The Nasirean Ethics is the best known ethical digest to be composed in medieval Persia, if not in all mediaeval Islam. It appeared initially in 633/1235 when Tūsī was already a celebrated scholar, scientist, politico-religious propagandist. The work has a special significance as being composed by an outstanding figure at a crucial time in the history he was himself helping to some twenty years later Tūsī was to cross the greatest psychological watershed in Islamic civilization, playing a leading part in the capture of Baghdad and the extinction of the generally acknowledged Caliphate there. In this work the author is primarily concerned with the criteria of human first in terms of space and priority allotted, at the individual level, secondly, at the economic level and thirdly at the political level.
Muhammad ibn Muhammad ibn al-Hasan al-Tūsī, better known as Nasir al-Din Tusi, was a Persian polymath, architect, philosopher, physician, scientist, and theologian. One of the greatest scientists of medieval Islam, he is often considered the creator of trigonometry as a mathematical discipline in its own right.
به معنای حقیقیِ کلمه کتابِ «مستطابِ» اخلاقِ ناصری بایدش خواند و گفت. کتابی غنی و موثّق در حکمت و اخلاق با ساختاری منطقی و استدلالی و دور از حواشی و زوائدِ شریعتمدارانه و زیباشناختی و ایدئولوژیک.
" شخص باید که بسیار نگوید و سخن دیگری به سخن خود قطع نکند و هر که حکایتی یا روایتی کند و او بر آن واقف باشد ، وقوف خود بر آن اظهار نکند تا آن کس آن سخن به اتمام رساند و چیزی را که از غیر او پرسند ، جواب نگوید. و اگر سوال از جماعتی کنند که او داخل آن جماعت بود ، بر ایشان سبقت ننماید و اگر کسی به جواب مشغول شود و او بر بهتر جوابی از آن قادر بود ، صبر کند تا آن سخن تمام شود ، پس جواب خود بگوید بر وجهی که در متقدم ، طعن نکند."
برای کسایی که دنبال یه کتاب اخلاق خیلی جامع هستن، فکر می کنم بسیار کتاب مناسبی باشه. تک تک صفات اخلاقی، رذائل و سجایای اخلاقی رو معرفی می کنه، مشخص می کنه در هر اخلاقی چه چیزی افراط هست و چه چیزی تفریط. به نظرم کتابیه که برای بسیاری از صفحه هاش نیاز به ساعت ها تفکر هست. کتابی نیست که بشه مثل رمان خوند و رد شد.
یکی از مشهورترین آثار فارسی که در زمینۀ اخلاق نگاشته شده است، «اخلاق ناصری»، اثر ابوجعفر طوسی است. خواجه نصیر طوسی این کتاب را به احترام ناصرالدین ابوالفتح، حاکم وقت اسماعیلی، اخلاق ناصری نامید که از سه قسمت اخلاق فردی، ادارۀ منزل و سیاست مدنی تشکیل شده است. چون در مجلس شراب شود به نزدیک افضل ابنای جنس خود نشیند و از آنکه در پهلوی کسی نشیند که به سفاهت موسوم بود احتراز کند و به حکایات ظریف و اشعار ملیح که با وقت و حال مناسبت داشته باشد مجلس خوش دارد و از ترشروئی و قبض تجنّب نماید... باید که به هیچحال چندان مقام نکند که مست گردد که در دین و دنیا هیچچیز با مضرّتتر از مستی نبود. چنانکه هیچ فضیلت و شرف زیادت از خردمندی و هشیاری نباشد؛ پس اگر ضعیف شراب بود اندک خورد یا ممزوج کند یا از مجلس سبکتر برخیزد... و اگر بر شراب خوردن قادر بود التماس زیادت بر آنچه دور میگردد نکند (طوسی، ۱۳۵۶: ۲۳۴-۲۳۵).
نصیرالدین طوسی در این کتاب باآنکه خود را از حامیان تکهمسری معرّفی میکند، اما در عینحال نگاه درست و پسندیدهای به زنان نداشته و مینویسد:
چون اثر صلاحیت و شایستگی احساس کند زنی دیگر را بر او ایثار نکند و اگرچه به جمال و مال و نسب و اهلبیت ازو شریفتر باشد، چه غیرتی که در طبایع زنان مرکوز بود، با نقصان عقل، ایشان را بر قبایح و فضائح و دیگر افعالی که موجب فساد منزل و سوءمشارکت و ناخوشی عیش و عدمِنظام باشد باعث گردد، و جز ملوک را که غرض ایشان از تأهّل طلب نسل و عقب بسیار بود، و زنان در خدمت ایشان به مثابت بندگان باشند، در این معنی رخصت ندادهاند، و ایشان را نیز احتراز أولی بود، چه مرد در منزل مانند دل باشد در بدن، و چنانکه یک دل منبع حیات دو بدن نتواند بود یک مرد را تنظیم دو منزل میسّر نشود (همان: ۲۱۸). او در ادامۀ اخلاق ناصری در عـباراتی سخیف با زنان به گونهای برخورد میکند که از اندیشمندی چون وی انتظار نمیرود! طوسی زن را فردی ناقصالعقل میشمرد که نباید با او مشورت نمود. وظیفه و شغل اصلی زن را خانهداری و تربیت فرزند میداند که در صورت دور بودن او از این وظایف، فاسد خواهد شد (همان: ۲۱۶-۲۱۸-۲۱۹). خواجه نصیر معتقد است بهترین زنان زنی بود که به عقل و دیانت و عفّت و فطنت و حیاء و رقّت دل و تودّد و کوتاهزبانی و طاعت شوهر و بذل نفس در خدمت او و رضای او، نزدیک اهل خویش متحلّی بود، و عقیم نبود (همان: ۲۱۵-۲۱۶). و در دختران، هم بر این نمط، آنچه موافق و لایق ایشان بود استعمال باید کرد، و ایشان را در ملازمت خانه و حجاب و وقار و عفّت و حیا و دیگر خصالی که در باب زنان برشمردیم تربیت فرمود، و از خواندن و نوشتن منع کرد (همان: ۲۲۹-۲۳۰). منبع:
_ طوسی، نصیرالدین، ۱۳۵۶، اخلاق ناصری، به تصحیح مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی. https://t.me/Minavash