(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)

“- زمستان آینده بچه باید به مدرسه برود.
کشیش ادامه داد: «معلم به تو گفته بود، اما تو توجه نکردی. قصد داری با دخترک چه کار کنی، همسایه؟»
- قصد ندارم او را به مدرسه بفرستم.
کشیش به دایی آلپ خیره شد، به همان کسی که دست‌به‌سینه روبه‌رویش نشسته بود و از چهره‌اش می‌شد فهمید که چه‌قدر کله‌شق و یک‌دنده است. او پرسید: «پس دخترک چه خواهد کرد؟»
- او کنار بزها و پرندگان بزرگ می‌شود و آن‌ها هیچ‌چیز بدی به او یاد نمی‌دهند. به این ترتیب، او همین‌طور خوش‌حال و شاد باقی می‌ماند.”

سارا قدیانی, Heidi
Read more quotes from سارا قدیانی


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

0 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!


This Quote Is From

Heidi (Heidi, #1-2) Heidi by Johanna Spyri
213,532 ratings, average rating, 7,575 reviews

Browse By Tag