داستان كوتاه discussion

43 views
عکس شماره یک

Comments Showing 1-12 of 12 (12 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Saleh (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1919 comments همه خواهیم مُرد.
پشت پنجره ی زندانی هراس انگیز

،
اگر نیندیشیم
.


message 2: by Elnaz (new)

Elnaz | 326 comments خيره شدن به دوردست در انتظار يك ناجي


message 3: by Ahoo (new)

Ahoo | 129 comments من عکس رو نمی بینم


MahtaBi KhaNooM | 1782 comments هنوز هم همان....صورتک هاي تکراري...در گذر زمان رنگ کهنگي نميگيرند!ا


message 5: by Leila (last edited Jan 31, 2009 09:25AM) (new)

Leila | 92 comments من رفتم ولی چند تا کپی از خودم گذاشتم تو کمد...با همون ها سر کن


message 6: by Maria (new)

Maria (maria_jabbri) | 691 comments از پشت پنجره ي دل
مات مي نگريم همچون صورتک
بر حقيقت تلخ زندگي


message 7: by Kourosh (new)

Kourosh | 389 comments رنگها ی سفید فضا را برفی و سرد نشون میده چیزی که در ذهنم از دیدنش ایجاد میشه پشت شیشه ی پنجره ی جهنم سرد است


message 8: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1520 comments منتظر اول:بچه ها ناجی داره مییاد

منتظر دوم:دیگه از این زندگی کوفتی راحت شدیم

منتظر سوم:بزارید منم ببینمش


message 9: by Azadeh (new)

Azadeh | 13 comments هر کی با زاویه دید خاصی داره بیرونو نگاه می کنه و دنیا رو می بینه یا شاید اینا هر کدوم دارن میگردن تا زاویه شون رو پیدا کنن تا دنیا رو راحت تر ببینن.


message 10: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
برزخ
استواي بود و نبود


message 11: by Ahoo (new)

Ahoo | 129 comments از خودم بیرون اومدم، باورم نمی شد، انگار داشتم از پشت یک پنجره خودم رو می دیدم، این همه صورتک، این همه سال، که اصلا نفهمیدم کی برای خودم درستشون کرده بودم
می خواستم با صورت خودم زندگی کنم، ولی دیگه حتا نمی دونستم این منی که داره به اونها نگاه می کنه کدوم طرف شیشه ست. نکنه این طرف هم پر صورتک شده!


message 12: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
مي بينيم از پشت چشمهاي شيشه اي
همه چيز و هيچ چيز


back to top