What do you think?


تصور کن مجموعه شعر
تصور کن مجموعه شعر و ترانه از یغما گلرویی
- GenresPoetry
253 pages, Paperback
First published January 1, 2007
About the author
یغما گلرویی
34 books120 followers1354
● یغما گلرویی در ساعت پنج بامدادِ روز 6 امرداد 1354 برابر با 1975/7/28 در بیمارستان مهر شهرستان ارومیه متولد شد.
● مادرش نسرین آقاخانی، پدرش هوشنگ گلرویی و خواهری بزرگ تر از خود به نامِ یلدا داشت.
● وقتی که یک ساله بود ، خانواده به تهران نقل مکان کرد و ساکن کوچهی سی امِ خیابان گیشا شد.
1373 - 1361
● دورانِ دبستان را در دبستانِ محمد باقر صدر و دورهی راهنمایی را در مدرسه طالقانی گذراند.
● تجربه کردنِ سیاهی جنگ و مرگِ دوستانِ هم کلاسش در بمبارانِ خیابانِ گیشا.
● آغازِ دورهی دبیرستان در مدرسهی مطهری واقع در خیابانِ پاتریس لومومبا.
● در سال دوم دبیرستان محرومیت از تحصیل به مدت دو سال به خاطرِ درگیری با ناظم دبیرستان.
● آغاز شعر و شاعری.
● تحصیل در دبیرستانِ شبانه.
● دستگیری به جرمِ دیوارنویسی برای مدتِ چند هفته و عدمِ اجازه ی خروج از تهران به مدت شش ماه.
1376 - 1374
● رفت و آمد به دفترِ نشریه آدینه و ملاقات با نویسندهگانی چون فرج سرکوهی، مسعودبهنود، عمران صلاحی، محمدمختاری، حمید مصدق ، غزاله علیزاده، علی باباچاهی، ناصرتقوایی و...
● دیدار با احمدشاملو در دهکدهی فردیس. این دیدار و دیدارهای بعدی باعث مصمم شدن او به ادامهی کار هنری شد.
● نوشتن طرحِ اولیهی مسیح سرگردان.
● نوشتن نخستین ترانهها.
1377
● انتشار نخستین مجموعه شعر با نام گفتم : بمان ! نماند...
● ضبط نخستین ترانهها به صورتِ زیرزمینی با آهنگسازیِ حمیدرضاصدری و خوانندگیِ حمید طالب زاده.
● همکاری با یونیسف.
● تلاش برای راه اندازیِ نشریهیی با نامِ آرمان به همراهیِ عزت ابراهیم نژاد و کاوه نریمانی. (تمامِ مطالبِ جمع آوری شده برای شماره نخست به همراه رایانه و ... شبانه از تحریریه به سرقت میرود.)
1378
● انتشار دومین مجموعه شعر با نام مگر تو با ما بودی.
● کار بر روی شعرهای فدریکوگارسیا لورکا.
● کشته شدن عزت الله ابراهیم نژاد در واقعهی کوی دانشگاه.
● نوشتن شعرِ بلند ِقصه ی باغِ پسته.
● فروش کتاب و شعرخوانی به نفعِ انجمن حمایت از کودکانِ سرطانی با نادرابراهیمی.
● کار بر روی غزلِ غزل های سلیمان.
● آغاز به جمع آوریِ مجموعهیی از ترانهها.
1379
● انتشار نخستین مجموعه ترانه با نام پرنده بی پرنده .
● انتشار مجموعهیی از اشعار فدریکو گارسیا لورکا با نامِ نه ! نمیخواهم ببینمش.
● آخرین ملاقات با احمدشاملو در بیمارستان ایران مهر و تقدیم مجموعه شعرهای فدریکو گارسیا لورکا به ایشان.
● درگذشتِ احمدشاملو و نگارشِ مرثیه امرداد.
● در خرداد ماهِ همان سال وقتی شبانه به خانه برمیگشت توسط چند ناشناس با چماق و چاقو موردِ حمله قرار گرفت. چهار جراحتِ چاقو و شکستگیِ ساعدِ یک دست حاصلِ این درگیری بود.
