بهترين كتابي كه تا به حال خوندم. من و اين كتاب و ديوان حافظ رو توي يه جزيره رها كنيد من راضي م. اين كتاب جداي اطلاعات بسيار خوبي كه در اختيار ميذاره، كمك مي كنه آدم "ديد" پيدا كنه و بدونه متون رو چگونه بايد بخونه - نه فقط حافظ و نه فقط شعر. و اين "ديد" به نظر من چيزيه كه آدماي محقق بزرگ رو از بقيه متمايز ميكنه و باعث التذاذ ادبي از آثار فاخر ميشه. يه شخص عامي ممكنه از موسيقي و بعضي پيام هاي شعر حافظ -بطور مثال- لذت ببره اما لذت بردن خودآگاه از چيزي كه شعر حافظ رو سالهاست جذاب نگه داشته كار هركسي نيست و اين خودآگاهي و اضافه كردن به اون - كه با ديدگاه هرمنوتيكي قابل پذيرشه - به نظرم ارزش اصليه و اين كتاب تو اين مسير واقعا كمك ميكنه. خوندنش به نظر من واجبه و به كسايي م كه حافظ رو دوست ندارن - مث خودم قبل خوندن اين كتاب- توصيه ميكنم بخونن اينو. (از اين كتاب بود كه رابطه مريد و مراد طور من و استاد پورنامداريان آغاز شد...)
این را هم برای امتحان با حضرت خودش خواندم. نگارش این هم بس کلافهکننده است. مملو از اطناب! اطناب جانکاه! نگاهی که پورنامداریان به حافظ و مولوی دارد که سبک این دو را متاثر از شیوه بیان قرآن و ناشی از موانستشان با آن میداند، جالب است، هرچند به نظرم نتوانسته است انطور که باید از پس تبیین و استدلالش براید. البته تلاشش برای تببین رابطه طولی غزلیات حافظ جالب است و تا حد خوبی هم کارامد. هرچند بعضا مبتنی بر قراینی موهوم است، اما در کل توجه جالب نظری است.
احساس میکنم که به یک ویرایش نیاز داره تا مطالب اضافی و غیر لازم حذف بشه در این صورت تبدیل میشه به یک کتاب کم حجم تر و مفید تر و منسجم تر در هر صورت برای من حافظ نشناس کتاب مفیدی بود با تاویل های قابل قبول