What do you think?


چای با طعم خدا
پیش از این مجموعهی شعر«کوله پشتیات کجاست؟» سرودهی عرفان نظرآهاری، جوایز بسیاری از جمله جایزهی کتاب سال وزارت ارشاد (۱۳۸۲) را از آن خود کرده است. «چای با طعم خدا»مجموعهی هفده شعر از آخرین سرودههای اوست. فیروزه گلمحمدی، تصویرگر اثر نیز تا کنون موفق به دریافت ۱۵ مدال داخلی و بینالملی شده است.
- GenresLiteraturePoetry
48 pages, Hardcover
First published April 1, 2006
About the author
عرفان نظرآهاری
16 books355 followersعرفان نظرآهاری نویسنده و شاعر کودکان و نوجوانان، سال ۱۳۵۳ در تهران زاده شد. او کارشناس ادبیات انگلیسی است. مدرک دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی دریافت کرده و هم اکنون دانشجوی دوره دکترای تاریخ فلسفه است.
نظرآهاری درسال ۲۰۰۱ برگزیده نخست کنگره شعر زنان شد و «پشت کوچه های ابر» اثر این نویسنده به عنوان برگزیده جشنواره کتاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان انتخاب شد. نظرآهاری هم اکنون به تدریس در دانشگاه ها و مراکز علمی و آموزشی مشغول است.
نظرآهاری درسال ۲۰۰۱ برگزیده نخست کنگره شعر زنان شد و «پشت کوچه های ابر» اثر این نویسنده به عنوان برگزیده جشنواره کتاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان انتخاب شد. نظرآهاری هم اکنون به تدریس در دانشگاه ها و مراکز علمی و آموزشی مشغول است.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 19 of 19 reviews
July 29, 2009
...توی گوش من یواش گفت:"تو دعای کوچک منی"
بعد هم مرا
مستجاب کرد...
بعد هم مرا
مستجاب کرد...
September 5, 2009
مثل نامه اي ولي
توي هيچ پاكتي
جا نمي شوي
جعبه جواهري
قفل نيستي ولي
وا نمي شوي
مثل ميوه خواستم بچينمت
ميوه نيستي، ستاره اي
از درخت آسمان جدا نمي شوي
از متن كتاب
توي هيچ پاكتي
جا نمي شوي
جعبه جواهري
قفل نيستي ولي
وا نمي شوي
مثل ميوه خواستم بچينمت
ميوه نيستي، ستاره اي
از درخت آسمان جدا نمي شوي
از متن كتاب
July 16, 2016
فوق العاده بود:)
زیر گنبد کبود
بازی خدا
نیمه کاره مانده بود
واژه ای نبود و هیچکس
شعری از خدا نخوانده بود
تا که او مرا برای بازی خودش
انتخاب کرد
توی گوش من یواش گفت:
"تو دعای کوچک منی"
بعد هم مرا
مستجاب کرد
زیر گنبد کبود
بازی خدا
نیمه کاره مانده بود
واژه ای نبود و هیچکس
شعری از خدا نخوانده بود
تا که او مرا برای بازی خودش
انتخاب کرد
توی گوش من یواش گفت:
"تو دعای کوچک منی"
بعد هم مرا
مستجاب کرد
May 11, 2018
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
گفت: حتما می آيم،
منتظر باش.
منتظر پای ديوار
جيب هايم پر از آه و ای کاش
باز هم بی خداحافظی رفت
مثل هر بار
کوچه و خلوت و باد
کاسه ی اشکم از دستم افتاد
ِ يک دل پر
ِ زير باران شُرشُر
يک نفر رد شد و گفت:
بادها بی خداحافظی می روند
ابرها هم همین طور!