● نوشتنِ ترانهی تیتراژ سریالِ بدونِ شرح.
● همکاری با نشریه فیلم و سینما.
● کار کردن بر روی ترانههای شل سیلوراستاین.
● انشا مقطعِ تعدادی از غزلیاتِ حافظ در مجموعهیی با عنوانِ حافظِ یاغی.
● به راه اندازیِ جلساتِ ترانه خوانی و تشکیلِ خانه ترانه سرایانِ ایران به همراهِ دکتر افشین یداللهی ، نیلوفرلاری پور ، سعید امیراصلانی ، افشین سیاه پوش ، مهدی محتشم و...
● انتشار آلبومِ تا همیشه با صدای امیر کریمی. ( 4 ترانه ـ عاشق تر / چله نشین / جای تو خالی/ عطش شکن)
● انتشار آلبومِ دوستت دارم با صدای ناصرعبداللهی و دکلمه پرویزپرستویی به صورتِ کتاب / CD و کاست. (2 ترانه ـ ضیافت / خدانگهدار)
● انتشار آلبومِ غزلک با صدای سعید شهروز. ( 4 ترانه ـ غزلک/ خورشید خانوم / همزاد / گُلِ یخ)
1380
● انتشارِ دومین مجموعه ترانه با نامِ تنها برای تو مینویسم، بی بیِ باران.
● به علتِ زیاد بودنِ مواردِ اصلاحیه ارائه شده توسطِ ارشاد ، از انتشارِ دو مجموعهی عاشقانههای سلیمان و مجموعه ترانههای شل سیلوراستاین با نامِ زنده باد زنِ کچل منصرف میشود.
● همکاری با نشریه باور.
● آغازِ کار بر روی رمانِ یک مرد.
● نوشتنِ فیلمنامهی زنجیری.
● علامت و فاصلهگُذاری دو مجموعهی تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغازى فصلِ سرد از فروغفرخزاد در مجموعهیی با نامِ پریِ کوچک.
● نوشتنِ ترانهی تیتراژ سریالِ کنکوریها.
● بازی در فیلم سینمایی هفت ترانه به کارگردانیِ بهمن زرّینپور در کنارِ ایرج راد، لعیا زنگنه، سحر جعفریجوزانی، شروین نجفیان.
● نوشتنِ ترانهی تیتراژ سریالِ توپِ گِرد.
● کار بر روی شعرِ شاعرانِ جهان .
● نوشتنِ هایکوهای زندان
● انتشار آلبومِ حامی با صدای حمیدحامی. (2 ترانه ـ حامی / میدونم که یک نفر هست)
● انتشار آلبومِ ندای عاشقانه با صدای حمیدطالبزاده. (2 ترانه ــ رُمان / چی بخونم؟).
● انتشار آلبومِ نقاب
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 10 of 10 reviews
May 23, 2020
انقد دوسش نداشتم که حتی کتابشم نگه نداشتم و اون رو به یکی از دوست داران یغما گلرویی هدیه دادم.
شاید مشکل اینه که من بیشتر اهل شعر هستم و از بی قاعدگی ترانه ها(قبل از این که توسط خواننده خونده بشن و با ریتم و آهنگ همراه بشن) خوشم نمیاد.
حتی شعر نو از ترانه خیلی قاعده مند تره.
حس میکنم مشابه این ترانه هارو هرکس دیگه ای میتونه بنویسه؛ حتی من و شما.
شاید مشکل اینه که من بیشتر اهل شعر هستم و از بی قاعدگی ترانه ها(قبل از این که توسط خواننده خونده بشن و با ریتم و آهنگ همراه بشن) خوشم نمیاد.
حتی شعر نو از ترانه خیلی قاعده مند تره.
حس میکنم مشابه این ترانه هارو هرکس دیگه ای میتونه بنویسه؛ حتی من و شما.
May 10, 2023
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
جهانی که هر انسانی تو اون خوش بخته
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست
جواب هم صدایی ها پلیس ضد شورش نیست
نه بمب هسته ای داره نه بمب افکن نه خمپاره
دیگه هیچ بچه ای پاشو روی مین جا نمی ذاره
همه آزاد آزادن همه بی درد دردن
تو روزنامه نمی خونی نهنگا خودکشی کردن!
