داستان كوتاه discussion

40 views

Comments Showing 1-27 of 27 (27 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Saleh (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1919 comments سلام فرزان
داستانت به دلم ننشست.
حرفش تکراری بود و روایت تازه ای هم نداشت.
از اول داستان می شد پایانش رو حدس زد.

این نظر منه
منتظرم نظر بقیه دوستان رو هم بشنوم.



message 2: by Farzan (new)

Farzan (PersianGuy1983) | 1379 comments ممنون داستانی که ساعت 2 نصف شب نوشته بشه همین هم میشه


MahtaBi KhaNooM | 1782 comments فرزان جان... اول تشکر به خاطر ارسال مطلبت
و بعد اينکه:نوشته جا افتاده و جونداري نبود...ضعيف بود...خيلي ضعيف.
اجازه تصور و فکر کردن رو به خواننده نميداد
هيچ نيازي نبود که مدام به مرد اشاره کني که داره يه چيزي ميگه.
اول نوشتت رو دوست داشتم:

لباس سفیدش روی زمین کشیده می شد اما اهمیتی به لباسش نمی داد و فقط می خواست لذت پوشیدن لباس را تجربه کنه

البته زبان نوشتت مدام تغيير ميکرد...از اينجا به بعدش....فکر کنم نشستي و کلماتت رو سرهم کردي.

افعال درست استفاده نشده بود.
تصوير سازي نداشت و مخاطب رو جذب نميکرد.
اميدوارم نوشته هاي قوي تر و زيباتري رو اينجا از تو ببينم.
کامروا باشي


message 4: by Elnaz (new)

Elnaz | 326 comments ممنون آقا فرزان بخاطر داستانت ولي من هم با گفته بچه ها موافقم موضوعش انگار تكراري بود



message 5: by mohammad (last edited Jan 31, 2009 11:27AM) (new)

mohammad (irani_1313) | 1520 comments فرزان جان
ممنون که نوشته جدیدی رو گذاشته و کمی کسالت رو از گروه پروندی
داستانک نسبتا خوبی نوشتی ولی کمی جای کار داره
همچی شل و ول بود ولی باید داستاناتو کمک کنی که بتونن سر پا وایسن.

لباس سفیدش روی زمین کشیده می شد اما اهمیتی به لباسش نمی داد و فقط می خواست لذت پوشیدن لباس را تجربه کنه

جمله "امااهمیتی به لباسش نمی داد" کاملا اضافی و باعث ضعف داستانه
این جمله از جمله اول و همچنین از شخصیت زنی که به صورت نصفه و نیمه تو داستان ساختی بی کم و کاست برای خواننده استنباط میشه

نمیدونم منظورت از اون چند نقطه ای که آخر داستان گذاشتی چی بوده
مگه داری اس ام اس مینویسی
شاید میخوای آخر داستان رو شک آورتر کنی. سعی کن همه داستانت رو خواننده تاثیر بزاره نه اینکه تاثیر تو آخر داستان متمرکز بشه.

یه چیز دیگه
حدس زدم که این داستان رو پشت صفحه مانیتور نوشتی
پیشنهاد میکنم که این کارو نکن مطلبتو حیف میکنه سیستم و خاموش کن یه خودکار بردار با یه ورق اونقد بنویسو پاره کن تا خوشت بیاد.





message 6: by Farzan (new)

Farzan (PersianGuy1983) | 1379 comments می دونم داستان ضعیف یا شاید هم چرت بود راحت باشین بگین من ناراحت نمیشم اما فقط نوشتم همین کلمات میومد و می رفت
من تمام نوشته ای قلبلیم هم پشت کامپیوتر نوشتم جاش مهم نیست کجا باشه محمد جان


message 7: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1520 comments چرا مهمه خیلی هم مهمه.


message 8: by Farzan (new)

Farzan (PersianGuy1983) | 1379 comments برای من مهم نیست اما پشت کامپیوتر نوشتم بیشتر توشته هایی که می بینید توی این گروه نوشتم از اونهایی نبوده که بشینم پشت میز و با خودکار بنویسم
نوشتن همه جا امکان پذیره جای مطلق نداره


message 9: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
فرزان گیز دادی ها.
نوشتت خوب نبود اما باز هم بنویس.


message 10: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments آقا فرزان اينکه آقاي محمد ميگه اول روي کاغذ بيار افکارت رو...براي منسجم بودن و نظم بخشيدن به نوشتته... روي کاغذ تمرکز براي نوشتن خيلي بيشتر از پشت سيستم نشستن و نوشتنه...
تو ميتوني بارها و بارها پشت سيستمت بنويسي و فقط انتقاد منفي بشنوي... ميتوني امتحاني با تمرکز روي کاغذ بنويسي و انتقاد هاي مثبت و منفي بشنوي....انتخاب با خودته


message 11: by Farzan (new)

Farzan (PersianGuy1983) | 1379 comments عوضش شماها گیر دادین من خودم گفتم نوشتم بد بود اما محمد می خواد نظرش را القاء کنه که اگر کسی پشت کامپیوتر هم مطلب نوشت ممکنه خوب از آب در نیاد
من حرفم اینه من از اول هم گفتم نوشته ام خیلی بده


message 12: by Farzan (new)

Farzan (PersianGuy1983) | 1379 comments حتی اگر همون موقع از ذهن طرف خارج بشه و هیچ پیش زمینه ای روش نباشه


message 13: by Farzan (new)

Farzan (PersianGuy1983) | 1379 comments داستان پاک شد خیال همه راحت


message 14: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments اين چه کاري بود؟ا


message 15: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
آقا فرزان بد جوري ضعف نشون دادين
كاش عوض اين كار اِديتش مي كردين يا يه بهترش رو مثه همه نوشته هاي خوبتون تو يه تاپيك ديگه ميدادين
...اما اين كار


message 16: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
فرزان جان واسه چی پاکش کردی؟
بد بود که بود فدای سرت ولی این هم خودش یک کار بود.