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹😍
آفتاب را نمی شود
توی کیسه جمع کرد و برد
ابر را نمیشود
مثل کهنه ای
توی مشت خود فشرد
آفتاب
توی آسمان
آفتاب می شود
ابر هم بدون آسمان فقط
چند قطره آب می شود
پس توابرباش و آفتاب
قول می دهم که آسمان شوم
يک کمی ستاره روی صورتم بپاش
سعی می کنم شبيه کهکشان شوم
شکل نوری و شبيه باد
توی هيچ چيز جا نمی شوی
تو کنار من، کنار او، ولی
تو تويی و هيچ وقت
ما نمی شوی
گفت: حتما می آيم،
منتظر باش.
منتظر پای ديوار
جيب هايم پر از آه و ای کاش
باز هم بی خداحافظی رفت
مثل هر بار
کوچه و خلوت و باد
کاسه ی اشکم از دستم افتاد
ِ يک دل پر
ِ زير باران شُرشُر
يک نفر رد شد و گفت:
بادها بی خداحافظی می روند
ابرها هم همین طور!
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹😍
آفتاب را نمی شود
توی کیسه جمع کرد و برد
ابر را نمیشود
مثل کهنه ای
توی مشت خود فشرد
آفتاب
توی آسمان
آفتاب می شود
ابر هم بدون آسمان فقط
چند قطره آب می شود
پس توابرباش و آفتاب
قول می دهم که آسمان شوم
يک کمی ستاره روی صورتم بپاش
سعی می کنم شبيه کهکشان شوم
شکل نوری و شبيه باد
توی هيچ چيز جا نمی شوی
تو کنار من، کنار او، ولی
تو تويی و هيچ وقت
ما نمی شوی
September 9, 2013
مثل نامه اي ولي
توي هيچ پاكتي
جا نمي شوي
جعبه جواهري
قفل نيستي ولي
وا نمي شوي
سبک این نویسنده کمتر در ایران دیده می شود .به نظرم خدا رو از یک پنجره خیلی زیبا می بینه
توي هيچ پاكتي
جا نمي شوي
جعبه جواهري
قفل نيستي ولي
وا نمي شوي
سبک این نویسنده کمتر در ایران دیده می شود .به نظرم خدا رو از یک پنجره خیلی زیبا می بینه
December 28, 2020
راز های واقعی
رازهای برملاست
مثل روز، روشن است
راز این جهان خداست
رازهای برملاست
مثل روز، روشن است
راز این جهان خداست
September 17, 2008
نوع نوشته های خانم عرفان نظر اهاری روح ادم رو قلقلک میده ..خیلی داستانها وشعراشون رو دوست دارم فقط میتونم بگم حتما حتما حتما همه کتابهاشونو بخونید
December 22, 2016
من عروسکم
عروسک خدا
دوست عزيز و کوچک خدا
يک عروسک نخی که شب به شب
توی دامن خدا به خواب می رود
روی بال نازک فرشته ها سوار می شود
تا دمِ حياط آفتاب می رود
عروسک خدا
دوست عزيز و کوچک خدا
يک عروسک نخی که شب به شب
توی دامن خدا به خواب می رود
روی بال نازک فرشته ها سوار می شود
تا دمِ حياط آفتاب می رود
August 21, 2014
رازِ راه
رفتن است
راز رودخانه
پل
رازِ آسمان
ستاره است
رازِ خاک
گُل
رازِ اشک ها
چکیدن است
رازِ جوی
آب
رازِ بال ها
پریدن است
رازِ صبح
آفتاب
رازهای واقعی
رازهای بر ملاست
مثل روز،روشن است
راز این جهان خداست
رفتن است
راز رودخانه
پل
رازِ آسمان
ستاره است
رازِ خاک
گُل
رازِ اشک ها
چکیدن است
رازِ جوی
آب
رازِ بال ها
پریدن است
رازِ صبح
آفتاب
رازهای واقعی
رازهای بر ملاست
مثل روز،روشن است
راز این جهان خداست
May 9, 2014
