داستان كوتاه discussion

81 views
گفتگو و بحث > حالا نوبت ماست

Comments Showing 1-50 of 107 (107 new)    post a comment »
« previous 1 3

message 2: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments آهو خانم، من این گروه را دیدم و لینک سایت موج سوم را هم دنبال کردم. شخصا علاقه ای به فعالیت های سیاسی و یا اظهارهای نظر سیاسی ندارم ولی برای شما آرزوی موفقیت می کنم و برای اینکه کاری انجام داده باشم، لینک این گروه را برای تمامی نشانی های ایمیلی که دارم می فرستم


message 3: by M.H.R (new)

M.H.R (MHRr) | 313 comments آهو خانم، ممنون از اطلاعتون در مورد گروه ايجاد شده
:)


message 4: by Maria (new)

Maria (maria_jabbri) | 691 comments !!!حالا نوبت ماست؟
!اگر نوبتي هم درکار باشه
.....
آهوجان، ممنون از حضورت
فارغ از مباحث سياسي، من هم شرکت مي کنم
!شايد نوبتمان شد


message 5: by Farzan (new)

Farzan (PersianGuy1983) | 1379 comments منم مثل دوستم اشکان علاقه ای به مباحث سیاسی ندارم چون سیاست خیلی کثیفه و فقط دردسر درست میکنه اما از تلاشت ممنون


message 6: by M.H.R (new)

M.H.R (MHRr) | 313 comments آقا فرزان كاش ميشد به سياست كار نداشت و هيچ دردسري درست نميشد!!!
كاش!!!
;)


message 7: by Ashkan (last edited Feb 20, 2009 06:03AM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments عزیز M.H.R.
قصد مغالطه ندارم ولی به عقیده من ساختار سیاست، مثل هر فن دیگری، آنچنان عمیق و پیچیده است که کسانی مثل من تنها می توانند نتایج کار سیاست مداران بهره ببرند و یا متضرر شوند. زمینه ساز هر سیاستی، یک فیلسوف است. مشهورترین آن مارکس بود و ملموس ترینش سید حسین نصر که انقلاب اسلامی ایران در راستای همین افکار است. معتقدم زمانی که یک چنین فلسفه هایی مطرح هستند تلاش کسانی مثل من که دیدگاه هایی غیر از فلسفه جاری را دنبال می کنند ثمره ای نخواهد داشت
تا حدودی هم با نظر سهراب سپهری موافقم که می گفت
قطاری را دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت


message 8: by M.H.R (last edited Feb 20, 2009 09:59AM) (new)

M.H.R (MHRr) | 313 comments اشكان عزيز
منم مثل شما تنها از عملكرد سياست مداران يا متضرر ميشم يا نفع مي برم
اما مهم اين كه بشه اين ضررها رو به حداقل رسوند

اگه ديدگاه هاي من در راستاي ديدگاه حاكم در جامعه باشه، چه بهتر، و راحت تر ميشه در راستاي كاهش ضررها حركت كرد...اگر هم ديدگاه من با ديدگاه حاكم در جامعه در يك راستا نبود، تلاش ميكنم تا ديدگاهي حاكم بشه كه به نظر من براي جامعه و خودم سودمندتر باشه

به هر حال فكر ميكنم براي به حداقل رسوندن ضررهاي ناشي از سياست و سياستمداران «ناگزير» هسيتم كه با سياست كار داشته باشيم

حتي اگر قطار كثيف سياست خالي بره
:)


message 9: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments من نظرم را به شکل دیگری عنوان می کنم: شما به عنوان یک مهندس طراح دستگاهی را تولید می کنید، مردم عادی چیزی از اصول طراحی مکانیکی نمی دانند و تنها دستگاه شما را انتخاب و از آن استفاده می کنند بدون آن که حتی بدانند این مجموعه چگونه کار می کند و یا چگونه طراحی شده است. ولی اگر به هر دلیلی دستگاه شما خسرانی به آنها وارد کند آن زمان است که عملکرد آنها اهمیت می یابد.
در هر صورت من ترجیح می دهم در کناری بایستم و نظاره گر باشم در واقع این یک حق مدنی است که هر کسی می تواند ز آن استفاده کند یا نکند ولی این به معنای آن نیست که به دلیل استفاده نکردن از این حق، که نوعی رای ممتنع به حساب می آید، از سایر حقوق مدنی محروم می شود. قصد من صرفا ایراد نظرم بود و این را در آخر بگویم که به شدت اعتقاد دارم حتی در دموکراتیک ترین نظام های حکومتی انتخاب مردم نیست که حاکم را تعیین می کند بلکه مکانیزمی است بسیار پیچیده که مردم با رای خود آن را امضا می کنند. بسیاری به این نظر ایراد می گیرند و در مقابل من تنها دلیلی که برای آن دارم پریودی تاریخی است که برای آن استخراج کرده ام



message 10: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1778 comments نوبت ماست؟
یعنی اینهمه سال کسی غیر از ما بوده؟
اینها همه بازیه..فقط رنگ مهره ها عوض میشه...بازیک ها ثابته


message 11: by Maria (new)

Maria (maria_jabbri) | 691 comments Ashkan wrote: "من نظرم را به شکل دیگری عنوان می کنم: شما به عنوان یک مهندس ..."

بي اجازه وارد بحثون ميشم
:و دقيقاً اين جمله ي اشکان عزيز را تأئيد مي کنم

حتی در دموکراتیک ترین نظام های حکومتی "
انتخاب مردم نیست که حاکم را تعیین می کند
بلکه مکانیزمی است بسیار پیچیده
".که مردم با رای خود آن را امضا می کنند


message 12: by M.H.R (new)

M.H.R (MHRr) | 313 comments آقا اشكان عزيز...من هم مانند شما قصدم بيان نظرم هست...و فكر هم ميكنم گفتگو در چنين زمينه هايي سازنده باشه... و اميدوار هستم كه واقعا هم سازنده باشه...
(:
به نظر شما ميشه يكي از مردم عادي قصد شناخت دستگاه مورد نظر و يا تغيير اون رو داشته باشه؟

