Jump to ratings and reviews
Rate this book

فصلِ نان

Rate this book
داستان‌های کوتاه

عنوان داستان‌ها:
خر نفتی
دکان بابام
آبگوشت آلوچه
یک روز
عشق و کاهگل
بابای معصومه

80 pages, Paperback

First published April 1, 1978

7 people are currently reading
137 people want to read

About the author

علی‌اشرف درویشیان

63 books111 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
83 (25%)
4 stars
115 (35%)
3 stars
86 (26%)
2 stars
29 (8%)
1 star
11 (3%)
Displaying 1 - 30 of 48 reviews
Profile Image for Hasan.Habibi.
41 reviews
March 31, 2024
"دخترها و پسرها با لباس های تمیز و نو در میان جمعیت ولو بودند، چشمک میزدند، میخندیدند، به بستنی فروشی نبش میدان میرفتند. بیرون می آمدند در حالی که باقلوا و نوشابه هایشان را نیم خورده جا میگذاشتند!
شاد و شنگول بدون هراس از آینده. فارغ از غم پول اسم نویسی و کتاب و کاغذ و مهمتر از همه نان..!"
Profile Image for Ardavan Bayat.
367 reviews65 followers
February 2, 2021
99.06.11
در این شش داستان کوتاه به‌هم‌پیوسته که همه در فصل نان رخ داده‌اند، شنونده‌ی داستان‌های کارگرزاده‌ای علی‌اشرف نام می‌شویم که هم‌نام نویسنده است.
درون‌مایه‌ی واپسین داستان به‌خوبی با فرم چفت شده بود. سراسر کتاب نمایش بدبختی مردم کف خیابان بود. مردمی بی‌کُنِش که خود می‌دانند بدبخت اند ولی کمتر چرایی‌اش را می‌دانند. تنها چیزی که به‌خوبی می‌دانند این است که باید با همین زندگی کنار بیآیند. آنها برای بهبود زندگی خود کاری پایه‌ای و اساسی نمی‌کنند. ولی «بابای معصومه» نماد رنجبرانی ست که می‌دانند بدبخت هستند با این همه زندگی‌شان را رها نمی‌کنند، آنچنان که دستشان جلوی نامردمان و بی‌وجدانان دراز نشود، سربلند زندگی می‌کنند. به دیگران کمک می‌کنند تا وجدانشان آسوده باشد. دلشان برای همه‌ی آدم‌ها می‌تپد. با همه‌ی ناتوانی‌ها جلوی زورمندان می‌ایستند و شکست می‌خورند ولی باز برمی‌خیزند و می‌ایستند. چه‌قدر از این «بابای معصومه»ها داشتیم و داریم.

«خر نفتی»
«دکان بابام»
«آبگوشت آلوچه»
«یک روز»
«عشق و کاهگل»
«بابای معصومه»
Profile Image for Peiman.
652 reviews199 followers
June 13, 2024

این کتاب شامل چند داستان کوتاه مرتبط به هم هست که تمام داستان‌ها در فضای زندگی مردم فقیر و فرودست جامعه و در مورد نوجوانی از این خانواده‌ها و کار کردن این نوجوان در فصل تابستانه. خیلی فضای کتاب منو یاد فضای کتاب همسایه‌های احمد محمود انداخت. در مجموع متوسط رو به خوب بود.ه

ه«آری پسرم، این است زندگی ما. هر کس دو دستی جیب خودش را چسبیده و گور‌ پدر دیگران. چرا؟! چون هیچ نمونه‌ای از دوستی و انسانیت در زندگی‌شان ندارند. معیارهای خوب و زیبای انسانیت را ازشان گرفته و پنهان یا نابود کرده‌اند. گاهی پیش خودم فکر می‌کنم که نکند از این که خوب و شریف باشند وحشت دارند. چون در چنین جامعه‌هایی آدم‌های خوب همیشه دچار دردسر می‌شوند.»ه
Profile Image for Mohammad Hanifeh.
335 reviews88 followers
May 30, 2020
می‌شود برگشت
می‌شود برگشت و در خود جست‌وجویی داشت
در کجا یک کودک ده ساله در دلواپسی گم شد ؟
در کجا دست من و سیمان گره خوردند ؟

می‌شود برگشت
تا دبستان راه کوتاهی است
می‌شود از ردِ باران رفت
می‌شود با سادگی آمیخت
می‌شود کوچک‌تر از این‌جا و اکنون شد.

