“چون شنیده بودم که در دنیای واقعی باید کلی آمپول بخورم، کلی مشق بنویسم،‌ کلی کار کنم و تازه زورکی هم باید به سربازی بروم، توی شکم مامان مخفی شده بود و نمی‌خواستم به دنیا بیایم؛ اما یک پرستار زرنگ با دستگاه جایم را پیدا کرد و به زور مرا از مخفیگاهم کشید بیرون…
خب حالا که مرا پیدا کردید لااقل یک لباس بدهید بپوشم”


مهراد صدقی
tags: طنز
Read more quotes from مهراد صدقی


Share this quote:
Twitter icon

Friends Who Liked This Quote


To see what your friends thought of this quote, please sign up!

0 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!



Browse By Tag