Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “احمق! ما مرده‌ایم” as Want to Read:
احمق! ما مرده‌ایم
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

احمق! ما مرده‌ایم

3.22  ·  Rating details ·  210 ratings  ·  19 reviews
من نمیتوانم باور کنم. فکر میکنم همهاش خواب میبینم. آخر چهطور ممکن است؟ مگر میشود از دیوارها عبور کرد، یا از آب گذشت و خیس نشد؟! ما تمام این کارها را کردیم، حتی از کوه پرت شدیم و خراشی برنداشتیم.

– احمق! ما مردهایم.
...more
Paperback, 32 pages
Published 2008 by نشر مشکی
More Details... Edit Details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about احمق! ما مرده‌ایم, please sign up.

Be the first to ask a question about احمق! ما مرده‌ایم

This book is not yet featured on Listopia. Add this book to your favorite list »

Community Reviews

Showing 1-30
Average rating 3.22  · 
Rating details
 ·  210 ratings  ·  19 reviews


More filters
 | 
Sort order
Start your review of احمق! ما مرده‌ایم
Hamid
Mar 02, 2017 rated it really liked it
آلبوم را ورق زد و به جوانی خود رسید. به درختی تکیه داده و ژست گرفته بود. پشت سرش در گوشهای از آسمان، تکه ابری سیاه دیده میشد. ناگهان ابر شروع کرد به بزرگ شدن و لحظاتی بعد باران تمام صورتاش را خیس کرد...
آلبوم را و زندگیاش را خیس کرد...
آن روز، روز عجیبی بود. فقط در خانه پیرمرد باران باریده بود.
- داستانک باران، از متن کتاب

برای کسانی که داستانک دوست دارند مثل خودم، پیشنهاد میکنم. نسبت به حجم کل کتاب، داستانکهای خوب قابل توجهی داره
...more
Fateme Beygi
Sep 24, 2012 rated it really liked it
عاشق همون داستان احمق ما مرده ایم ام یعنی اوج ضربه نهایی
Mahsa
Aug 02, 2016 rated it liked it
Shelves: iranian-authors
داستانهای یک صفحه ای؛ گاهی دوست داشتنی، گاهی مبهم، گاهی عجیب.
یازده/مرداد/نود و پنج

.پ.ن: دومین کتابی که در کتابفروشی ورق زدم
سپاس فراوان از رسول یونان و انتشارات کتاب و همه ی دستاندرکاران! :دی
...more
Ahmad
Jul 04, 2017 rated it it was ok
به جز تعداد معدودی از داستاناش، غالبن خوشم نیومد.
پ.ن: حقیقتن کاش بفهمم دیگه از این نویسنده کتاب نخرم.
Zahra
Nov 21, 2015 rated it liked it
Shelves: i-own, e-books
بعضى وقت ها، نويسندگان فقط خودشان از عمق متنى كه نوشته اند سر درمى آورند. در مورد بعضى از داستانك ها اين نظر را داشتم.
امّا دقيق، لطيف و جذّاب را مى توان براى اكثر داستانك ها به كار برد. هرچند تازگىِ كمى داشت.

وقتى كه انتخاب كردم و خريدم ش اين حس رو داشتم كه محتواش به قشنگى و جذّابى اسم ش نيست و حالا كه تموم ش كردم مطمئن شدم.
Ahmad Sharabiani
احمق ما مرده ایم: داستانک های رسول یونان؛ رسول یونان 1348
عنوان: احمق ما مرده ایم: داستانک های رسول یونان؛ نویسنده: رسول یونان؛ مشخصات نشر: تهران، مشکی، چاپ نخست 1387، در 31 ص، اندازه 14 در 10/5 س.م، شابک: 9789648765328؛ موضوع: داستانک های نویسندگان فارسی قرن 14 خورشیدی، قرن 21 م
بد شانس
در یک مزایده استثنایی برنده شده بود. خوشحال بود. ترجیح داد سیگاری بگیراند و کمی قدم بزند. وقتی سیگارش را برلب گذاشت دستی جلو آمد و آن را روشن کرد. مرد تشکر کرد و به راه خود ادامه داد. کمی جلوتر، ترمز ماشینی برید.
...more
Mohammad Ali

نمره ی واقعی: یک و نیم

اغلب داستان ها آخرش به خودم می گفتم همین!؟ اما چند تا معدود داستان جالب هم داشت

سرجمع: 27 داستانه

------------------------------------------

داستان های جالب: نقطه ی سربی و ناممکن
داستان هایی که گرچه جذابیت خاصی نداشتن اما بد هم نبودن: باران، نوبت، تانیل، سفر، کابوس، زندانی، آخرین ترور، عشق، آنها نباید عاشق شوند و بدشانس

-----------------------------------------

حاشیه: مخم داغ می کنه وقتی مثلا می بینم سه یا چهار ستاره هم به این کتاب داده شده! نه به خاطر اینکه چرا اون خواننده های
...more
Mohammad Javad Dandesh
Apr 18, 2015 rated it liked it
Shelves: minimal
لیبو شاعر افسانه ای چین وقتی از روی پل به داخل آب پرید تا ماه را بغل کند،غرق شد.زیرا آب وارد شش های اش شده و راه نفس اش را بسته بود.
خیلی از مردم چین این افسانه را باور ندارند و آن را دروغ میدانند.با این همه،همان مردم ناباور وقتی از روی پل،چشم شان به ماه وسط رودخانه می افتد،تعادل خود را از دست میدهند و به این ترتیب افسانه های دیگری رقم می زنند!