- محمدرضا عبدالملکیان


حال و هوای همۀ داستان‌ها، بی‌شباهت به این بخش از شعر جناب عبدالملکیان نیست. وجه اشتراک همۀ داستان‌ها «غم نان» است؛ غمِ نان یک کودک! جزئیاتِ داستان این‌قدر خوب توضیح داده شده که در هر اندوهی خودم رو با علی‌اشرف قصه همراه دیدم؛ با حسرت‌ها، گرسنگی‌ها، بوهای غذای همسایه و دویدن‌ها و نرسیدن‌ها...
Profile Image for Pooya Kiani.
415 reviews123 followers
September 4, 2022
بسیار بسیار بد.
یک سری روایت شلخته از زندگی کارگری، که نویسنده خیال می‌کنه چون نشون داده که طرف بدبخته و چون خودش دغدغه ی طبقاتی داره و چون خیلی دلش به حال دیگران می‌سوزه و چون هزارتا خودبزرگ‌ بینیِ دیگه، حق داره بدون هیچ پرداخت و دقتی داستان رو ارائه بده.
اگر این، کتاب باشه، هر چهارتا کاغذی که وسطش بنویسی «آدم‌های بدبخت، بدبختند!» می‌شه کتاب و مایه ی به‌به و چه‌چه.
Profile Image for Nastaran.
257 reviews88 followers
December 16, 2020
چه حجم بزرگی از اندوه توی تک تک جمله‌های این کتاب پیدا میشه.
هر قصه توی این کتاب خودش یه روضه‌ست... یه روضه از مردمی که دردشون بیش‌تر از هرچیزی درد نونه!
قلبم به درد اومد از این قصه‌ها... از این توصیف‌ها...

این اولین کتابم از این نویسنده بود، ولی دوست دارم بیشتر ازش بخونم.

نسترن
بیست و شش آذر نود و نه
Profile Image for Sara Bakhshiani.
236 reviews45 followers
June 10, 2023
.یه بخوابی زد به سرم و این کتاب وتموم کردم
الحق که توی چه مکان‌ها و زمان‌هایی من یک خط از این کتاب‌ هم شده خوندم
!!تا اوقات‌ام هدر نره
(.برام معنی وقت‌های الکی رو پر کردن میده pdf کاملا ورژن)
.کتاب روایت هاش خیلی نرم و لطیف بود
البته یک سری جاهاش خیلی دردناک بود و نمیشه حس دردی که توی دست هامک حس می‌کردم
.و نادیده بگیرم
چقد این بچه با سن کم اش کار کرد و چقدر داستان های کوتاه‌اش بازگو کننده یک روز عادی
.در زندگی جوون ایرانی بود
.
یکی از مزایای این حجم نویسنده ایرانی خوندن همین که
.گاهی وقت ها حس خوب درک شدن بهم میده
Profile Image for Mana.Fa.
87 reviews
April 13, 2023
3.5ستاره
مجموعه داستان شامل چند داستان از قشر فرودست با محوریت پسر بچه هایی است که کار تابستانه دارن هرچند داستان ها رنگ و بوی غمگین و خاکستری دارند ولی قلم نویسنده سادگی خاصی داره که باعث میشه ادامه بدی ...
Profile Image for Somayeh.
229 reviews40 followers
February 23, 2015

تابستان کودکی علی اشرف درویشیان رنگ استراحت و تفریح ندارد چراکه تابستان "فصل نان" درآوردن است.
شش داستان کوتاه این مجموعه حکایت آن دوران است. نویسنده با زبانی ساده, شبیه آبشوران, داستان کارهای تابستانی خود و برادرانش را مینویسد و چیزی که بیشتر از همه به چشم می آید فقر است و فقر!

ناراحت کننده بود, اما انقدر صمیمانه نوشته شده که به خواندنش می ارزید.

