Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “ویرانه‌های دل را به باد می‌سپارم” as Want to Read:
ویرانه‌های دل را به باد می‌سپارم
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

ویرانه‌های دل را به باد می‌سپارم

3.88  ·  Rating details ·  16 Ratings  ·  3 Reviews
Paperback
Published 1994 by نشر زلال
More Details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

Be the first to ask a question about ویرانه‌های دل را به باد می‌سپارم

This book is not yet featured on Listopia. Add this book to your favorite list »

Community Reviews

(showing 1-30)
Rating details
Sort: Default
|
Filter
ZaRi
Sep 17, 2015 added it
Shelves: poem
زیباترین قول تو این است
که هرگز باز نخواهی آمد.
زادهی قول تو هستم
در غبار.
پس میدانم
که رنج در خانه است
در انتهای پلهها خانه دارد
تنها انزوای من است
که در باران مرا شکر میکند
که تا صبح فردا
زنده هستم
چرا
تمام هفته را با پاروی شکسته
در خانه ماندم
خانه کوچک بود
در خلوتی خانه
از میان همهی عادتها
و سوگندها
فقط ترا صدا کردم.
زیباترین قول تو این است
که هرگز باز نخواهی آمد.
...more
Ahmad Sharabiani
Aug 30, 2010 rated it really liked it
ویرانه های دل را به باد میسپارم: احمدرضا احمدی
ساقه های ... به آیدین آغداشلو

ساقه های ِ این گُل ِ لادن، غلتان، در لیوان، گم میشود
ابتدای ِ هفته است
امروز، شنبه است
مخلوطی، از پایان ِ عمر
و انگشتان ِ ما، شبنم میشود
و بر گُل، یادبود میشود
سالها بود که ما، شبنم را ندیده بودیم
اینک شبنم
نگاه
و
تلخی میوه ای که در تابستان
خوردیم
چگونه است، اکنون بینا، دریا موج دارد، قایق دارد
از گُل ابر میچکد در باغ، ما هنوز ایستاده ایم
و همهی مانده ی، عمر را، با یک لیوان آب، معاوضه میکنیم
از سقوط ابر، بر لیوان آب است، که شکیبایی را،
...more
Saman Kashi
Jun 21, 2009 added it
Shelves: poem
حاشا و ابدا
که مرا دلگیری
از آسمان نیست
این سرشت ابر است که ببارد
اگر نبارد
مرا راستی ادامهی عمر چگونه است
ابر نمیبارد
عمر ادامه دارد
و مرا غزلی به یاد مانده است
که برای تو بخوانم ـ
ایستاده بودم که بهار شد
و غزل را به یاد آوردم
خواندم
تو مرده بودی
حاشا و ابدا
که نه تو را به یاد دارم
غزل را به یاد دارم
ابیاتش شباهت به قصیده داشت

...more
Pooyan
rated it really liked it
Aug 31, 2013
Paria Javid
rated it liked it
Apr 06, 2011
Matin ahmadi
rated it really liked it
Aug 10, 2009
Sara Tarighat
rated it really liked it
May 18, 2014
Mohsen Touhidian
rated it it was amazing
Oct 11, 2009
Samaneh
rated it really liked it
Apr 23, 2011
Naamnam
rated it liked it
Jan 27, 2012
MH Khosravi
rated it liked it
Oct 18, 2016
Zebardast Zebardast
rated it did not like it
Feb 27, 2017
♥ღ  AIDA  ღ♥ Rodkouli
rated it it was amazing
Dec 02, 2009
ali drm
rated it really liked it
Jun 23, 2016
Amir
rated it really liked it
Nov 08, 2010
Mohammad  Hassan Movasagh
rated it really liked it
Oct 05, 2009
Ali baba
rated it it was amazing
Jun 21, 2014
Parasto
rated it it was amazing
Aug 31, 2010
Sahar
marked it as to-read
Aug 15, 2009
Mary
added it
Aug 01, 2010
Zahra
marked it as to-read
Sep 17, 2011
Maryam Mobrre
marked it as to-read
May 22, 2013
atefe
marked it as to-read
May 22, 2014
Zohreh Hanifeh
marked it as to-read
Jun 05, 2014
Rawoyo Abdurrouf
marked it as to-read
May 31, 2016
Mah.Sa A
marked it as to-read
Jul 05, 2016
شایق
marked it as to-read
Nov 01, 2016
There are no discussion topics on this book yet. Be the first to start one »
احمدرضا احمدی در ساعت ۱۲ ظهر روز دوشنبه ۳۰ اردیبشهت ماه ۱۳۱۹ در کرمان متولد شد. پدر وی کارمند وزارت دارایی بود و ۵ فرزند داشت که احمدرضا کوچکترین آنها بود. جد پدری وی ثقةالاسلام کرمانی، و جد مادریاش آقا شیخ محمود کرمانی است. سال اول دبستان را در مدرسه کاویانی کرمان گذراند و در سال ۱۳۲۶ با خانواده به تهران کوچ کرد. در دبستان ادب و صفوی تهران دوران ابتدایی را به پایان برد و دورهٔ دبیرستان را در دارا ...more