و اين كه نظامي كه مردم در اون تنها به يك مكانيزم پيچيده «از قبل طراحي شده» راي ميدهند ديگر نظام دموكراتيك ناميده نميشه...
البته عبارت «از قبل طراحي شده» را اوردم چون برداشتم از جمله شما اين گونه بود كه اين مكانيزم از قبل طراحي شده و مردم در انتخاب اون هيچ سهمي ندارند
بنابراين چنين نظامي كه مردم حاكم را تعيين نميكنند ديگه دموكراتيك خوانده نميشه
....
هرچند كه اين احتمال رو ميدم كه برداشتم از جمله شما اشتباه بوده باشه...
با اين حال ممنون ميشم اگه لطف كنيد و پريود تاريخي كه استخراج كرديد رو در اختيار ما نيز بگذاريد

اميدوارم بتونم از نظرتون استفاده بكنم
:)


message 13: by Ashkan (last edited Feb 20, 2009 02:50PM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments عزیز M.H.R.
در پاسخ سئوال اولت من می خواهم سئوالی طرح کنم:
آیا فردی بدون داشتن هیچ دید مهندسی (همان مردم عادی که عنوان کردی) می تواند از ساختار پیچیده یک ماشین سر در بیاورد؟
در مورد مبحث دوم باید بگویم که برای ارائه و مقایسه این پریودهای تاریخی نیاز به یک مقاله بلند بالاست به همین دلیل من تنها به یک نمونه کوچک ولی تاثیرگذار در تاریخ ایران اشاره می کنم. شروع انقلاب مشروطه بدون شک با گشایش دارالفنون آغاز شد که باعث حجوم سیل اندیشه غربی به ایران اواخر دوران ناصری و دوران سلطنت مظفرالدین شاه شد. این افکار با مخالفت و کارشکنی دول خارجی از جمله انگلستان روبرو بود چون به خوبی معلوم بود که اگر حکومتی پارلمانی بر ایران حکومت کند حفظ منافع انگلستان و سایر دول خارجی به خطر می افتد. پس طراحی ها بر اساس به تحقق نپیوستن این انقلاب نهاده شد.
اشتیاق مردم برای بدست آوردن چیزی که نمی دانستند چیست؛ تنها تحت تاثیر پروپوگاندا آنچنان سیلی را بوجود آوردند که کسی را یارای مقابله نبود و مظفرالدین شاه که از همان ابتدا هم قدرت تصمیم گیری در هیچ موردی را نداشت فرمان مشروطیت را کمی قبل از مرگش امضا کرد.
پس آنچه که طرحی شده بود محقق نگردید. در عوض مکانیزمی به وجود آمد که در عین رضایتمندی مردم منافع دول خارجی نیز حفظ گردد. نخستین انحراف که به نوعی سعی در جعل تاریخ بود آن بود که در حروف ابجد تاریخ انقلاب مشروطه را "عدل مظفر" اختیار کردند تا نشانگر عدالتخواهی مظفرالدین شاه باشد که چیزی از آن نمی دانست و حتی از او نقل است که زمانی که از جریان شورش ها و اعتراضات با خبر شده بود دلیل را جویا شد. به او گفتند که رعایا عدالتخانه می خواهند و مظفرالدین شاه در جواب گفت خوب به آنها بدهید؛ حتی معنی عدالتخانه را هم نمی دانست.
تا به حال به این مثلا نمایندگان مردم در آن زمان نگاهی انداخته اید؟ یکی از قدرتمندترین نمایندگان آن دوره تقی زاده بود که روابط بسیار حسنه ای با دولت انگلستان داشت و در برخی موارد انگار حافظ منافع انگلستان در ایران بود. دیگری عین الدوله که بازاریان تهران را به قول خودش با چوب به دستبوسی آورده بود و اگر او چیزی از دموکراسی می دانست بدون شک چنگیزخان مغول هم عضو انجمن حقوق بشر بود و تعدادی دیگر. (جای عنوان آنها در چنین جایی نیست اگر مایل بودی خصوصی به عرض می رسانم. )
پس چه شد؟ مردم نمایندگانی را انتخاب کردند که مورد تایید مکانیزم حکومتی بود. (چون در واقع در زمانی که حکومت مرکزی ضعیف بود ایران انگار به نوعی مستعمره برای دول خارجی تبدیل می شد.)
این گونه جمع بندی کنم که طرحی برخلاف خواست مردم وجود داشت، خواست مردم چیزی بود که طراحان با آن مخالف بودند، مردم همیشه برنده هستند و این بار هم بردند، طراحان مکانیزمی جایگزین کردند تا مردم باز هم آنچه آنها می خواهند را تایید کنند.
این مسئله در ایران به صورت پریودیک تکرار شده است و نمونه های تاریخی از آن بسیار است.
امیدوارم پاسخ پرسشی که طرح کرده بودی را کامل و جامع داده باشم
مسلما آگاهی کاملی از انقلاب مشروطه داری ولی اگر نیازی می بینی که منابعی برای حرفهایم ذکر کنم حتما عنوان کن



message 14: by Ahoo (last edited Feb 20, 2009 04:27PM) (new)

Ahoo | 129 comments ببخشید یه دقیقه صبر کنید لطفا. من نه سیاسی هستم نه از سیاست خوشم میاد. ولی اصلا فکر نمی کنم که رای دادن یه کار سیاسیه
رای دادن یک مسئولیت پذیری اجتماعیه و اونی که کار سیاسیه کاندیدا شدنه نه رای دادن


message 15: by Ahoo (new)

Ahoo | 129 comments البته گفتن این حرفها که ما نقشی نداریم و از جای دیگه تصمیم گرفته می شه و رنگ و بازی خیلی ساده است
ولی من می خوام بدونم ما برای اون یک ذره نقشی که شااااااااااید داشته باشیم چی کار می کنیم
در پاکستان مردم رییس جمهور عوض می کنند، نه با دموکراسی، با زور دعوا، در سوئد مردم به صورت پادشاه تف می اندازند و کشورشان را از فقیر ترین کشور دنیا ظرف 50 سال به بالا ترین رفاه اجتماعی در دنیا می رسانند.ما چی کار می کنیم؟ قر می زنیم، نق می زنیم، و انتخابات تحریم می کنیم که دولتمان مشروعیتش را از دست بدهد



message 16: by Ahoo (new)