"
اتاق تاریک بود, ننه پیرهن چراغ را درآورد و پایه اش را برد که نفت بخرد. بوی عطر آبگوشت لیموعمانی خانه ی همسایه, اتاقمان را پر کرده بود. بابام با بوی ترشیده ی نان آمد. به من گفت: امشب شب جمعه س. یه سوره قرآن برای مرده هامان بخوان. گفتم: گلوم خیلی درد میکنه. بابا به اصغر گفت که بخواند. میدانستم که اصغر بلد نیست. بابا قلک را که دید, آن را برداشت و تکان داد و به من گفت: وقتی زیاد شد به من بدش قرض. باشد؟ گفتم:باشد. از دور صدای اذان می آمد. بابا صلوات فرستاد. فاطی به آهنگ گوشت کوب خانه ی همسایه میرقصید.
جاده های حاشیه ی گلیم تاریک بود و ماشین اصغر چراغ نداشت.
ننه هنوز نیامده بود. شاید به او نسیه نداده بودند."
Profile Image for JJ Khodadadi.
451 reviews130 followers
December 14, 2020
یک سری داستان کوتاه در مورد بدبختی و غم نان و مسائل اینچنینی البته درآخر من متوجه منظور نویسنده نشدم و نفهمیدم به چه نتیجه ای قرار بوده برسه! شاید خواسته بگه من حمایت میکنم از این قشر یا چی!؟ نمیدونم! خلاصه که داستان های احمد محمود کجا و این کجا!!
Profile Image for Sayeh.
96 reviews10 followers
December 18, 2024
این حجم داستان‌های تلخ، با شیرینی توصیف و قلم نویسنده، ترکیب جالبی بود
Profile Image for Shiva.
34 reviews14 followers
February 17, 2017

داستان هايي از رنج و فقر و فقر و خانواده و عشق و فقر...از زبان نوجواني از طبقه پايين جامعه كه براي گذران تحصيل، ناچار به كارگري در فصل تعطيلات مدرسه است. قصه هايي سراسر غم تلخِ بي رحمي روزگار، كودكي هاي فراموش شده، آرزوهاي بر جامانده بر ديوارهاي دوغاب زده....

چقدر دوست دارم قلم علي اشرف درويشيان رو
Profile Image for Ranj.
189 reviews1 follower
November 7, 2019
داستان بابای معصومه از این مجموعه مو بر تن آدم سیخ م��کنه. علی اشرف خیلی ساده و صمیمی خواننده رو وارد دنیای طبقات فرودست جامعه میکنه. چه رنجی چه تبعیضی! دنیای بچگیهاشان دغدغه ی نان است و نان و نان. هر چند آبشوران رو بیشتر دوست داشتم اما بابای معصومه کتاب رو ��ه بلوغ رساند.
Profile Image for Samaneh Khanlari.
145 reviews72 followers
May 12, 2012
این کتاب را از "مریم کرمی"هدیه گرفتم... از معدود کتابهایی ست که با خودم به کانادا آورده ام...
داستانهای کوتاه و بسیار خواندنی...
Profile Image for Maryam.
70 reviews10 followers
September 7, 2024
مجموعه‌ای از داستان های کوتاه و مرتبط به همدیگر.
کوتاه، ساده و دلنشین.