كار ِ آزمايشي تو كتابفروشي هيچ فايدهاي هم كه نداشت برام بالاخره چنتا از كتاباي خانوم نظرآهاري رو خوندم و اين خودش البته چيز كمي نيس:)
November 28, 2015
دستهایت
سینی نقره ی نور
اشک هایم
استکان های بلور
کاش
استکانهایم را
توی سینی خودت می چیدی
کاشکی اشک مرا می دیدی
خنده هایت قند است
چای هم آماده ست
چای با طعم خدا
بوی آن پیچیده
از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزیز
توی فنجان دلم
چایی داغ بریز
سینی نقره ی نور
اشک هایم
استکان های بلور
کاش
استکانهایم را
توی سینی خودت می چیدی
کاشکی اشک مرا می دیدی
خنده هایت قند است
چای هم آماده ست
چای با طعم خدا
بوی آن پیچیده
از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزیز
توی فنجان دلم
چایی داغ بریز
April 21, 2020
پر از احساس و آرامش مثل بقیه ی کتاب های خانم نظرآهاری.موضوع در مورد خداست و چقدر زیبا نوشته شده است
میوه نیستی، ستاره ای
از درخت آسمان جدا نمی شوی
توصیه می کنم بقیه کتابهای خانم نظرآهاری رو هم بخونید😊
میوه نیستی، ستاره ای
از درخت آسمان جدا نمی شوی
توصیه می کنم بقیه کتابهای خانم نظرآهاری رو هم بخونید😊
Read
August 13, 2008زندگی بازی خدا و یک عروسک گلیست
September 25, 2022
شیرین و دلبر:)
August 17, 2021
من عروسکم
عروسک کسی که پشت پردهاست
دستهای او مرا درست کردهاست
من عروسکم
عروسک خدا
دوست عزیز و کوچک خدا
یک عروسک نخی که شببهشب
توی دامن خدا به خواب میرود
روی بال نازک فرشتهها سوار میشود
تا دم حیاط آفتاب میرود
صبحها خدا به من
نان داغ و آفتاب میدهد
شب که میشود مرا
توی ننوی سپید ماه
تاب میدهد
راستی خدا خودش برای من
یک لباس تازه دوخته
جای دگمههای آن ولی
چندتا ستاره کاشته
یک کمی هم از خودش
توی جیب من گذاشته
قلب یک عروسک نخی نمیزند
ولی خدا
قلب شد
توی سینهام تپید
تیلههای چشم من
اشک را بلد نبود
یک شب او
قطرهقطره از کنار چشم من چکید
این عروسک نخی
کاردستی خداست
خندههای او چقدر
مثل خندهی فرشتههاست
هیس!
فکر میکنم عروسک خدا
باز هم به خواب رفته است
یا سوار بال نازک فرشتهها
تا دم حیاط آفتاب رفتهاست
شببهخیر عروسک خدا
دوست عزیز و کوچک خدا
🌕
مثل نامهای ولی
توی هیچ پاکتی
جا نمیشوی
جعبهی جواهری
قفل نیستی وای
وا نمیشوی
مثل میوه خواستم بچینمت
میوه نیستی، ستارهای
از درخت آسمان جدا نمیشوی
من تلاش میکنم بگیرمت
طعمه میشوم ولی
تو نهنگ میشوی
مثل کرم کوچکی مرا
تندوتیز میخوری
تور میشوم
ماهی زرنگ حوض میشوی
لیز میخوری
آفتاب را نمیشود
توی کیسهای
جمع کرد و برد
ابر را نمیشود
مثل کهنهای
توی مشت خود فشرد
آفتاب
توی آسمان
آفتاب میشود
ابر هم بدون آسمان فقط
چند قطره آب میشود
پس تو ابر باش و آفتاب
قول میدهم که آسمان شوم
یک کمی ستاره روی صورتم بپاش
سعی میکنم شبیه کهکشان شوم
شکل نوری و شبیه باد
توی هیچچیز جا نمیشوی
تو کنار من، کنار او، ولی
تو تویی و هیچوقت
ما نمیشوی...