Ahoo | 129 comments ماریا جان، من هم به این امید شرکت می کنم که شاید نوبتمان شود
من به عنوان یک اهل کتاب شرکت می کنم که شاید باز رمان هایی چاپ شود، که شاید باز تئاتر هایی روی صحنه رود، شاید باز سینما شکوفا شود
من رای می دهم که شاید این بار اگر تئاتری به صحنه بردم، مثل سال 85 بسیج در سالن را نشکند...من سیاسی نیستم


message 17: by Mehdi (last edited Feb 20, 2009 04:34PM) (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
حرف آهو قابل تامل بود. ساده و موجز و راه گشا.
کمی به جملات آهو فکر کنیم.
مردم چرا نقششان را فراموش می کنند و اغلب غر می زنند؟
آیا مردم از ظرفیت اصلیشان بهره گرفته اند. ظرفیت اصلی مردم حضور مسئولانه است.


message 18: by Ashkan (last edited Feb 21, 2009 12:14AM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments آهوی عزیز متاسفانه بحثی که طرح کردی به بیراهه و فکر کنم مقصرش هم من بودم. من نه قصد تحریم انتخابات را ندارم و نه می گویم چرا دیگران رای می دهند. پیشتر هم گفتم که صرفا ایراد نظر می کنم و مسلم است کسی که رای ندهد انگار رای ممتنع به صندوق ریخته است حالا به هر دلیلی و من قصدم این نیست که دولت ایران، حالا رئیس جمهوری هر کسی می خواهد باشد، هرگز مشروعیتش را از دست بدهد و اعتقاد دارم که دولت روح ملت است.
با شما هم کاملا موافقم که رای دادن حقوقی مدنی است و کاری با سیاست ندارد ولی تصور می کنم ایراد مباحثات و تبلیغ رفتاری سیاسی باشد
به هر صورت سعی می کنم دیگر از بحث انحراف پیدا نکنم و به خاطر آن از شما و همینطور از بقیه دوستان بخاطر منحرف شدن از بحث عذرخواهی می کنم و امیدوارم آنچه می خواهید برآورده شود و جاوید ایران


message 19: by Kourosh (new)

Kourosh | 389 comments آهو خانم مشکل و مساله و معضلی بزرک همان سیاسی نبودن شما وبسیاری از ایرانیان دیگر است یعنی در اکثر مواقع در ایران رای دادن به دلایل زیر است
1-انتخاب بین بد و بدتر و یا خوب یا خوبتر
2-وظیفه شرعی و یا مهر شناسنامه
3-سیاسی نبودن یا سیاست ندانستن و فقط یک کاری کردن به دلایل شخصی خانوادگی
بگذریم دلایل دیگری هم هست ولی شما بدانید که تا شعور و آگاهیه سیاسی نباشد وبسیاری خصوصیات که همان پاکستانی و سوئدی فرانسوی تایلندی وبسیاری دیگر دارند ما نداشته باشیم وضعیت آنچنان بهتر نمیشود این حرفها را نزدم که بخواهم بگویم خاتمی نشود بهتر است در این 3-4 سال به این نتیجه رسیده ام که برای سال88 به بعد خاتمی بهتر است ولی خواهشا بیش از حد هم گنده اش نکنید و تبلیغ منفی نکنید خاتمی خودش گفته درود بر مخالف و دشمن من نگفته؟پس به کسانی که انتخابات را تحریم هم میکنند احترام بگذارید شاید در لحظات آخر به این نتیجه رسیدند که به خاتمی رای دهند و با شما باشند سکه انتخابات تا چند ماه آینده مدام در حال چرخیدن در هواست و غیر فابل پیش بینی با این که احتمال کمی میدهم که رای بدهم ولی امیدوارم خاتمی رئیس جمهور شود با این که تا به حال پیش نیامده کسی برای بار سوم رئیس جمهور شود ولی ناممکنها ممکن شده و سیاهپوستی در کاخ سفید است و چاوس برای همیشه رئیس جمهور شدو غیره تبلیغگران خاتمی و اصلاحات آرزوی موفقیت برایتان می کنم ولی تند نروید وگر نه فرقی با اصولگرایان ندارید سیاسی باشید و روشنفکر و پر طاقت


message 20: by venos (new)

venos | 12 comments آدم با سیاست فقط میتونه زندگی کنه نمیدونم چرا بعضی ها فکر میکننن سیاست یعنی امریکا وانگلیس میشه بپرسم آقا فرزان کجای سیاست کثیفه


message 21: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments آهو عزیز با شما همدردی می کنم. می دانم که تاچه حد این مسائل زجرآور هستند چون من هم از آنها متضرر شده ام


message 22: by Kourosh (new)

Kourosh | 389 comments بله اگر تعریف درستی از سیاست داشته باشیم سیاست میتواند تمیز و دلانگیزوجذاب باشد مسوولان چند روز پیش زحمت کشیدند و جرم سیاسی را تعریف کردند واین کار بسیار خوبی بود چرا که عده بسیاری از مردم فرق فعالیت سیاسی وآگاهی سیاسی و جرم سیاسی را نمیدانند یعنی میتوان فعالیت آگاهی شعور سیاسی داشت ومجرم سیاسی هم نشد البته علاقه و به سمت سیاست رفتن گاهی در ذات افراد نیست مثلا کشش به فوتبال در ایرانیها بسیار بیشتره تاعلاقه به پیگیری اخبارها و تحلیلهای سیاسی ایران و جهان شاید هم به نوعی نتیجه رفتار حکومت با مردم بوده و حکومت سیاست سیاست زدگی را روی مردم پیاده کرده ولی عالیست اگر مردم فقط دم انتخابات سیاسی نباشن واینجور نباشه اون چند روز قبلش بحثای ....راه بندازن آگاهی وتلاش برای بهبودآینده مملکت همیشه لازم است


message 23: by venos (new)

venos | 12 comments دقیقا


message 24: by Farzan (new)

Farzan (PersianGuy1983) | 1379 comments سیاست اونجا کثیفه که وقتی واردش میشی خیلی برات میتونه تمیز و دل انگیز و جذاب باشه اما بعد از مدتی می بینی در یک باتلاقی افتادی که نمی تونی خودتو ازش بکشی بیرون و هر حرفی بزنی مثل تیغ توی چشمت می کنن



message 25: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments کوروش عزیز حرف عالمانه ای زدی. تعداد افرادی را که برنامه 90 را دنبال می کنند و تعداد افرادی را که اخبار غیر ورزشی را دنبال می کنند مقایسه کن. آنچه گفتی به صورت غم انگیزی صحت دارد


message 26: by M.H.R (last edited Feb 21, 2009 12:22PM) (new)