...
جهانی که هر انسانی تو اون خوش بخته
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست
جواب هم صدایی ها پلیس ضد شورش نیست
نه بمب هسته ای داره نه بمب افکن نه خمپاره
دیگه هیچ بچه ای پاشو روی مین جا نمی ذاره
همه آزاد آزادن همه بی درد دردن
تو روزنامه نمی خونی نهنگا خودکشی کردن!
...
March 9, 2015
مسخ کافکا رِ رها کن! فرصت آلبرکامو نیست!
دیگه تو تمام دنیا هیچ کسی شبیه تو نیست!
نه همینگویُ نه بورخس،نه میشل فوکو، نه اِلوار...
دنیال یه لقمه نون باش! دست از این آدما بردار!
ایزابل آلنده بسه! بسه اَنگلسُ فالاچی!
آخه تو می خوای که دنیا رُ دگرگون کنی با چی؟!
عاشقِ هری پاترباش!که رکوردا رُ شکونده!
این روزا هرکی برنده س! درس جادوگری خونده!
درست می گه اون که میگه:
تو هرکتابی یه تله س!
فکر خودت باشُ خودت!
این راهِ حلِ مسئله س!
سرت رُ بنداز پایینُ
فقط جلو پاتُ ببین!
کتاب خونه ت رُ طاق بزن،
با یه موبایل، با یه ماشین!
قهرمانای بزرگت دیگه مُردن همه تک تک!
به اَتُم قسم که دنیا تن نمیده به فلَش بَک!
به منُ ما چه که نیچه چیُ فریاد می کشیده؟
یا هومر-با چشم کورِش- چه جوری دنیا رُ دیده؟
نگو آینه ی زمونه س بُرجِ حیواناتِ اوروِل!
کسبُ کاری جُفتُ جورکُن، جای این فکرای باطل!
توی این زمونه حتی مایاکوفسکی پیِ پوله...
عصرِ سرکشی گذشته، هرچی شد، بگو: قبوله!
کتابا رُِ ورق نزن!
تو هرکتابی یه تله س!
فکر خودت باشُ خودت!
این راهِ حلِ مسئله س!
سرت رُ بنداز پایینُ
فقط جلو پاتُ ببین!
کتاب خونه ت رُ طاق بزن،
با یه موبایل، با یه ماشین
دیگه تو تمام دنیا هیچ کسی شبیه تو نیست!
نه همینگویُ نه بورخس،نه میشل فوکو، نه اِلوار...
دنیال یه لقمه نون باش! دست از این آدما بردار!
ایزابل آلنده بسه! بسه اَنگلسُ فالاچی!
آخه تو می خوای که دنیا رُ دگرگون کنی با چی؟!
عاشقِ هری پاترباش!که رکوردا رُ شکونده!
این روزا هرکی برنده س! درس جادوگری خونده!
درست می گه اون که میگه:
تو هرکتابی یه تله س!
فکر خودت باشُ خودت!
این راهِ حلِ مسئله س!
سرت رُ بنداز پایینُ
فقط جلو پاتُ ببین!
کتاب خونه ت رُ طاق بزن،
با یه موبایل، با یه ماشین!
قهرمانای بزرگت دیگه مُردن همه تک تک!
به اَتُم قسم که دنیا تن نمیده به فلَش بَک!
به منُ ما چه که نیچه چیُ فریاد می کشیده؟
یا هومر-با چشم کورِش- چه جوری دنیا رُ دیده؟
نگو آینه ی زمونه س بُرجِ حیواناتِ اوروِل!
کسبُ کاری جُفتُ جورکُن، جای این فکرای باطل!
توی این زمونه حتی مایاکوفسکی پیِ پوله...
عصرِ سرکشی گذشته، هرچی شد، بگو: قبوله!
کتابا رُِ ورق نزن!
تو هرکتابی یه تله س!
فکر خودت باشُ خودت!
این راهِ حلِ مسئله س!
سرت رُ بنداز پایینُ
فقط جلو پاتُ ببین!