احمق،ما مرده ایم/ص 8
Hamed Movaghari
Jul 10, 2013 rated it really liked it
Shelves: short-story
من نمیتوانم باور کنم . فکر میکنم همه اش خواب میبینم.
آخر چه طور ممکن است ؟ مگر میشود از دیوار ها عبور کرد،
یا از آب گذشت و خیس نشد ؟! ما تمام این کارها را کردیم،
حتی از کوه پرت شدیم و خراشی برنداشتیم.
احمق! ما مرده ایم
Mobina Jafari
Aug 30, 2015 rated it really liked it
Shelves: iranian
وقتی مشمول عفو عمومی شد دیگر پیر شده بود. آزادی به دردش نمیخورد. شهر ها و آدم ها را دیگر نمیشناخت حتی نمیدانست كجا باید برود و با چه كسی ارتباط برقرار كند. هنگامی كه خواست از در اصلی زندان بیرون برود، ناگهان دست هایش را دور گردن نگهبان انداخت و آن را فشرد. كمی بعد دوباره به زندان برگشت، با زخم هایی بر صورت و لبخندی بر لب
ZaRi
در يك مزايده استثنايي برنده شده بود. خوشحال بود. ترجيح داد سيگاري بگيراند و كمي قدم بزند. وقتي سيگارش را برلب گذاشت دستي جلو آمد و آن را روشن كرد. مرد تشكر كرد و به را ه خود ادامه داد. كمي جلوتر، ترمز ماشيني بريد. به پياده رو آمد و او را زير گرفت. مرگ فندكش را توي جيب گذاشت و سوت زنان از آنجا دور شد.
Mina
Apr 10, 2013 rated it really liked it
من نمیتوانم باور کنم. فکر میکنم همه اش خواب میبینم.
آخر چه طور ممکن است؟ مگر میشود از دیوار ها عبور کرد، یا از آب گذشت و خیس نشد؟! ما تمام این کارها را کردیم، حتی از کوه پرت شدیم و خراشی برنداشتیم.
- احمق! ما مرده ایم
Ali
Jul 02, 2018 rated it liked it
داستانکهای شعرگونهی شیرین، خیلی شیرین با غافلگیریهای خوب و شاعرانه. ...more
Niloofar Samini
Sep 03, 2010 rated it liked it
بعضی مینی مال ها واقعا میچسبند! مخصوصا آخری، مینیمال ِ پشت ِ جلد، و چند تایی آن وسط!
ليلي
Oct 25, 2013 rated it liked it
معمولي! فقط همين:|
طيبه تيموري
این نوشته از داخل یک کلاه پشمی بر سر مجسمه ای برنزی پیدا شد

مرد زندگی من!
مواظب خودت باش، زمستان سختی در پیش است. اگر طاقت نیاوردی خودت را به دیوانگی بزن تا تو را هم به تیمارستان بیاورند. مطمئن ام این جا به تو خوش می گذرد.
دوست تو دختر چشم آبی.


سفر

مرد ترجیح می داد رود باشد تا سنگ. یک روز طاقت از دست داد و فریاد زد:
- من از این جا می روم!
کسی نگفت نرو! راه افتاد و به موازات رود حرکت کرد.
می خواست به دریا برسد؛ به آبی بی کران. اما وقتی به دشت رسید هراسی وجودش را فرا گرفت. رود در زمین فرو می رفت.


آخرین
...more
Sima
rated it really liked it
Jun 14, 2012
Khashayar Pezeshkian
rated it it was amazing
Jul 07, 2016
Naghme
rated it really liked it
May 01, 2019
Shahin Sajjadi
rated it liked it
Sep 09, 2018
Negar_nrz
rated it really liked it
May 09, 2014
Nargesazad
rated it really liked it
Jul 08, 2014
Mahdieh
rated it did not like it
May 21, 2017
Fereshte
rated it liked it
Feb 22, 2014
Mastane
rated it it was amazing
Sep 23, 2017
felor
rated it liked it
Feb 22, 2013
Samira Majd
rated it it was amazing
Jul 27, 2017
Maryam Sabbaghi
rated it liked it
May 06, 2014
Hesam
rated it it was ok
Jun 25, 2017
« previous 1 3 4 5 6 7 next »
There are no discussion topics on this book yet. Be the first to start one »

Readers also enjoyed

  • Aura
  • عقرب روی پله‌های راه‌ آهن اندیمشک یا از این قطار خون می‌چکه قربان
  • The Clown
  • کافه پیانو
  • اپيكور
  • Treatises on Friendship and Old Age
  • In Praise of Shadows
  • The Ice Dragon
  • How to live with a designer without killing them
  • 4.48 Psychosis
  • Saker min son behöver veta om världen
  • مدیر مدرسه
  • در جهت عکس: ۳۹ عکس، ۳۹ جستار
  • حاجی دوباره
  • The Blind Owl
  • اولریکا و هشت داستان دیگر
  • Martin Eden
  • دیوانه بازی
See similar books…
186 followers

رسول یونان (زاده ) شاعر، نویسنده و مترجم ایرانی است.
او در دهکدهای در کنار دریاچه ارومیه به دنیا آمد. هماکنون ساکن تهران است. او تاکنون چند دفتر شعر به چاپ رسانده است. گزیدهای از دو دفتر شعر رسول یونان با عنوان «رودی که از تابلوهای نقاشی می گذشت» توسط واهه آرمن به زبان ارمنی ترجمه شده و در تهران به چاپ رسیده
است.
آثاری از او نیز توسط مریوان حلبچهای به کردی سورانی ترجمه شدهاست.
او از داوران جایزه ادبی
...more
“آن ها در بک روز برفی از هم جدا شدند.
یکی به سمت شمال رفت
دیگری به سمت جنوب
برف رد پای آن ها رو پوشاند طوری که انگار هرگز نبوده اند.”
3 likes
More quotes…