

یاد باد آن که سرکوی توأم منزل بود
یعنی آن منزل خوبی که در آن ساحل بود
در دلم بود که با دوست نباشم هرگز
چه کنم دختر همسایه ی ما خوشگل بود
بعد یک عمر که می خواست به من سر بزند
از بد بخت من آن شب پدرم منزل بود
دوش با یاد حریفان به خرابات شدم
گرچه شب وارد آن جا شدنم مشکل بود
دیدم او را که نمی دیدم اگر بهتر بود
با سر و روی بدی داخل مجلس ول بود
حافظا خانم فیروزه بو اسحاقی
که گل سر سبد شعر به هر محفل بود
گرچه اشعار پر از مساله و ناقص داشت
لیک در آن چه که می خواست دلم کامل بود
املت دسته دار ، ناصر فیض



message 2: by Saleh (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments خوشمان آمد
!


back to top