از کتاب:
"انسان به غذای روح احتیاج دارد. همه‌اش که شکم‌ نیست. بعضی‌وقت‌ها حس میکنم که ذهنم گرسنه و تشنه است، آن وقت می‌نشینم کنار این کتاب‌ها، چه دوستان خوبی! چه بی‌آزار! کتاب‌ها پر هستند از سرنوشت‌های عجیب و غریب آدم‌ها، مبارزه‌ی مردم، ظلم و جور ستمگران، فداکاری انسان‌های خوب، درس های شرافت و انسانیت و واقعیات زندگی."
Profile Image for Alireza Zamani .
107 reviews6 followers
March 19, 2021
‏قلم علی اشرف درویشیان همواره در خدمت رنج دیدگان، محرومان و له‌ شدگان زیر بی عدالتی ها بوده، مرام سیاسی درویشیان سوسياليست بوده و به همین خاطر بیشتر آثارش منعکس کننده همین نوع دیدگاهه، همچنین بازتابی از زندگی خودش به همین خاطر نوشته هاش تصنعی نیستن ‏چون واقعا بخشی از زندگی خودش و دیده ها شنیده ها بوده حالا شاید اغراق هایی صورت گرفته یا پر و بالی داده شده اما واقعا چنین چیزی هایی اتفاق افتاده و همین واقعی بودن ماجرا ها تلخی آثارش دو چندان میکنه شاید هم صد چندان.
‏میشه تو صفحه به صفحه آثارش درد و رنج و سیاهی رو حس کرد، درد و رنجی که قلب خواننده رو مچاله میکنه، از همه بدتر وقتی میدونیم هنوزم تو گوشه و کنار این ممکلت هنوزم این گونه داستان های تلخ در حال وقع هستن و این چیزایی که می‌خونیم دیگه تموم نشده و همچنان ادامه داره.
‏این مجموعه داستان هم مثل باقی آثارش ساده و روان روایت میشه، کوتاه اما تاثیر گذارن، همه داستان های کوتاه این مجموعه‌ حول محور پیدا کردن شغل و گذران زندگی سخته، پر از فقر و بیکاری و عشق در زمان فقر.

در کل ارزش خوندن داشت.
Profile Image for Farzad Gunner.
69 reviews2 followers
September 4, 2022
“فصل نان” دربرگیرنده مجموعه ای از داستان های کوتاه به قلم #علی_اشرف_درویشیان نویسنده و پژوهشگر #چپگرا و سوسیالیست ایرانی است. فصل نان از شش داستان کوتاه تشکیل شده است: ۱. خر نفتی ۲. دکان بابام ۳. آبگوشت آلوچه ۴. یک روز ۵. عشق و کاهگل ۶.بابای معصوم. نگاه درویشیان ریالیستی و منعکس کننده طبقه محروم و فقیر جامعه است. فصل مشترک داستان های کوتاه علی اشرف درویشیان غم نان و نقد هوشمندانه او از روابط حاکم بر جامعه است. نویسنده خود پسر کوچک فقیری است که به بیان خاطرات و تجارب خود از زندگی در فقر و کار شاق از همان ابتدای نوجوانی پرداخته است و با قلمی زیبا ب شرح محرومیت های خود و انسان های دور و بر خود پرداخته است.
از بین داستان های این کتاب داستان آبگوشت آلوچه و بابای معصوم مثال زدنی اند. چقدر باباهای معصوم در جامعه ما کم اند! کسانی که رنج و درد را به جان خریدند و شرافت خود را نفروختند!
قلم علی اشرف درویشیان منعکس کننده فقر و رنج مردم رنجکشیده ایران است و خواندن آثار او خواننده را منقلب میکند.
نمره من به کتاب: ⭐️⭐️⭐️⭐️ ۴/۵
Profile Image for Mehrdad.
282 reviews1 follower
April 4, 2021
قصه مردمی که کمتر دیده و شنیده می‌شوند. کسانیکه محروم هستند اما تلاش می‌کنند، کارگرند اما گدا نیستند، پولی ندارند اما احساسات زیادی درونشان تلنبار شده.
راستش بیان نگاه تبعیض آمیز و از بالا به پایین مردم ثروتمند به قشر کارگر اولش کمی ناراحتم کرد ولی بعد فهمیدم این ناراحتی به این خاطر بوده که واقعا در اکثر موارد چنین نگاهی وجود داره.
چند دیالوگ از داستان ها بود که بر اساس فضای هر داستان، زخم کاری ای به خواننده ای که من باشم زد:"بی پدر و مادر بی‌تربیت، عمله" و " بابای معصومه گدا نیست".

بدون شک داستان آخر بهترینِ مجموعه بود و بعد "یک روز" و "عشق و کاهگل"
چیز دیگه‌ای که توجهم رو جلب کرد اینه که کتاب سال ۵۶ چاپ شده و تک تک کمبودها و محرومیت ها وتبعیض ها و احتکار و ... که توی داستان ها اومدن رو ما همچنان داریم و چه بسا بدتر هم شدن...

