داستان كوتاه discussion

36 views
نوشته هاي ديگران > دیدار - نرگس زهره نسب

Comments Showing 1-7 of 7 (7 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
منبع؟
نوشته کی بود رئیس؟


message 2: by Saleh (last edited Feb 09, 2009 02:58PM) (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments به به
مدیران محترم
ساعت 2:30 صبح وقتِ احوالپرسی کردنه؟



این نوشته رو قبلا می خواستم بخونم
نمی دونم چی شد که نشد
سیو می کنم فردا بخونم حمید خان

من که رفتم بخوابم.
هااااااااااااااااا



message 3: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
از اول هم بود؟
یعنی دیگه هیچی نمی بینم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


message 4: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
در ضمن حمید جان من هفته ای یک بار با این وضع و اوضاع چشمم نمی تونم نت بیام.
ولی سعی می کنم توی همون یک روز هم جبران مافات کنم.
به زودی هم داستان میذارم.


MahtaBi KhaNooM | 1778 comments پس باید منتظر یک داستان عالی باشیم.
امیدوارم هرچه زوتر بهتر از روز اول بشید


message 6: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
اختیار داری رئیس چوب کاری می کنی.




message 7: by Parvane (new)

Parvane | 44 comments Mehdi wrote: "در ضمن حمید جان من هفته ای یک بار با این وضع و اوضاع چشمم نمی تونم نت بیام.
ولی سعی می کنم توی همون یک روز هم جبران مافات کنم.
به زودی هم داستان میذارم."


بد نباشه آقا مهدی؟ ایشالا به زودی کسالت برطرف بشه

مفهوم رو چه خوب توی چند خط جا دادین!
راستی اینجا چیزی حذف شده؟
"می‌گویم: «خودت به دخترمان و زنت بگو که من برگشته‌ام.»
می‌گوید: «که چه بشود؟»
***************
می‌گویم: «خوب مگر نمی‌بینی که من هستم حی و حاضر.»
"


back to top