مردها در چهار چوب عشق به طور غير قابل تصوري نامردند!! براي اثبات کمال نامرديه انها همين بس که تنها در مقابل قلب عاشق و فريب خرده ي يک زن احساس ميکنند که مردند !! تا هنگاميکه قلب زن تسليم نشده پست تر و سمج تر از يک سگ ولگرد ، عاجزتر و تو سري خورده تر از يک اسير گداتر از همه ي گدايان سامره ، پوزه بر خاک و دست تمنا به پيش گدايي عشق ميکنند !!!!!!
اما تا خاطرشان در تسليم قلب زن راحت شد يکباره به يادشان مي افتد که خدا مردشان افريده !!!!!!!! و انوقت کمال مردانگي را در شکنجه دادن و به زنجير شکيدن قلب يک زن اسير .. يعنـــي در بي نهايت نامردي جستجو ميکنند؟