پ.ن: کتاب نطلبیده مراد است.
پ.ن۲: هرگز مهربانی ای که میان ورق های کتاب برای من به یادگار گذاشته شده بود رو فراموش نخواهم کرد و در حفظ آن کوشا خواهم بود!❤
Profile Image for Shiva.
34 reviews14 followers
February 17, 2017
داستان فقر ... و فقر... و خانواده...و عشق... و فقر...
از زبان نوجواني از طبقه پايين جامعه كه براي گذران تحصيل ناچار به كارگري در فصل تعطيلات مدرسه است.

چقدر دوست دارم قلم علي اشرف درويشيان رو

از كتاب:
"دلم هواي خانه ي پريسا را داشت. شب ها قدم به قدم در ذهنم پرسه مي زدم. از خيابان ها مي گذشتم. مي رسيدم در خانه شان، در را باز مي كردم، مي رفتم تو، مي رفتم به اتاقي كه برايشان دوغاب زده بودم، اتاق بچه ها. باخودم مي گفتم: حالا كجاس، كجا خوابيده؟
در ذهنم پيدايش مي كردم، مي ايستادم روي سرش و تماشايش مي كردم، حيفم مي آمد به او دست بزنم..."
Profile Image for Fateme.
124 reviews2 followers
August 9, 2021
مثل بقیه آثار درویشیان،قلم دلنشین و حرفه ای داستان های کتاب آدم را مجذوب می کند ولی تمام داستان های این کتاب هم سراسر رنج و فقر را به تصویر می‌کشد که از لحاظ توصیف و تصویر سازی بسیار حرفه ای و هنرمندانه است اما غمی که بعد از تمام کردن هر قصه بر دل آدم می‌نشیند و همدردی با شخصیت های داستان _که اکثرا نویسنده و برادرهایش هستند_ خواننده را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.
از این مجموعه داستان آبگوشت آلوچه را بیشتر دوست داشتم؛انگار که علاوه بر فقر مالی،فقر فرهنگی غالب بر زمانی که داستان ها اتفاق میفتند را هم به وضوح نشان می‌دهد.
Profile Image for Peymanjafari.
213 reviews8 followers
October 6, 2024
فصل نان همونطور که از اسمش پیداست فصل تابستان هست
تم بیشتر داستانهای علی اشرف درویشیان فقر و تنگدستی و ظلم حاکمیت است.
کلا برای من که کرمانشاه زندگی میکنم داستانهای درویشیان بسیار قابل لمس تر و دلچسب تر هست برام
Profile Image for Shokufeh شکوفه  Kavani کاوانی.
351 reviews173 followers
April 18, 2010
فصل نان , فصل خوشبختی دست نیافتنی......آنچه که خدا به آدمیزاد به رایگان داده است و انسانهائ دیگر آن را از او دریغ میکنند.
Profile Image for پری سآ.
9 reviews23 followers
May 10, 2017
درسته که به پای آبشوران نمیرسه اما ارزش خوندن رو داره کاملا. از این کتاب های جیبیِ کوچیکه که میشه یه روزه خونده بشه. با داستان های ِ جالبّ علی اشرف درویشیان.
Profile Image for یک عدد.
13 reviews2 followers
Read
November 2, 2017
توی این دنیا کاه را جلوی سگ می اندازند و استخوان را پیش اسب.
Profile Image for اکمل.
71 reviews1 follower
April 27, 2022
داستان‌های دکان بابام، عشق و کاهگل و بابای معصومه خیلی قشنگ بودند. علی اشرف درویشیان غمی روی دل آدم می‌گذاره که یه جاهایی نفس آدم بند میاد. داستانها رو یکی یکی و به سر فرصت بخونید.
Profile Image for Nazanin.
283 reviews23 followers
September 30, 2024