M.H.R (MHRr) | 313 comments با اجازه از دوستان عزيز
اميدوارم ادامه اين گفتگو اشكالي نداشته باشه
(:
اشكان عزيز
شما اطلاعاتتون از بنده خيلي جامع و كامل تره!!! و خوشحالم كه در كنار گفتگويي كه با هم داريم چيزهايي هم دارم ياد ميگيرم
با اين حال فكر ميكنم گفتگوي ما دو جنبه داره
يكي لزوم يا عدم لزوم پرداختن به مسائل سياسي و پيگيري رخدادهاي سياسي و تاثير اون بر جنبه هاي مختلف زندگي ما هستش
كه بنده تا اين جا بيشتر سعي بر اين داشتم كه اهميت پرداختن به مسائل سياسي رو بيان كنم

و ديگري اين كه آيا پرداختن به مسائل سياسي و تلاش براي تحقق برخي اهداف براي بهبود وضعيت جامعه، موثر هست يا نه!!!

در مورد مسئله اول فكر ميكنم شما هم با بنده موافق باشيد كه توجه به مسائل سياسي و سر و كارداشتن با اين مسائل، اهميت داره
اين حرف رو هم به خاطر اطلاعت زياد شما از تاريخ سياسي ايران، و البته تحليل هاتون ميزنم
وگرنه اگه مسائل سياسي براي شما ارزشي نداشت، قاعدتا لزومي هم نميديد كه اطلاعات سياسي داشته باشيد و يا اصلا توي اين گفتگو شركت كنيد
البته اين برداشتي بود كه من داشتم، و احتمالش هست كه برداشت غلطي بوده باشه
...
اما مورد دوم
اول جواب سوال شما رو ميدم
به هر حال هر شخصي، علي رغم نداشتن سواد كافي توي يه مسئله اي، ميتونه علمش رو يادبگيره و تا جايي پيش بره كه خودش دستگاه مورد نظر رو حتي توليد هم بكنه
فكر ميكنم علوم سياسي، و فلسفه پشت هر تفكري هم از اين قاعده مستثني نباشه

در مورد مثالي هم كه زديد كاملا با شما موافقم كه سياستمداران دولت هاي خارجي چنان طرحي ريختند كه مردم آن زمان ايران آن چيزي رو امضا كنند كه خود طراحان ميدانند...آن هم بدون اين كه خود مردم بفهمند
...
اما رشد به نظرم مردم از دوره مشروطه تا امروز از نظر سياسي رشد كردند...هرچند كه الان هم ممكن هست كه سياستمداران مكانيزمي طراحي بكنند كه مردم به خواسته آن ها راي دهند...
اما فكر ميكنم اين كه بگوييم حكومت ايران همچنان در دست انگليس و آمريكاست يا تمام شخصيت هاي سياسي همه دستشون توي يك كاسه هست و كارهاشون همه بازي هاي سياسي هست تنها براي فريب مردم، نوعي تفكر دايي جان ناپلئوني باشه
(:
و نكته اي هم در مورد مثالي كه زديد
شما مثالتون از ايران بود، نه از تمام كشورهاي دموكراتيك جهان!!!
سوال من از شما اين است!!! كه چگونه در كشوري مثل فراسنه هرگاه هر نهاد اجتماعي مخالف چيزي است با انجام تحصن به خواسته خودشون ميرسند؟
يا چرا در كشوري مثل انگلستان احزاب، كه مردم بازيگران اصلي آن هستند حرف اول را ميزنند؟
يا چگونه در بسياري از كشور ها آزادي هاي سياسي اين قدر زياد است؟
اصلا چرا جاي دور برويم!!!
چگونه ميشود در همين پاكستان شخصي در مقابل شخص اول يك كشور، كه رئيس جمهور پاكستان باشد بنشيند و به او بگويد:
«توبه مردم دروغ گفتي»
و اتفاقي هم نيفتد؟
....
شايد براي ما و مردم ما هنوز اين اتفاق نيفتاده باشه، و شايد همه ما درگير يك مكانيزم كاملا پيچيده در راستاي اهداف حكومت شده باشيم
اما بعيد ميدونم در ساير نقاط جهان اين گونه باشد
حرفم اين است كه همان گونه كه مردمبسياري از كشورها توانسته اند در سرنوشت خود سهيم باشند، ما هم ميتوانيم
......
ببخشيد كه خيلي خيلي زياد حرف زدم و اميدوارم هستم كه منظور شما رو از نوشتتون خوب فهميده باشم...چون اين اتفاق برام پيش اومده و خيلي ناخوشاينده
:D :D
البته آقا اشكان... حرفي كه زدم اصلا در مورد راي دادن در «اين» انتخابات يا تحريم آن نبود...بيشتر يه حرف كلي زدم...البته براساس برداشتم از حرفهاي شما
(;
ش


message 27: by M.H.R (last edited Feb 21, 2009 12:33PM) (new)

M.H.R (MHRr) | 313 comments از همه دوستان هم عذر ميخوام اگه بحث كمي به بيراهه رفته
ولي فكر ميكنم جاي اين حرفا و تبادل نظرها همين جا باشه
اين سياست سياست زدگي هم آقا كورش ميگه فكر كنم نكته مهمي باشه...و اگرچه ورزش فوتبال در سرتاسر جهان بسيار پرطرفدار هستش، اما تفاوت ميزان برنامه هاي ورزشي و مخصوصا فوتبال با ساير برنامه ها فكر كنم تفاوت معنا داري باشه!


message 28: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1319 comments Mod


وقتی گفتن یه گناهه
مثه دیدن یا شنیدن
معنی آوازم این بود
ته بنبست داد کشیدن


message 29: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments عزیز M.H.R.
اگر به من اجازه دهی سر فرصت مطلبت را بخوانم و پاسخ دهم
با سپاس


message 30: by Kourosh (new)