عروسک کسی که پشت پردهاست
دستهای او مرا درست کردهاست
من عروسکم
عروسک خدا
دوست عزیز و کوچک خدا
یک عروسک نخی که شببهشب
توی دامن خدا به خواب میرود
روی بال نازک فرشتهها سوار میشود
تا دم حیاط آفتاب میرود
صبحها خدا به من
نان داغ و آفتاب میدهد
شب که میشود مرا
توی ننوی سپید ماه
تاب میدهد
راستی خدا خودش برای من
یک لباس تازه دوخته
جای دگمههای آن ولی
چندتا ستاره کاشته
یک کمی هم از خودش
توی جیب من گذاشته
قلب یک عروسک نخی نمیزند
ولی خدا
قلب شد
توی سینهام تپید
تیلههای چشم من
اشک را بلد نبود
یک شب او
قطرهقطره از کنار چشم من چکید
این عروسک نخی
کاردستی خداست
خندههای او چقدر
مثل خندهی فرشتههاست
هیس!
فکر میکنم عروسک خدا
باز هم به خواب رفته است
یا سوار بال نازک فرشتهها
تا دم حیاط آفتاب رفتهاست
شببهخیر عروسک خدا
دوست عزیز و کوچک خدا
🌕
مثل نامهای ولی
توی هیچ پاکتی
جا نمیشوی
جعبهی جواهری
قفل نیستی وای
وا نمیشوی
مثل میوه خواستم بچینمت
میوه نیستی، ستارهای
از درخت آسمان جدا نمیشوی
من تلاش میکنم بگیرمت
طعمه میشوم ولی
تو نهنگ میشوی
مثل کرم کوچکی مرا
تندوتیز میخوری
تور میشوم
ماهی زرنگ حوض میشوی
لیز میخوری
آفتاب را نمیشود
توی کیسهای
جمع کرد و برد
ابر را نمیشود
مثل کهنهای
توی مشت خود فشرد
آفتاب
توی آسمان
آفتاب میشود
ابر هم بدون آسمان فقط
چند قطره آب میشود
پس تو ابر باش و آفتاب
قول میدهم که آسمان شوم
یک کمی ستاره روی صورتم بپاش
سعی میکنم شبیه کهکشان شوم
شکل نوری و شبیه باد
توی هیچچیز جا نمیشوی
تو کنار من، کنار او، ولی
تو تویی و هیچوقت
ما نمیشوی...
June 11, 2018
این کتابها به جهت ادیت دیتا آپدیت شده و دوباره در گودریدز بالا امدهاند. فکر کنم متولدین دهه هفتاد اگر تمام نه، اما اکثر کتابهای عرفان نظرآهاری رو خوندند. در زمان ابتدایی راهنمایی ما این کتابهای کوچک با جلدهای متفاوت و سریع خوان، دست تمام همسن و سالهامون تو مدرسه دیده میشد و هرکس یه گوشه میخوندشون.
January 28, 2021
نثر خاص عرفان نظرآهاری، عرفان و مفاهیم مرتبط با آن را برای مخاطب نوجوان خوشخوان و دلپذیر میسازد، این کتاب در ردیف «لیلی نام تمام دختران زمین است»، «نهنگی در سینهات میتپد»، «پیامبری از کنار خانه ما رد شد» و... آثاری دلپذیر و دریچه ای به سوی همحسیِ مخاطب نوجوان و جوانِ دور از مباحث عرفانی به نظر میرسد و هدیهی مناسبی برای این گروه مخاطبان به شمار میرود.
September 10, 2014
راز این جهان خداست
April 23, 2015
بین کارهای خانم نظر آهاری این کمترین جذابیت رو برام داشت.
Displaying 1 - 19 of 19 reviews


















