4.5/5
این کتاب را از دوست خوبی هدیه گرفتم و چقدر خوشحالم که خواندمش! زندگی نامه یکی از ژانر های مورد علاقه ی من است.
دنیای نابینایان همیشه برای من غریب بوده است. تصور زندگی کردن بدون چشم خیلی سخت است.
اینکه نتوانی دنیای قشنگ بیرون را ببینی خودش به تنهایی مشکل بزرگی ست و اینکه تا اوایل قرن ۱۹ راهی برای خواندن و نوشتن آن طور که باید و شاید وجود نداشت، خیلی خیلی وحشتناک ترش میکرد.
در این کتاب میخوانیم که لوئیس بریل چطور با تلاش و پشتکاری که داشت، دنیای نابینایان را زیر و رو کرد.
صحنه هایی در کتاب وجود داشت که ذوق و شوق نابینایان را از اتفاقاتی که برای ما بیناها عادی ست، توصیف میکرد و باعث میشد اشک در چشمان آدم جمع شود و به یاد بیاورد که چه گوهر ارزشمندی را در اختیار دارد*بینایی*
جملات پایانی کتاب را با هم بخوانیم:
«مقام لوئی بریل که یکی از ایثارگران بشریت است،هنوز برای بسیاری از مردم شناخته نیست.اما نام او در اعماق قلب نابینایان به شکرانه ی این که از دولت او قادرند "چون دیگران" زندگی کنند، زنده است. یادش گرامی باد!»
روحش شاد و یادش گرامی.