Hafez discussion

31 views
طرح نو /_/_/_/_/_/_/_/ New thinking

Comments Showing 1-7 of 7 (7 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by f. (last edited Feb 01, 2008 12:29AM) (new)

f.  | 14 comments بيا تا گل برافشانيم و مى در ساغر اندازيم
فلك را سقف بشكافيم و طرحى نو در اندازيم
شراب ارغوانى را گلاب اندر قدح ريزيم
نسيم عطرگردان را شكر در مجمر اندازيم

اگر غم لشگر انگيزد كه خون عاشقان ريزد
من و ساقى به هم سازيم و بنيادش براندازيم

بهشت عدن اگر خواهى بيا با ما به ميخانه
كه از پاى خمت روزى به حوض كوثر اندازيم

يكى از عقل مى لافد يكى طامات مى بافد
بيا كاين داوريها را به پيش داور ندازيم

چو در دستست رودى خوش بزن مطرب سرودى خوش
كه دست افشان غزل خوانيم و پاكوبان ندازيم

صبا خاك وجود ما بدان عالى جناب انداز
بود كان شاه خوبانرا نظر بر منظر اندازيم

سخن دانى و خوش خوانى نمى ورزند در شيراز
بيا حافظ كه تا خود را به ملكى ديگر دازيم

حافظ


message 2: by f. (last edited Dec 21, 2007 12:30PM) (new)

f.  | 14 comments سلام
ضمن تبریک به فرانک خانم دوست خوب که اقدام به تاسیس خانه حافظ دوستان نموده امیدوارم که جوانان ایران زمین و سایر علاقه مندان به آثار تقویت کننده روح انسانها با حضور فعال در اینگونه فعالیتها تبسم رضایت و احساس انسان بودن را به مردم کره خاکی بارمغان بیاورند
آرزوی موفقیت و گرمی این خانه را برای فرانک عزیز دارم
ف مقدم

دنیا اینروزها بیش از هر چیز دیگر به تبسم و لبخند انسانها نیاز دارد


message 3: by f. (new)

f.  | 14 comments اندك اندك جمع مستان مي رسند
اندك اندك مي پرستان مي رسند
..........................
دلنوازان ناز نازان در ره اند
گلعذاران از گلستان مي رسند
..........................
اندك اندك زين جهان هست و نيست
نيستان رفتند و هستان مي رسند
..........................
جمله دامنهاي پر زر همچو كان
از براي تنگ دستان مي رسند
..........................
لاغران خسته از مرعاي عشق
فربهان و تندرستان مي رسند
..........................
جان پاكان چون شعاع آفتاب
از چنان بالا به پستان مي رسند
..........................
خرم آن باغي كه بهر مريمان
ميوه هاي نو زمستان مي رسند
..........................
اصلشان لطفست و هم واگشت لطف
هم ز بستان سوي بستان مي رسند
..........................
مولوی


message 4: by Faranak (new)

Faranak Shiraziْ (FaranakShirazi) | 5 comments Mod
سپاسگذارم آقای ف. مقدم

امیدوارم با طرح بحث های زیبا گروه را پرباز کنیم




message 5: by f. (last edited Dec 21, 2007 01:11PM) (new)

f.  | 14 comments با مدعى مگوئيد اسرار عشق و مستى
تا بى خبر بميرد در درد خود پرستى

عاشق شو ار نه روزى كار جهان سر آيد
ناخوانده نقش مقصود از كارگاه هستى

دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم
با كافران چه كارت گر بت نمى پرستى

سلطان من خدا را زلفت شكست ما را
تا كى كند سياهى چندين دراز دستى

در گوشه سلامت مستور چون توان بود
تا نرگس تو باما گويد رموز مستى

آن روز ديده بودم اين فتنه ها كه برخاست
كز سركشى زمانى با ما نمى نشستى

عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ
چون برق ازين كشاكش پنداشتى كه جستى

حافظ
شیرازی
حافظ ، مولوی ، سعدی , شمس ، فردوسی متعلق به کل انسانهای دلداده جهان است


message 6: by f. (new)

f.  | 14 comments الا يا ايها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشايد
ز تاب جعد مشکينش چه خون افتاد در دل‌ها

مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم
جرس فرياد می‌دارد که بربنديد محمل‌ها

به می سجاده رنگين کن گرت پير مغان گويد
که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها

شب تاريک و بيم موج و گردابی چنين هايل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها

همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشيد آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها

حضوری گر همی‌خواهی از او غايب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنيا و اهملها


حافظ


message 7: by f. (new)

f.  | 14 comments گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنين روز غلام است

گو شمع مياريد در اين جمع که امشب
در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است

در مذهب ما باده حلال است وليکن
بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است

گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است
چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است

در مجلس ما عطر مياميز که ما را
هر لحظه ز گيسوی تو خوش بوی مشام است

از چاشنی قند مگو هيچ و ز شکر
زان رو که مرا از لب شيرين تو کام است

تا گنج غمت در دل ويرانه مقيم است
همواره مرا کوی خرابات مقام است

از ننگ چه گويی که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است

ميخواره و سرگشته و رنديم و نظرباز
وان کس که چو ما نيست در اين شهر کدام است

با محتسبم عيب مگوييد که او نيز
پيوسته چو ما در طلب عيش مدام است

حافظ منشين بی می و معشوق زمانی
کايام گل و ياسمن و عيد صيام است

حافظ


back to top