Kourosh | 389 comments نکته ای را از زمان آقای خاتمی میگویم با این که اصلا دوست ندارم تبلیغ گر ایشان باشم:سطح آگاهی سیاسی مردم و روزنامه و کتابخوانی در زمان ایشان بسیار بالاتر از 3-4 سال اخیر بود پس بازهم بدون تبلیغ کردن مستقیم و علنی اصلاحات و خاتمی را بسیار مناسب تر برای ایران میدانم ولی نه صد در صد طرفدار شان هستم و نه کاملا مخالفشان و اینها کاملا مدیون من ها یعنی ماها رای های خاموشند رای حدود هفده میلیونی آقای احمدی نژاد باعث رئیس جمهور شدنش نشد رای ندادن ما حدود هفده میلیون نفر باعث رئیس جمهور شدنش شد یعنی خاتمیی و اصلاحات اگر موفق شود ما را به پای صندوقها آورد پیروز می شود در انتخابات دور دوم سری پیش حدود ده میلیون به آقای رفسنجانی حدودهفده میلیون به اقای احمدی نژاد و حدود هفده میلیون رای ندادند حال منتظر بمانیم تا انتخابات آینده


message 31: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1319 comments Mod
راستش من از حافظه و شعور ساسی کمی بهره مندم
ولی یه چیزایی یادمه
که از آهو خانم مس خوام جوابمو بده
این آقای خاتمی همونی نیست که 4 سال پیش همتون یک صدا بهش می گفتین
سید محمد پیر پکاجکی؟
فقط خواهشاً نگو من نبودم


message 32: by Ahoo (new)

Ahoo | 129 comments ببخشید دیوونه، این سوال بود؟ مثل اینکه تنها جوابی که من اجازه دارم بدم "بله" است
بگذریم، خاتمی اشتباه زیاد کرد، ما اشتباه زیاد کردیم، اما دوره احمدی نژاد فرصت خوبی بود که فکر کنیم. هم ما، هم ایشالله خود خاتمی
آقای خاتمی نه آدم کاملیه، نه بهترین رییس جمهور دنیاست، اما در حال حاضر بهترین انتخاب منه، من شخصا ترجیح میدم اشتباه کنم تا اینکه هیچ کاری نکنم


message 33: by ماهور (new)

ماهور (mahoor) | 214 comments خاتـمی به ما در بهشت رو نشون داد
ولی نتونست داخل ببرمون
واسه همین همه بهش گفتن دروغگو
الان یه بابایی اومده تا حلقوم کردمون تو لجن
به نظرتون کدوم بهتره؟


message 34: by M.H.R (new)

M.H.R (MHRr) | 313 comments گذر زمان، بهترين نشون دهنده عملكرد خاتمي بود!!!
آدما هميشه اشتباه ميكنن
ولي ميتونن بگن اشتباه كردم، و سعي در جبران اشتباهشون داشته باشن

آهو خانم راست ميگن، خاتمي اشتباهاتي داشته، ما هم اشتباهاتي داشتيم
اما چون اشتباه داشتيم حق نداريم سعي در اصلاح اشتباهمون بكنيم؟
يا حق نداريم اعتراف كنيم كه اشتباه كرديم و از حرف گذشتمون برگرديم؟


message 35: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments عزیز M.H.R.
من پرسش تو را یادم نرفته است ولی این دو روزه فرصت پیدا نکرم مطلبش را تمام کنم. فردا تمامش می کنم
;-)


message 36: by M.H.R (new)

M.H.R (MHRr) | 313 comments اشكان عزيز، خيلي ممنونم از توجهت
منتظر جواب هستم
:)


