(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)

“[...] مادربزرگ بعد از آن‌که کمی سرحال شد، به تالار پذیرایی رفت تا خانم رتن‌مایر رفت و محکم در زد. چند لحظه بعد، او در را باز کرد و از دیدن خانم سسمان حسابی جا خورد.
خانم سسمان گفت: «فقط می‌خواستم بدانم که هایدی کجاست و بعدازظهرها تنهایی چه کار می‌کند.»
خانم رتن‌مایر جواب داد: «در اتاقش می‌ماند. او اگر کمی استعداد داشت، می‌توانست کارهای مفیدی انجام دهد. اما به جای آن، معمولا نقشه‌های مسخره‌ای می‌کشد و آن‌ها را اجرا می‌کند - چیزهایی که من واقعا نمی‌‌توانم برای کسی تعریف کنم.»
- اگر من هم مثل او تنها می‌ماندم، دقیقا همین کار را می‌کردم و حتما شما عقاید مرا هم نمی‌توانید برای کسی شرح دهید. بروید و غو را به اتاق من بیاورید. می‌خواهم کتاب‌هایی را که با خودم آورده‌ام به او بدهم.
خانم رتن‌مایر در حالی که دستانش را به هم قلاب کرده بود، گفت: «کتاب! کتاب به درد او نمی‌خورد! در مدتی که او این‌جا بوده، یک کلمه هم یاد نگرفته. درس دادن به او، همان‌طور که آقای آشر به شما خواهد گفت، غیرممکن است. اگر ایشان صبر ایوب نداشتند، مسلما مدت‌ها پیش ایم دخترک را به حال خود رها کرده بودند.»
- عجیب است! به نظر بچه بی‌استعدادی نمی‌آید. به هر حال بروید و او را بیاورید. حداقل می‌تواند عکس‌های کتاب‌ها را تماشا کند.
[...]”

سارا قدیانی, Heidi
Read more quotes from سارا قدیانی


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

0 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!


This Quote Is From

Heidi (Heidi, #1-2) Heidi by Johanna Spyri
213,532 ratings, average rating, 7,575 reviews

Browse By Tag