کتاب خونه ت رُ طاق بزن،
با یه موبایل، با یه ماشین
Read
April 26, 2010خونه تو
وقتی که گریه م می گیره شونه تو کجاس ؟بگو
بارون که نم نم می گیره خونه تو کجاس ؟ بگو
بگو کدوم خاطره ای پناه هق هقم میشه؟
کدوم ترانه مرهم این دل عاشقم میشه؟
کجا تو رو پیدا کنم؟ پشت کدوم پنجره یی؟
تو این سکوت لعنتی بغض کدوم حنجره یی؟
وقتی که گریه م می گیره شونه تو کجاس ؟ بگو
بارون که نم نم می گیره خونه تو کجاس ؟ بگو
حس می کنم که عطر تو سایه به سایه با منه
خط بزن این فاصله رو بذار که نبضم بزنه
منو دوباره زنده کن مثل صنوبر تو بهار
فصل یخ ورق بزن! رو برگای تشنه ببار!
وقتی که گریه م میگیره شونه تو کجاس ؟ بگو
بارون که نم نم می گیره خونه تو کجاس ؟ بگو
وقتی که گریه م می گیره شونه تو کجاس ؟بگو
بارون که نم نم می گیره خونه تو کجاس ؟ بگو
بگو کدوم خاطره ای پناه هق هقم میشه؟
کدوم ترانه مرهم این دل عاشقم میشه؟
کجا تو رو پیدا کنم؟ پشت کدوم پنجره یی؟
تو این سکوت لعنتی بغض کدوم حنجره یی؟
وقتی که گریه م می گیره شونه تو کجاس ؟ بگو
بارون که نم نم می گیره خونه تو کجاس ؟ بگو
حس می کنم که عطر تو سایه به سایه با منه
خط بزن این فاصله رو بذار که نبضم بزنه
منو دوباره زنده کن مثل صنوبر تو بهار
فصل یخ ورق بزن! رو برگای تشنه ببار!
وقتی که گریه م میگیره شونه تو کجاس ؟ بگو
بارون که نم نم می گیره خونه تو کجاس ؟ بگو
June 25, 2014
با عاشقانه هاش ميشه مرد حتى. و به نظرم پنج يا حتى شيش ه :-" ولى شعراى اعتراضى/عدالتى(هيچ کلمه اى براى توصيف اون شعرا ش پيدا نمى کنم :دى) افتضاح بودن. :)) جدا افتضاح. :)) خب مثلا تصور کن خيييليى عزيزدل بوده, دو-سه تاى ديگه ئم خوب بودن!
کلا سه و نيم بوده کتاب؛ که به دليل عشق بى اندازه من به يغما جان گلرويى, چار ميدم بهش :>
+ من نود و پنج درصد اين ترانه ها رو نشنيده بودم :دييييى و به نظر خيلى بهتر بود اگه مى دونستم هر کدوم از ترانه ها چيه و کى خونده و اينا.
++ اون توضيحات بالاى هر شعر - اگرچه نيم خط, يا گاهى به اندازه يک جمله هم نبود - رو واقعا دوس داشتم. کلا دوس دارم در مورد شعرى که ميخونم اطلاعات کسب کنم هى. :-"
کلا سه و نيم بوده کتاب؛ که به دليل عشق بى اندازه من به يغما جان گلرويى, چار ميدم بهش :>
+ من نود و پنج درصد اين ترانه ها رو نشنيده بودم :دييييى و به نظر خيلى بهتر بود اگه مى دونستم هر کدوم از ترانه ها چيه و کى خونده و اينا.
++ اون توضيحات بالاى هر شعر - اگرچه نيم خط, يا گاهى به اندازه يک جمله هم نبود - رو واقعا دوس داشتم. کلا دوس دارم در مورد شعرى که ميخونم اطلاعات کسب کنم هى. :-"
October 13, 2013
به گمانم در عرصه ی هنر، هرچه هنرمند جهان خودش را با آگاهی بیشتری ساخته باشد و اصالتن برای خودش جهان تعریف شده ای داشته باشد،موفق تر خواهد بود.