نباید پاکش می کردی.
لطفا اگه فایلش رو داریباز بذارش روی سایت.

مرسی.


message 17: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
حميد راست مي گه.
اين چه كاري بود تو كردي پسر جان؟


message 18: by Farzan (new)

Farzan (PersianGuy1983) | 1379 comments نه ازش متنی نداشتم ساعت 2 نصفه شب به ذهنم رسید نوشتم اما من از این ناراحت شدم که محمد سعی می کنه بگه هر کی پشت کامپیوتر مطلب می نویسه مطلبش ارزش خوندن نداره یا بد از آب ذر میاد من که خودم گفتم مطلبم بد بود دیگه نباید کشش می داد


message 19: by Farzan (new)

Farzan (PersianGuy1983) | 1379 comments می خواین دوباره بنویسم



message 20: by Farzan (new)

Farzan (PersianGuy1983) | 1379 comments دوباره نوشتم البته با کمی تغییر برید بخونید هونوقت هر چی دوست دارین نقد منفی بکنید البته من هم مثل شخصیت داستانم فراری ندین
اسمش عروس - ویرایش جدید هستش


message 21: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1520 comments فرزان عزیز
چرا اینجوری حرف میزنی؟
قبل از همه چیز از اینکه ناراحتت کردم معذرت میخوام. ولی میدونم که میدونی که قصد ناراحت کردنتو نداشتم
خواهش میکنم این جوری سریع قضاوت نکن که محمد سعی می کنه بگه هر کی پشت کامپیوتر مطلب می نویسه مطلبش ارزش خوندن نداره
آخه دوست بزرگ من من کجا اینو گفتم اگه منظورم این بوده چرا مطلبتو خوندم چرا نقدش کردم
اونم نقدی که اگه مطلب از برادر خودم هم بود همین رو بهش میگفتم

من خودم رو میگم هر موقع پشت کامپیتر می خوام یه مطلبی رو از ذهنم مکتوب کنم همه اون چیزایی که بهشون فکر میکنم دقدقهِ ذهنی من هستن، و باید در موردشون بنویسم رو فراموش میکنم. و ذهنیات خودم رو به سمت جلب خواننده کردن یا منحرف میکنم و در واقع دروغ می نویسم.

فکر کنم با این توضیح تاکید خودم رو در کجا نوشتن متن توجیه کرده باشم البته شاید فقط در مورد من اینطور باشه.

ویرایش جدید رو خوندم
یه حس بد تو من نسبت به تو ایجاد کرد
برای اینکه با نقاب با هات حرف نزده باشم میگم که به نقد ها هیچ توجهی نمیکنی.

به هر حال توقع برخورد بزرگوارانه تری از تو در برابر اشتباهم داشتم


message 22: by Farzan (new)

Farzan (PersianGuy1983) | 1379 comments من ایراد بزرگم در زندگی همیشه همین بوده دوست عزیز
من زود قضاوت می کنم اما معذرت می خوام اگر با سوء تفاهم فهمیدم


message 23: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
خيلي خوبه كه بچه ها اينقدر با هم با آرامش مشكلات رو حل مي كنند.

قابل توجه دوستاني كه فكر مي كنند ما فقط توي اين گروه همه چيز رو به ديگران ديكته مي كنيم.


message 24: by Farzan (new)

Farzan (PersianGuy1983) | 1379 comments مهدی چشمت چطوره ؟


message 25: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
افتضاح شده. افتضاح.


message 26: by Farzan (new)

Farzan (PersianGuy1983) | 1379 comments نباید عمل می کردی نم دونم چی بگم فقط تحمل کن پسر جون تحمل


message 27: by Ramin (new)

Ramin (raminreader) | 9 comments Farzan wrote: "نه ازش متنی نداشتم ساعت 2 نصفه شب به ذهنم رسید نوشتم اما من از این ناراحت شدم که محمد سعی می کنه بگه هر کی پشت کامپیوتر مطلب می نویسه مطلبش ارزش خوندن نداره یا بد از آب ذر میاد من که خودم گفتم مطلب..."

mohammad wrote: "فرزان جان
ممنون که نوشته جدیدی رو گذاشته و کمی کسالت رو از گروه پروندی
داستانک نسبتا خوبی نوشتی ولی کمی جای کار داره
همچی شل و ول بود ولی باید داستاناتو کمک کنی که بتونن سر پا وایسن.

لباس سفیدش ر..."


من خودم پشت کامپیوتر راحتترم. سریعتر میتونم بنویسم (تایپ کنم) و خیلی ساده و سریع میشه تصحیحش کرد.
ممکنه فرد دیگه‌ای البته نوشتن روی کاغذ براش راحتتر باشه.
اینطوری نمیشه قضاوت کرد.

البته اطمینان داشته باش که کسی اینجا نمی‌خواهد با نقد داستانت انرژی تو بگیره.
کارت رو ادامه بده.
مهم نیست که چی از آب در میاد. خودت رو بسپار به جریان فکریت و آزاد فکر کن.
مطمئنم بهتر میشه


back to top