message 37: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments عزیز M.H.R.
در حاشیه: اول این که بگویم مدت ها بود کسی اینگونه نظرات مرا با دقت نخوانده و مورد بررسی قرار نداده بود. بی نهایت از تو سپاسگزارم و پیش از آن که به موضوع مورد بحث بپردازم لازم دیدم از تو تشکر کنم.
دوم باید بگویم که مثل تو از انحراف از موضوع مورد بحث از تمامی دوستان پوزش می طلبم.
قبل آغاز بحث بگویم که سئوالاتت بسیار گسترده بود، امیدوارم دچار قلم فرسایی نشده باشم و بحث را به بیراهه نکشم در ضمن از تعریفت درباره اطلاعاتم ممنون ولی آنقدر نیست که بشود از آن تعریف کرد
در پاسخ به سئوال اولت که با برداشتی بسیار ظریف، استنتاجی از زندگی خصوصی من کردی و برخلاف نظراتم توانستی از آن استفاده کنی. (البته کار درستی هم انجام دادی و من از این بابت بسیار خوشحالم) باید بگویم من بسیار به سیاست علاقمند هستم جدا از بخشی از کارم که به شدت به آن گره خورده است.(همان بحث نتایج کار سیاستمداران که پیشتر بحث کردیم) من از زمانی که شروع به خواندن تاریخ معاصر ایران کردم به سیاست علاقمند شدم و تا به حال نیز به مطالعه در این باره ادامه داده ام ولی هرگز علاقه ای به فعالیت در این زمینه را نداشتم و ندارم وعلت چنان اظهار نظری را هم در پایان کلامم خواهم گفت.
در مورد دومی که اشاره کردی باید بگویم که من هم دقیقا به دنبال همین پاسخ می گشتم. بدون شک هر انسانی با کسب تخصص می تواند سر از کار پیچیده ترین مکانیزم ها در بیاورد و حتی خود طراح آن باشد، این بدان معناست که او تبدیل به یک سیاست مدار شده است و دیگر فردی عادی در جامعه نخواهد بود، اینطور فکر نمی کنی؟
اما راجع به آن شاهد تاریخی که آورده بودم و پرسشهایی که مطرح کردی. بحث من از دول خارجی یا داخلی نبود، هدفم توضیح مکانیزم مدیریت سیاسی بود و اینکه مردم چگونه آن را تایید می کنند. مسلما در کنار بالا رفتن آگاهی مردم، مکانیزم های مدیریتی نیز پیشرفت کرده اند و مکانیزمی که زمان مشروطیت طراحی و اجرا شد امروزه کاملا ناکارآمد خواهد بود. اگر بخواهی فاکتور زمان را از این مسئله حذف کنی مسلما مصداق کامل سفسطه خواهد بود.
در این بین به تفکرات دایی جان ناپلئونی اشاره کرده بودی و البته آنطور که گفته هایم را برگردان کردی، خودم هم که خواندم تصور کردم دایی جان هستم در میانه جنگ کازرون!
عرض من در خصوص دول بیگانه، همانگونه که پیشتر گفتم، میزان و یا نوع دخالت دول بیگانه در سیاست ایران نبود بلکه تنها قصد توضیح مکانیزم های حکومتی و نظام مدیریت سیاسی را داشتم و اصلا منظورم این نبود که همه چیز زیر سر انگلیسی هاست و البته این خود مجال دیگری را می طلبد و با اجازه ات از آن می گذرم
در ادامه اشاره کرده بودی که مثالی را که من عنوان کرده بودم، شاید تنها شامل ایران گردد و سایر کشورها از این قائده مستثنا باشند. و مثالهایی را ایراد کرده بودی. من تصور می کنم این کشورهایی که از آنها نام برده بودی آنچنان از لحاظ ساختار سیاسی و البته اجتماعی با یکدیگر متفاوت هستند که مقایسه آنها با یکدیگر و نیز با ایران را نا ممکن می کند.
البته به روشنی متوجه نشدم که منظورت از عنوان این مبحث این بود که می خواستی بگویی این مسئله تنها در ایران رخ می دهد یا کلا این شواهدی که ارائه کردم صدق نمی کند. در هر صورت سعی می کنم به هر دو پاسخ دهم.
دو وجه تمایز کلی مابین ایران و کشورهایی که ذکر کردی وجود دارد: یکی ساختار اجتماعی و دیگری حکومت
اگر ما دیدی اجتماعی-سیاسی به ایران بیاندازیم این وجه تمایز خودنمایی می کند. کوچکترین ساختار اجتماعی در هر جامعه ای مهد خانواده است و مسلما با تعمیم این نهاد به سادگی می توان به زیرساخت جامعه دست پیدا کرد. در ایران جامعه کوچک خانواده یک رئیس دارد (پدر خانواده) که عموما تصمیمش لازم الاجراست و جای بحثی نخواهد داشت. تعمیم این مطلب ما را به اصلی می رساند که معروف است به : چه فرمان یزدان چه فرمان شاه ! در مدارس و دانشگاه های ما نیز چنین است.
نمی شود انتظار داشت که فردی که حداقل هجده سال در چنین محیطی تشخص یافته است ظرف مدت کوتاهی دموکراسی را در آغوش کشد، این ناشدنی است و البته نسل های زیادی از هم اکنون باید بیایند و بروند تا ما به آن دیدگاه دموکراتیک در خانواده ها برسیم تا در جامعه کلان ایران نیز تجلی پیدا کند.
ساختار حکومتی ایران همیشه ساختاری ایدئولوگ بوده است یعنی منافع ملی در ردیف دوم اهمیت قرار می گیرد و منافع گروهی و عقیدتی ارجحیت می یابد. این امر تفاوت دیگری است ما بین ایران و کشورهایی که مثال زدی.
من اینگونه جمعبندی می کنم که این دو وجه تمایز سبب می شود تا نه تنها به دلیل مکانیزم حکومتی که امکان استقرار دموکراسی تام را در ایران با مشکل روبرو میکند بلکه ملت ایران ذاتا دیکتاتور دوست هستند و پذیرش دموکراسی تام را ندارند.
پیش از آن که من به بررسی ساختار مدیریت سیاسی سایر کشورها بپردازم، می خواستم سه عبارت را تعریف کنم که در نظریاتت وجه تمایزی برای آنها قائل نشده بودی.
آزادی اندیشه: فضایی است که جامعه برای فرد ایجاد می کند تا مسائل را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و نمتایجی را از وقایع جاری استنتاج کند که این خود زمینه ساز آزادی بیان است.
آزادی بیان: فضایی است که قانون برای فرد ایجاد می کند تا آنچه را که اندیشیده است ابراز دارد. این فضا می تواند از لحاظ تئوریک حتی در حکومت های غیر دموکراتیک نیز وجود داشته باشد هرچند که من نمونه ای از آن را نمی شناسم.
دموکراسی: نظامی حکومتی است که باید فضایی ایجاد کند تا بیان آزاد اندیشه های افراد جامعه با پشتیبانی اکثریت تحقق عملی یابد.
مثال من در خصوص جامعه امریکاست؛ جامعه ای که هم آزادی بیانی بی حد دارد و هم من از ساختار اجتماعی آن اطلاع کافی برای تحلیل دارم. تصور می کنم این مثالی را که می زنم به صورت جامع تفکر مرا در این خصوص به اثبات می رساند و حتی لزومی برای ایراد مثال هایی از پروپوگاندای امریکایی ندارم.
اگر یک کتاب درسی دبیرستانی تاریخ امریکا را ورق بزنید و به جنگ ویتنام برسید بدون شک مثل من مبهوت کتاب را خواهید بست. در این کتاب که تمامی محصلین امریکایی آن را می خوانند نوشته است دلیل حمله ایالات متحد امریکا به ویتنام که سبب بروز فجایع انسانی بی شماری شد، دموکراسی بود. (به جای آنچه که در واژه نامه سیاسی ایران به آن – و به حق – امپریالیسم گفته می شود)
اتفاقی که می افتد این است که فضای اندیشه کودکان امریکایی آرام، آرام محدود و محدودتر خواهد شد. زمانی که جامعه فضای فکری شما را محدود می کند یعنی حق آزاد اندیشی از شما صلب می گردد، دیگر هرچه قدر آزادی بیان داشته باشید و یا حکومتی دموکراتیکی حاکم باشد تفاوتی نخواهد کرد چون شما اصول اولیه طراحان را خیلی پیشتر از آن زمان که بتوانید حضوری سیاسی در سطح جامعه داشته باشید پذیرفته اید.
معدود افرادی که در این جامعه می توانند دیگرگونه بیندیشند یا یکی از طراحان خواهند شد، یا مردم صدای آنها را نخواهند شنید و یا حذف می گردند حتی اگر رئیس جمهوری امریکا باشند (جان اف کندی) یا یک سناتور بلند پایه (ادوارد اف کندی) یا بزرگترین سینماگر عصرش باشد (چارلی چاپلین) و یا محبوب ترین خواننده زمانش (جان لنون)
فکر می کنم در هر صورتی که پرسشت معنا پیدا کرده باشد نظرم را عنوان کرده باشم. و این که چرا گفتم نباید وارد دایره سیاست شد این است که من و افرادی مثل من سیاستمدار نیستیم. سیاستمداران قوائد بازی را در خصوص یکدیگر مراعات می کنند ولی در برابر ما، خیر. (همان بلایی که بر سر عارف قزوینی آوردند) اگر هم وارد سیاست شویم تنها ابزاری خواهیم بود برای طراحان و زمانی که تاریخ مصرفمان تمام شود به دور ریخته می شویم.
به دنبال سیاست رفتن خوب است، در واقع نوعی آگاهی است ولی واردش شدن، گمان نکنم. قصدم از عنوان این مطالب نه این بود که بگویم جهان دیگر جایی برای زندگی نیست و تجلی تئوری های ایده آلیستی پاکونین باشم و نه این که اگر من کاره ای بشوم دنیا طوری دیگر خواهد شد.
من از استنتاجی که کرده ام ناراحت نیستم و آن را به راحتی پذیرفته ام و با آن کنار آمده ام. تصور می کنم خیلی ها به نظرم ایراد بگیرند، تا جایی که بگویند طفلک مجنون شده است ولی تمامی آنچه عنوان کردم بر اساس مطالعه ای بود که من سال هاست که به آن ادامه می دهم.
باز هم پوزش از تمامی دوستان به خاطر انحراف از موضوع بحث و دوست عزیز امیدوارم که پاسخ کلیه پرسشهای شما را داده باشم.
جاوید ایران