یغما گلرویی از این دست هنرمندان است. تکلیفش تا حدود زیادی با خودش معلوم است. چه زمانی که ترانه ی رومانتیک میگوید چه زمانی که از صلح میگوید، نگاهش فهمیدنی است، لمس کردنی است. جهانی دارد که در هر ترانه دست ما را میگیرد و گوشه کنارش را نشانمان میدهد...
عشق را میشناسد. مرد را میشناسد. جنگ را هم.
یغما گلرویی از این دست هنرمندان است. تکلیفش تا حدود زیادی با خودش معلوم است. چه زمانی که ترانه ی رومانتیک میگوید چه زمانی که از صلح میگوید، نگاهش فهمیدنی است، لمس کردنی است. جهانی دارد که در هر ترانه دست ما را میگیرد و گوشه کنارش را نشانمان میدهد...
عشق را میشناسد. مرد را میشناسد. جنگ را هم.
October 26, 2014
خيلى از مجموعه شعرها لذت نبردم.مخصوصا شعرهاى انقلابى كه اصلا روحيه حماسى و صلابت نداشتن،
شعرهاى احساسى تامل انگيزتر بودن
شعرهاى احساسى تامل انگيزتر بودن
May 12, 2021
دستم نه
اما دلم به هنگام نوشتن نام تو میلرزد!
نمیدانم چرا
وقتی به عکس سیاه و سفید این قاب طاقچهنشین
نگاه میکنم.
پرده لرزانی از باران و نمک
چهره تو را هاشور میزند
همخانهها میپرسند:
این عکس کوچک کدام کبوتر است
که در بام تمام ترانههای تو
رد پای پریدنش پیداست؟
من نگاهشان میکنم.
لبخند میزنم
و میبارم
اما دلم به هنگام نوشتن نام تو میلرزد!
نمیدانم چرا
وقتی به عکس سیاه و سفید این قاب طاقچهنشین
نگاه میکنم.
پرده لرزانی از باران و نمک
چهره تو را هاشور میزند
همخانهها میپرسند:
این عکس کوچک کدام کبوتر است
که در بام تمام ترانههای تو
رد پای پریدنش پیداست؟
من نگاهشان میکنم.
لبخند میزنم
و میبارم
April 24, 2016
تﺼـﻮر ﻛـﻦ اﮔـــﻪ ﺣتي؛
ﺗــــــﺼﻮر ﻛﺮدﻧـــﺶ ﺳــــﺨــﺘـــﻪ
ﺟــﻬﺎني كــه ﻫــﺮ اﻧﺴﺎني
ﺗــﻮي اون ﺧــﻮﺷﺒــﺨﺖِ ﺧـﻮﺷـﺒـﺨـﺘـﻪ
ﺟﻬﺎني ﻛــﻪ ﺗﻮي اون
ﭘــﻮل و ﻧﮋاد و ﻗﺪرت ارزش ﻧﻴﺴﺖ
ﺟـــﻮاب ﻫـــﻢﺻــﺪايي ﻫﺎ
ﭘـــﻠﻴـﺲ ﺿــــﺪ ﺷـــﻮرش ﻧــﻴـﺴـﺖ...
ﻧــﻪ ﺑـﻤــﺐ ﻫــﺴــﺘﻪاي داره،
ﻧـــﻪ ﺑـــﻤـــﺐاﻓــﻜــــﻦ ﻧــﻪ ﺧــﻤــﭙـــﺎره
دﻳــﮕﻪ ﻫﻴـﭻ ﺑﭽﻪاي ﭘﺎش رو
روي ﻣــــﻴﻦ ﺟـــﺎ ﻧـﻤﻴﺬاره!
