کتاب حاضر مصاحبه حبیب لاجوردی، یکی از اعضای مرکز مطالعات خاورمیانه در دانشگاه هاروارد، با فاطمه پاکروان است که در چارچوب مجموعهای تحت عنوان «تاریخ شفاهی ایران» صورت گرفته است.
... او به مرگ محکوم شد و همسرم از این مسئله خیلی ناراحت شد ... بنابراین او سعی کرد شاه را متقاعد کند که خواهش میکنم این مسئله را تعدیل کنید. شاه گفت نه، هرگز. و همسرم اصرار کرد. شاه گفت خیلی خوب، اما چطور ؟ ...شاه به همسرم گفت نباید فراموش کرد که دادگاه او را محکوم کرده. نمیتوانم حرف دادگاه را رد کنم. راه حلی پیدا کن. یک راه حل قانونی. همسرم جواب داد او را باید به دهکده ایی دوردست بفرستیم تا بتوانیم حرکاتش را کنترل کنیم ... شاه گفت او باید قول بدهد که ساکت بماند ... صفحات ۳۰ و ۳۱ و ۳۲ و اینگونه بود که آیت الله خمینی در سال ۴۲ از اعدام نجات پیدا کرد ... و ۱۶ سال بعد سرلشگر پاکروان توسط دادگاه انقلاب اعدام شد ... !!
متأسفانه آقای حبیب لاجوردی علیرغم فرصتهای مغتنمی که برای دیدار با چهرههای مهم تاریخ معاصر ایران داشته، با هیچکدام خوب گفتگو نکرده. لاجوردی درست همانجایی که باید رشتهی کلام را به دست بگیرد تا یک بحث مهم مغفول نماند آنرا رها میکند؛ همانجا که باید اصرار بیشتری بکند و سماجت به خرج دهد راحت از خیر بحث میگذرد. با اینهمه بازهم میارزد که آدم این خاطرات را بخواند، البته اگر تاریخ معاصر کشورش، احیاناً، برایش اهمیتی داشته باشد.
2 star حسن پاکروان دومین رییس ساواک بود که اساسا برای این کار ساخته نشده بود او فردی با اطلاعات و با دانش بود که اصولا روحیه کار اطلاعاتی نداشت چنانچه بنا بر اظهارات پرویز ثابتی رئیس اداره سوم ساواک، در دوره او فردی را که به یک متهم سیلی زده بود را از ساواک اخراج کرده بود ساواک در زمان ریاست او بسیار متفاوت از دوره نصیری بود زیرا او اصولا اعتقادی به خشونت نداشت و می گفت " اگر خشونت بکنید ؛ خشونت خواهید دید" اگرچه او بنا به روایتی مانع اعدام آیت الله خمینی شده بود و در مورد این قصیه حتی جلوی شاه ایستادگی کرده بود اما بعد از انقلاب توسط انقلابیون اعدام شد این کتاب اطلاعات خاصی را به خواننده ای که تا حدودی به تاریخ معاصر ایران آشناییت دارد ارائه نمی کند