message 38: by Maria (new)

Maria (maria_jabbri) | 691 comments اشکان جان
مطالب جالب و خواندني درج کرده بودي
من بالشخصه استفاده مي کنم و تصورم براين ست که
اگر بخواهيم در ماجرائي وارد شويم بايستي
.تمام نقطه نظرات و ديدگاهها را دست کم بشنويم
...
نقطه نظرت را در مورد پايه ريزي محدوده انديشه ي دموکراسي در جوامعي نظير امريکا را کاملاً قبول دارم


message 39: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments ماریای عزیز ممنون از توجهی که کردی


message 40: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments محمدحسین عزیز به نظرم برای پیش داوری کمی زود است به عقیده من سایه نشین های سیاست ایران (همان عالیجنابان خاکستری اکبر گنجی)هنوز عملی را انجام نداده اند و در حال بررسی هستند فکر می کنم باید کمی منتظر ماند


message 41: by Leila (new)

Leila | 92 comments راستش من لجن و تعفن واقعی احمدی نژاد رو به در باغ سبز خاتمی ترجیح میدم.اگر چه که فکر می کنم قرار نیست ادامه بده و نوبتش تموم شده



message 42: by Ashkan (last edited Feb 24, 2009 08:46AM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments محمدحسین عزیز با تمام احترام برای تحلیل های اقتصادی که انجام دادی قویا عرض می کنم نزول بهای مسکن در امریکا هیچ ارتباطی با نزول آن ندارد. ممکن است افت اقتصاد دنیا در ایران اثر کند که دارد می کند ولی این تحلیل درست نیست


message 43: by M.H.R (new)

M.H.R (MHRr) | 313 comments آقا اشكان عزيز، سعي ميكنم زود جوابتون رو بدم
(;


احمدي نژاد فوق العاده باهوش هستش!!!
و البته با اعتماد به نفس فوق العاده زياد!!!

ولي آقا محمد حسين من نميدونم شما چه جوري با اين قاطعيت ميگيد جناب دكتر راي مياره!!!


message 44: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments Mohammad Hossein wrote: "


جمله ات واضح نیست عزیز ! !ا

نزول بهای مسکن در امریکا هیچ ارتباطی با نزول آن ندارد.

این یعنی چی؟"



ببخشید محمد حسین عزیز، پس از "آن" ایران را جا انداختم. منظورم این بود که سقوط بهای مسکن در امریکا هیچ ارتباطی با نزول آن در ایران ندارد


message 45: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments M.H.R wrote: "آقا اشكان عزيز، سعي ميكنم زود جوابتون رو بدم
(;


احمدي نژاد فوق العاده باهوش هستش!!!
و البته با اعتماد به نفس فوق العاده زياد!!!

ولي آقا محمد حسين من نميدونم شما چه جوري با اين قاطعيت ميگيد جناب ..."


عزیز M.H.R.
من سوالی طرح نکردم که بخواهی جواب بدهی
;-)
ولی نظرت را عنوان کن که منتظرم



message 46: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments محمدحسین عزیز
تو در نوشته ات دقیقا این جمله را ذکر کردی:
"اقتصاد جهان بر هم ریخت و اولین نقطه فروپاشی که از آمریکا شروع شد بخش مسکن بود
خانه هایی در آمریکا نزدیک 600 هزار دلار قیمت داشت ناگهان به نصف و در جاهایی به یک سوم قیمت نزول پیدا کرد .. این دامنه به ایران هم رسید و موجب شد که طرح های پایین آوردن قیمت مسکن به ایران هم برسد و قیمت مسکن دو چندان پایین آید"
در فارسی زمانی که از حروف اشاره به عنوان اشاره به نقل پیشین استفاده می شود از لحاظ معنوی به آخرین نقل باز می گردد. تو در نوشته ات گفتی "این دامنه" و پیش از آن در خصوص کاهش قیمت مستغلات در امریکا صحبت کردی پس بر اساس این قاعده از لحاظ معنوی اشاره به آخرین نقل می کند که کاهش قیمت مسکن در امریکا است و آن را به کاهش آن در ایران نسبت مستقیم می دهد. از آنجایی که من برای نوشته های دیگران و عقایدشان احترام زیادی قائل هستم بر خلاف تصورت متونی که دوستان می نویسند را با دقت تمام می خوانم




message 47: by M.H.R (new)

M.H.R (MHRr) | 313 comments آقا اشكان عزيز
ممنون از لطفت
فكر هم ميكنم كه ديگه بحث ما خيلي منجر به انحراف تاپيك نشه!!!اگر هم اين جوري هست ممنون ميشم دوستان تذكر بدن
...
اول در مورد اين كه شخصي كه تخصص پيدا كرده و خودش ميتونه طراح مكانيزم پيچيده باشه با تو موافقم كه اين شخص ديگه خودش يك سياستمدار هستش...
اما نكته اي هستش!!! كه بستگي داره يك شخص سياستمدار رو با چه خصوصياتي بدوني!
امكانش نيست كه اين شخص مكانيزمي طراحي بكنه كه مردم خودشون اون چيزي رو كه واقعا دلشون ميخواد امضا بكنن؟
يا اين امكان وجود نداره كه چنين شخصي منافع ملي رو بر منافع خودش ترجيح بده؟
نميخوام آرمانگرايانه حرف بزنم، اما هميشه امكانش هست...

