“زن جوان به محض دیدن آنها به تندی فریاد زد: «این کار تو چه معنی دارد، هایدی؟ این چه قیافهایست که برای خودت درست کردهای؟ پیراهنهایت را چه کار کردی؟ و روسری را؟ و پوتینهای نو و قشنگی را که برایت خریده بودم تا با آنها به اینجا بیایی و جورابهایی را که برایت بافته بودم؟ آنها را کجا گذاشتی؟»
هایدی با خونسردی به محلی اشاره کرد که لباسهایش را در آورده بود و گفت: «آنجا هستند.»
خالهاش چیزهایی را که آنجا افتاده بودند دید و با عصبانیت گفت: «اوه، تو یک دختر کوچولوی شیطان هستی! چه چیزی باعث شد که ناگهان لباسهایت را در بیاوری؟ منظورت از این کار چه بود؟»
هایدی جواب داد: «من دیگر لازمشان نداشتم.» و به نظرش آمد که همین توضیح کافی است.”
―
Heidi
Share this quote:
Friends Who Liked This Quote
To see what your friends thought of this quote, please sign up!
0 likes
All Members Who Liked This Quote
None yet!
This Quote Is From
Browse By Tag
- love (101697)
- life (80215)
- inspirational (76844)
- humor (44878)
- philosophy (31494)
- inspirational-quotes (28589)
- god (27036)
- wisdom (24808)
- truth (24686)
- romance (24681)
- poetry (23689)
- life-lessons (22741)
- quotes (21332)
- death (20780)
- happiness (18972)
- hope (18784)
- faith (18592)
- inspiration (17985)
- spirituality (15985)
- motivational (15945)
- relationships (15831)
- religion (15523)
- life-quotes (15184)
- writing (15071)
- love-quotes (14830)
- success (14174)
- motivation (14020)
- time (12938)
- science (12235)
- motivational-quotes (12101)