داستان‌های این کتاب زندگینامه و خاطرات خود نویسنده هستش که این موضوع باعث شد بیشتر کتاب رو دوست داشته باشم. نویسنده از فقر و خانواده‌های کارگری گفته و خوندنشون در عین اینکه غمگینم می‌کرد، بهم یه نمای کلی از جامعه‌ی کارگری قبل از انقلاب داد📖
Profile Image for Ali.
Author 17 books677 followers
June 26, 2013
خوشبختانه در این دو سه دهه ی اخیر، بسیاری به نوشتن پرداخته اند و در میان آثار چاپ شده، کارهای قشنگ، کم نیست. اما متاسفانه به هزار و یک دلیل، یکی هم دور ��فتادگی از ایران، خواندن همه ی آنها برایم میسر نشده. از میان بسیاری که خوانده ام، کارهای درخور ستایش کم نیستند؛ از این مکان (قاضی ربیحاوی)، دیوان سومنات (ابوتراب خسروی)، جامه به خوناب (رضا جولایی)، خالو نکیسا، بنات النعش و یوزپلنگ (ایرج صغیری)، نیمه ی غایب (حسین سناپور)، پرنده ی من (فریبا وفی)، رنگ کلاغ (فرهاد بردبار)، راز کوچک و داستان های دیگر (فرخنده آقایی)، سیاسنبو (محمدرضا صفدری)، سوء قصد به ذات همایونی (رضا جولایی)، سلام خانم جنیفر لوپز (چیستا یثربی) و...
کسانی چون شهریار مندنی پور و محسن مخملباف هم بوده اند که بنظر من چند اثرشان خواندنی و ماندنی ست؛ "هشتمین روز هفته"، "سایه های غار"، "ماه نیمروز" و "دل دلدادگی" از شهریار مندنی پور و "باغ بلور" و چند اثر دیگر از محسن مخملباف که در مجموعه ی آثارش با نام "گنگ خوابدیده" خوانده ام. از آنان که پیش از انقلاب هم می نوشتند، چند کار از جعفر مدرس صادقی؛ "گاوخونی"، "شریک جرم" و...، چند اثر از امیر حسن چهلتن؛ "دیگر کسی صدایم نزد" و "تالار آینه" و... را دوست دارم. برخی شان انگار دیگر نمی نویسند، "صفدری" مثلن، یا "صغیری"، و چه حیف! شاید هم که نوشته اند و مثل کار خیلی های دیگر در هزار توی تایید و مجوز و غیره مانده است...
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
December 1, 2018
yدر زندگی پای قصه‌های خیلی از قصه‌ گویان نشسته‌ام،‌ اما مادربزرگم از همه‌ آن‌ها بهتر بود و به آنچه می‌گفت آگاهی کافی داشت‌. افسانه را با آب و تاب و با سود جستن از مثل‌ها و اصطلا‌حات محلی بیان می‌کرد‌. آن‌ها را با مسائل روز و نکته‌های مورد علا‌قه ما می‌آمیخت،‌ آرام و بی‌شتاب قصه می‌گفت و عقیده داشت که گفتن متل در روز سبب کسالت و خستگی می‌شود، ‌بنابراین همیشه شب‌ها و به ویژه پیش از خواب برای ما قصه می‌گفت‌. پدرم هم قصه‌ گوی خوبی بود، اما نه به اندازه مادربزرگم‌. او کم‌ سواد بود و برای ما اشعار حافظ و باباطاهر را می‌خواند‌. نخستین کتاب داستانی که به خانه‌ ما آمد، امیرارسلا‌ن نامدار بود که من در ۹ سالگی در شب‌های زمستان برای خانواده می‌خواندم
Profile Image for Sina Tahmasbi.
190 reviews9 followers
August 13, 2021
شبیه "آبشوران". ولی پختگی داستان ها بیشتر و از موضوعات روزمره دورتر شده،حرفی برای زدن داره.
توصیفات زیباتر شدن:
"مژه هایش سیاه و بلند بود، سفیدی چشم هایش پاک بود،مثل صبح بود، که پشت بیستون نشسته باشد."

بریده هایی از کتاب:
"هرکس دودستی جیب خودش را چسبیده و گور پدر دیگران . چرا ؟! چون هیچ نمونه ای از دوستی و انسانیت در زندگی شان ندارند . معیارهای خوب و زیبای انسانیت را ازشان گرفته و پنهان یا نابود کرده اند . گاهی پیش خودم فکر می کنم که نکند از این که خوب و شریف باشند وحشت دارند . چون در چنین جامعه هایی آدم های خوب همیشه دچار دردسر می شوند ."

"تو این دنیا کاه را جلوی سگ میگذارند و استخوان را پیش اسب"
Displaying 1 - 30 of 48 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.