Al!'s Reviews > قهرمان فروتن

قهرمان فروتن by Mario Vargas Llosa
Rate this book
Clear rating

by
34126649
's review

really liked it
bookshelves: latin-america

" خدای من چه چیز های کثیفی که توی این دنیا دیده میشود "

روستاهای مهجور رنگ آبادی به خود می بینند ، شهرهای کوچک مدرن می شوند ، اما آیا فضولات اخلاقی انسان زیر چنین دنیای قشنگی مدفون خواهد ماند ؟ آدمی هرچقدرهم که خود را به زیور آلات دنیای مدرن بیالاید باز هم گریزی از شهواتش نخواهد داشت

" فضای تمدن های کوچک هیچ گاه بر بربریت بی کران پیروز نخواهد شد "

جوانانی که با افتخار می سرایند که تنها به دنبال مستی ، قمار و زنی برای هم خوابگی می گردند زاییده ی افول اخلاقیات در جامعه ای هستند که نگاهی ابزاری به زن داشته و او را در آلت جنسی اش خلاصه میکند ، و ناخودآگاه یاد صدای گریان دختری تنم را به لرزه می اندازد که به پسر می گفت تنها مرا برای جسمم میخواهی !... شاید بدی های انسان ریشه در آزادی های بی قید و شرطی دارد که جامعه در اختیار مردمش قرار داده است و باید پذیرفت که زندان حق کسانی است که سزاوار داشتن چنین نعمتی نیستند

احتمالاً خداوند هنگام خلقت انسان تصمیم گرفت او دیگر مانند گیاهان و حیوانات از بدو تولد تا مرگ زندگی مدونی نداشته و خودگردان باشد . موجودی آزاد و صاحب اندیشه با قابلیت تصمیم گیری برای خود . به این ترتیب آزادی متولد شد ولی این تفویض اختیار باعث شد که انسان امکان انتخاب بدی را هم داشته باشد یا شاید خود آنرا خلق کند . در اینصورت نه آنکه نفس آزادی بد باشد نه ، بلکه خود پدیده ای است که باعث کشفیات بزرگ علمی و فنی و پیشرفت های اجتماعی میشود . بدی موازات با پیشرفت حرکت میکند

اما در میان این آلودگی ها گاهی می توان قهرمان های کوچکی را یافت که بر اصول خود پایبندند . برای آن ها عزت نفس ، اصالت خانوداگی و به ویژه اخلاقیات ارزشی بسیار بیشتر از آنچه مادیات خوانده میشود ، دارد . و گاهی سایر افراد جامعه شاید در نقش ضد قهرمان ظاهر نشوند اما با سکوتشان در برابر ظلم و ظالم و باج دادن به زورگیران ، بستری برای رشد کفتار ها و انگل ها فراهم میکنند

" هیچ وقت اجازه نده کسی در زندگی لگدمالت کند "

ماریو بارگاس یوسا راوی انسان و زندگی اوست . از هر طیف و قماشی میتوان ردی در این رمان یافت . مردمانی که خیانت می کنند ، مردمانی که به اصول خود وفادارند ، مذهبیون ، خداناباوران ، عشاق و ... . اما چه کسی کار درست تر را انجام می دهد ؟ کسی که عاشق میشود ؟ کسی که عزلت نشین شده ؟ زنی که برای فرار از گناهان گذشته ، با زندگی وداع کرده و به اثاث خانه بدل شده ؟ انسانی که معتقد است باید صلیب گناهانش را به تنهایی به دوش کشیده تا تقاص گناهانش را پس دهد ؟

" هربار گذری دیگر ، سردابی نو ، دوری جدید ، بازگشتی دیگر ، آیا زندگی این بود ؟ "

در پایان از احساسات مرد شریفی می نویسم که دیگر تحمل شگفتی جدیدی را نداشت ، مردی که علی رغم تمام خوبی هایش به معشوقه و اطرافیانش با خیانت آن ها رو به رو میشود

فکر میکرد دیگر هرگز به این خیابان غبارآلود بازنخواهد گشت و مابل را هم نخواهد دید . اگر هم اتفاقی در یکی از خیابان های مرکز شهر به او بربخورد مثل دو ناشناس از کنار هم میگذرند . بی اندوه و تلخی با خود می اندیشید که با اینکه هنوز پیر و از کار افتاده نشده احتمالاً دیگر با زنی عشق بازی نخواهد کرد و نه حوصله ی یافتن معشوقه ی دیگری داشت . به هر حال آینده اش هر شکلی که به خود می گرفت یک چیز قطعی بود . برای او دیگر نه جایی برای لذت بردن بود نه جایی برای عشق ورزیدن . ناامید نبود ، تاسف هم نمی خورد زندگی همین بود . از وقتی پسربچه ای پابرهنه بود یاد گرفته بود واقعیت را بپذیرد
3 likes · flag

Sign into Goodreads to see if any of your friends have read قهرمان فروتن.
Sign In »

Reading Progress

December 3, 2018 – Started Reading
December 7, 2018 – Shelved
December 7, 2018 – Shelved as: latin-america
December 7, 2018 – Finished Reading

No comments have been added yet.