مجموعه ۱۵۱ مطلب چاپ شده در ستون طنز ابراهیم نبوی در روزنامه جامعه و بعدها روزنامه توس که با عنوان «ستون پنجم» و «ستون چهارم» چاپ میشد چاپ ۱۳۷۸ لغات و اصطلاحات این کتاب در دائرة المعارف ستون پنجم چاپ شده است
همچنان در نوت گوشی مینویسم. اینترنت بیش از ۱۱هفتهست که قطعه، آتشبس فعلا برقراره و همهچی سخت و عجیب و نامعلومه.
-- ستون پنجم عنوان ستونی در روزنامهی جامعه(اولین روزنامهی اصلاحطلب) بوده که ابراهیم نبوی هرروز این ستون رو مینوشته. بعد از تعطیلی روزنامه جامعه، برای مدتی همین ستون با عنوان ستون چهارم، در روزنامهی توس نوشته میشده.
باتوجه به شرایط اون موقع در سال ۷۷ بعد از دوم خرداد و ماهیت نوشتهها که برای روزنامه بوده، شاید بهترین راه برای شناختن نبوی و ادبیاتش این کتاب نباشه. اما خوندنش نکاتی داشت که اینجا میگم:
-مهمترین کارکرد کتاب برای من این بود که در فضای واقعی سیاسی-اجتماعی اون بازهی زمانی قدم بزنم. با اینکه کمتر از ۱سال گذشته بوده از ریاست جمهوری خاتمی، به وضوح فضای سیاسی از الان بازتر و منطقیتر بوده. هرچند که گروههای فشار و روزنامههای حزباللهی اذیت میکردن، جامعه متهم به تامین مالی از آمریکا بوده و میدونیم که قتلهای زنجیرهای اندکی بعد با سر و صدای بیشتری اتفاق میافتن(که احتمالا واکنشی بودن به همین فضای بازتری که وجود داشته). انتقادهای نبوی و نوع سیاستورزیش خیلی منطقیتر از الان بوده. الان در ایران ۱۴۰۵، ۲۸سال بعد از نگارش این نوشتههای نبوی، فضا پرشورتر و آتشینتر و کمتر منطقی و کمتر روادارانهس. البته این فضا نتیجهی انباشت خشم و ناکامی سالهای گذشته هم هست.
-نوشتن برای هرروز کار سختیه. گاهی سوژههای عمومی تموم میشه و مجبوری چیزهایی بنویسی که ریشهاش در اتفاقات همون روز نیست. این چالش مخصوصا در روزنامهنگاری بوجود میومده. خلاقیتای نبوی برای پرکردن اون روزها برام مهم بود و جالب بود خوندنش.
-از نظر ادبی هم نبوی سختگیری داشته. درمورد واژهها مخصوصا به غلط ننوشتن اعتقاد داشته و چندین بار اشاره میکنه که فلان واژهها اشتباهن و باید فلانچیز رو بنویسیم. اینم برام ارزشمند بود.
-یه طنز نویس اونم در روزنامهای مثل جامعه، باید دانش و اگاهی سیاسی و اجتماعی و تاریخی هم داشته باشه. نبوی علاوه بر ادبیات، درک و اگاهی خوبی ازین حوزهها هم داشته.
-- نگاه کردن به اون روزا(حالا درسته با لنز جامعه و ستون پنجم) برام هم جالبه هم عجیبه هم یه جاهایی حسودیم میشه هم حسرت میخورم. مسیری که شاید میشد ادامه پیدا کنه. روزهایی که همچنان امید وجود داشت. روزهایی که بیحجابی و نفوذ و فلان همچنان مساله بوده. هزاران حس متناقض که همهاشم بد نیست...
تجربه ای نو در طنز سیاسی که حاطل فضای پرتحرک مطبوعات پس از دوم خرداد 1376 بود. در نوع خود بسیار پیشتاز و چشمگیر است و به نوعی الگویی برای برخی طنزپردازان سیاسی ـ مطبوعاتی پس از خود شد