در مورد در نظر گرفتن بعد زماني هم، كاملا با شما موافقم. و اين كه در مورد تفكر «دايي جان» اصلا قصد جسارت نداشتم، و منظورم شما نبوديد...

اما در مورد مثال هايي كه زده بودم
قبول دارم كه تمام كشورهاي ياد داد شده در مثالم از نظر ساختار اجتماعي و سياسي با ايران بسيار تفاوت دارند و اصولا مقايسه كشورها در اين مسئله مقايسه چندان صحيحي نيست
اما قصد من از بيان اين مثال ها چيز ديگري بود

قصد اين را داشتم كه بگويم در اين كشورها مردم قدرت را در دست دارند و خود انتخاب ميكنند هرچه را كه ميخواهند، يا حداقل در اين راه پيشرفت هايي داشته اند
و مقصودم اين بود كه بگويم حتي اگر اين شرايط در ايران وجود نداشته باشد، ميشود در اين راه قدم برداشت، حتي اگر خيلي آهسته باشد
هرچند كه فكر ميكنم قدم هايي هم برداشته شده است
به طور مثال همين خانواده و رئيس آن را كه پدر باشد!!! فكر ميكنم تصديق ميكني كه حداقل در شهرهاي بزرگ نقش رياست يك پدر در خانواده كم كم كمرنگ ميشود
چه در خانواده هايي كه در گذشته شكل گرفته اند، و چه خانواده هاي امروزي!

ما با كشورهايي كه مثال زدم از نظر ساختارهاي فرهنگي و اجتماعي تفاوت هاي عمده داريم، اما همان گونه كه مردم آن كشورها توانسته اند قدم هاي بزرگي براي سهيم بودن در سرنوشت خودشان بردارند، مردم ما نيز ميتوانند...علي رغم تمامي تفاوت ها
مگر اين كه معتقد باشيد كه مردم كشور هايي كه مثال زدم، مستقل از ساير كشورها، در تعيين نمايندگان خود و يا آن چه خود ميخواهند، هيچ نقشي ندارند!
....
طبيعي است كه صاحبان قدرت در هر كشوري، به دنبال ماندن در قدرت باشند و همواره دنبال توجيه كارهاي خود مي باشند...و مثالي هم كه زديد به خوبي اين مسئله را نشان ميدهد...و البته چنين كارهايي، در ساير كشورها از جمله كشور ما نيز انجام ميگيرد
با اين حال به نظر من در جوامعي مثل آمريكا مردم توانسته اند كه قدم هاي بزرگي براي سهيم بودن در انتخاب هرچيزي بردارند....نمونه اش هم مثال هايي كه خودتان زديد!!!
(ببخشيد كه جمله ام هم كمي تكراري شد)
:D
.....
سوالي هم دارم...به نظر شما آيا انقلاب ايران، يا هر انقلاب ديگر، برهم زدن مكانيزم پيچيده طراحي شده به وسيله سياستمداران نيست؟
....
اميدوارم نوشته شما رو اشتباه برداشت نكرده باشم، و منظورتون رو درست فهميده باشم
و خيلي هم خوشحالم كه در كنار صحبت با شما، چيزهايي هم ياد ميگيرم


message 48: by Ahoo (last edited Feb 25, 2009 01:45PM) (new)

Ahoo | 129 comments اگر احمدی نژاد بسیار باهوش تر از این حرفهاست، پس باید کاندید بشه. چرا باید حتا جناحی که اون رو بالا آورد پشتش رو خالی کنه؟ فکر می کنین خودشون هم تو هوش این ابرقدرت موندن؟
خیلی ساده است که بنشینیم و بگیم "فلانی حتما رای می آره" میدونین چرا؟ چون خیلی ساده است که بعدا اگر رای نیاورد هم توجیحش کنیم
البته من قبول دارم که رای گیری ها در ایران خیلی واقعی نیست، و قبول دارم که احمدی نژاد برگ های برنده زیادی داره، مثل حقوق بیکاری،ولی خیلی فاکتور های دیگه هم وسطه. یعنی ما


message 49: by Ahoo (last edited Feb 25, 2009 01:45PM) (new)

Ahoo | 129 comments Leila wrote: "راستش من لجن و تعفن واقعی احمدی نژاد رو به در باغ سبز خاتمی ترجیح میدم.اگر چه که فکر می کنم قرار نیست ادامه بده و نوبتش تموم شده
"


بعد از در باغ سبز ممکنه خود باغ سبز باشه، ولی لجن لجنه! البته قضاوت با اکثریته، اگه همه صداقت تعفن رو ترجیح بدن، خوب، توش می مونیم. دولت رو ملت انتخاب می کنند، حتا دولت دیکتاتور رو

اما لیلا جون یک سوال شخصی ازت دارم، به نظر تو خاتمی چه کارهایی نکرد که میتوانست یا تعهد داده بود؟ این رو برای این می پرسم که از خیلی ها شنیدم، ولی جواب ها مبهم بود. به عنوان طرفدار نیاز دارم که نظرات مخالفان رو بهتر بشناسم


message 50: by Ashkan (last edited Feb 25, 2009 01:50PM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments عزیز M.H.R.
متاسفانه این آخر هفته کمی گرفتارم. دو روزی به من فرصت بدهی بحث را ادامه خواهیم داد. زیاد هم ناراحت و نگران برداشت اشتباه از حرف هایم نباش. در مباحثاتی که کسی به دنبال پیروزی نیست این مسئله موضوعیتی ندارد پس اگر جایی برداشتی اشتباه از حرفهای من داشته باشی که مسلما ناشی از انشای نامناسب من است عنوان می کنم و در ادامه اگر براشتی اشتباه از صحبت های تو داشتم که مسلما ناشی از بی سوادی من است عنوان کن
;-)


« previous 1 3
back to top