ﺟﻬﺎنـــي رو ﺗــﺼــﻮر ﻛﻦ،
ﭘـﺮ از ﻟـﺒﺨﻨـﺪ و آزادي
ﻟـــﺒـﺎﻟـﺐ از ﮔــﻞ و ﺑــﻮﺳـﻪ،
ﭘــﺮ از ﺗــــﻜﺮار آﺑـﺎدي
ﺗﺼﻮر ﻛﻦ ﺟﻬﺎﻧﻲ رو ﻛﻪ ﺗﻮش زﻧﺪان ﻳﻪ اﻓﺴﺎﻧﻪاس
ﺗـﻤـﺎم ﺟـﻨﮕﺎي دﻧـﻴﺎ، ﺷـﺪن ﻣﺸـﻤﻮل آﺗـﺶﺑـﺲ
ﻛﺴﻲ آﻗﺎي ﻋﺎﻟﻢ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎ ﻫﻢاﻧﺪ ﻣﺮدم
دﻳـﮕﻪ ﺳـﻬﻢ ﻫﺮ اﻧﺴﺎنِ ﺗﻦ ﻫﺮ دوﻧﻪي ﮔﻨﺪم
ﺑﺪون ﻣﺮز و ﻣﺤﺪوده، وﻃﻦ ﻳﻌﻨﻲ ﻫﻤﻪ دﻧﻴﺎ
ﺗﺼﻮر ﻛﻦ ﺗﻮ ﻣﻲﺗﻮﻧﻲ ﺑﺸﻲ ﺗﻌﺒﻴﺮ اﻳﻦ روﻳﺎ
يغما گلرويي
ﺗــــــﺼﻮر ﻛﺮدﻧـــﺶ ﺳــــﺨــﺘـــﻪ
ﺟــﻬﺎني كــه ﻫــﺮ اﻧﺴﺎني
ﺗــﻮي اون ﺧــﻮﺷﺒــﺨﺖِ ﺧـﻮﺷـﺒـﺨـﺘـﻪ
ﺟﻬﺎني ﻛــﻪ ﺗﻮي اون
ﭘــﻮل و ﻧﮋاد و ﻗﺪرت ارزش ﻧﻴﺴﺖ
ﺟـــﻮاب ﻫـــﻢﺻــﺪايي ﻫﺎ
ﭘـــﻠﻴـﺲ ﺿــــﺪ ﺷـــﻮرش ﻧــﻴـﺴـﺖ...
ﻧــﻪ ﺑـﻤــﺐ ﻫــﺴــﺘﻪاي داره،
ﻧـــﻪ ﺑـــﻤـــﺐاﻓــﻜــــﻦ ﻧــﻪ ﺧــﻤــﭙـــﺎره
دﻳــﮕﻪ ﻫﻴـﭻ ﺑﭽﻪاي ﭘﺎش رو
روي ﻣــــﻴﻦ ﺟـــﺎ ﻧـﻤﻴﺬاره!
ﺟﻬﺎنـــي رو ﺗــﺼــﻮر ﻛﻦ،
ﭘـﺮ از ﻟـﺒﺨﻨـﺪ و آزادي
ﻟـــﺒـﺎﻟـﺐ از ﮔــﻞ و ﺑــﻮﺳـﻪ،
ﭘــﺮ از ﺗــــﻜﺮار آﺑـﺎدي
ﺗﺼﻮر ﻛﻦ ﺟﻬﺎﻧﻲ رو ﻛﻪ ﺗﻮش زﻧﺪان ﻳﻪ اﻓﺴﺎﻧﻪاس
ﺗـﻤـﺎم ﺟـﻨﮕﺎي دﻧـﻴﺎ، ﺷـﺪن ﻣﺸـﻤﻮل آﺗـﺶﺑـﺲ
ﻛﺴﻲ آﻗﺎي ﻋﺎﻟﻢ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎ ﻫﻢاﻧﺪ ﻣﺮدم
دﻳـﮕﻪ ﺳـﻬﻢ ﻫﺮ اﻧﺴﺎنِ ﺗﻦ ﻫﺮ دوﻧﻪي ﮔﻨﺪم
ﺑﺪون ﻣﺮز و ﻣﺤﺪوده، وﻃﻦ ﻳﻌﻨﻲ ﻫﻤﻪ دﻧﻴﺎ
ﺗﺼﻮر ﻛﻦ ﺗﻮ ﻣﻲﺗﻮﻧﻲ ﺑﺸﻲ ﺗﻌﺒﻴﺮ اﻳﻦ روﻳﺎ
يغما گلرويي
Displaying 1 - 10 of 10 reviews









