What do you think?


چیدن سپیده دم
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 11 of 11 reviews
December 3, 2018
پیش از آن که واپسین نفس را برآرم
پیش از آن که پرده فرو افتد
پیش از پژمردن آخرین گل
برآنم که زندگی کنم
برآنم که عشق بورزم
برآنم که باشم.
در این جهان ظلمانی
در این روزگار سرشار از فجایع
در این دنیای پر از کینه
نزد کسانی که نیازمند منند
کسانی که نیازمند ایشانم
کسانی که ستایش انگیزند،
تا دریابم
شگفتی کنم
بازشناسم
که ام
که می توانم باشم
که می خواهم باشم،
تا روزها بی ثمر نماند
ساعت ها جان یابد
و لحظه ها گرانبار شود
هنگامی که می خندم
هنگامی که می گریم
هنگامی که لب فرو می بندم
در سفرم به سوی تو
به سوی خود
به سوی خدا
که راهی ست ناشناخته
پُر خار
ناهموار،
راهی که، باری
در آن گام می گذارم
که در آن گام نهاده ام
و سر ِ بازگشت ندارم
بی آن که دیده باشم شکوفایی ِ گل ها را
بی آن که شنیده باشم خروش رودها را
بی آن که به شگفت درآیم از زیبایی ِ حیات.-
اکنون مرگ می تواند
فراز آید
اکنون می توانم به راه افتم
اکنون می توانم بگویم .
که زنده گی کرده ام ...
پیش از آن که پرده فرو افتد
پیش از پژمردن آخرین گل
برآنم که زندگی کنم
برآنم که عشق بورزم
برآنم که باشم.
در این جهان ظلمانی
در این روزگار سرشار از فجایع
در این دنیای پر از کینه
نزد کسانی که نیازمند منند
کسانی که نیازمند ایشانم
کسانی که ستایش انگیزند،
تا دریابم
شگفتی کنم
بازشناسم
که ام
که می توانم باشم
که می خواهم باشم،
تا روزها بی ثمر نماند
ساعت ها جان یابد
و لحظه ها گرانبار شود
هنگامی که می خندم
هنگامی که می گریم
هنگامی که لب فرو می بندم
در سفرم به سوی تو
به سوی خود
به سوی خدا
که راهی ست ناشناخته
پُر خار
ناهموار،
راهی که، باری
در آن گام می گذارم
که در آن گام نهاده ام
و سر ِ بازگشت ندارم
بی آن که دیده باشم شکوفایی ِ گل ها را
بی آن که شنیده باشم خروش رودها را
بی آن که به شگفت درآیم از زیبایی ِ حیات.-
اکنون مرگ می تواند
فراز آید
اکنون می توانم به راه افتم
اکنون می توانم بگویم .
که زنده گی کرده ام ...
Read
April 18, 2009پیش از آنکه واپسین نفس را برآرم
پیش از آنکه پرده فرو افتد
پیش از پژمردن آخرین گل
برآنم که زندگی کنم
برآنم که عشق بورزم
برآنم که باشم
در این جهان ظلمانی
در این روزگار سرشار از فجایع
در این دنیای پُر از کینه
نزد کسانی که نیازمند منند
کسانی که نیازمند ایشانم
کسانی که ستایشانگیزند
تا دریابم
شگفتی کنم
باز شناسم
کهام؟
که میتوانم باشم؟
که میخواهم باشم؟
تا روزها بیثمر نماند
ساعتها جان یابد
و لحظهها گرانبار شود
هنگامی که میخندم
هنگامی که میگریم
هنگامی که لب فرو میبندم
در سفرم به سوی تو
به سوی خود
به سوی حقیقت
که راهیست ناشناخته
پُر خاک
ناهموار
راهی که، باری
در آن گام میگذارم
که در آن گام نهادهام
و سرِ بازگشت ندارم
بیآنکه دیده باشم شکوفایی گلها را
بیآنکه شنیده باشم خروش رودها را
بیآنکه به شگفت درآیم از زیبایی حیات.
اکنون مرگ میتواند
فراز آید.
اکنون میتوانم به راه افتم
اکنون میتوانم بگویم
که زندگی کردهام
پیش از آنکه پرده فرو افتد
پیش از پژمردن آخرین گل
برآنم که زندگی کنم
برآنم که عشق بورزم
برآنم که باشم
در این جهان ظلمانی
در این روزگار سرشار از فجایع
در این دنیای پُر از کینه
نزد کسانی که نیازمند منند
کسانی که نیازمند ایشانم
کسانی که ستایشانگیزند
تا دریابم
شگفتی کنم
باز شناسم
کهام؟
که میتوانم باشم؟
که میخواهم باشم؟
تا روزها بیثمر نماند
ساعتها جان یابد
و لحظهها گرانبار شود
هنگامی که میخندم
هنگامی که میگریم
هنگامی که لب فرو میبندم
در سفرم به سوی تو
به سوی خود
به سوی حقیقت
که راهیست ناشناخته
پُر خاک
ناهموار
راهی که، باری
در آن گام میگذارم
که در آن گام نهادهام
و سرِ بازگشت ندارم
بیآنکه دیده باشم شکوفایی گلها را
بیآنکه شنیده باشم خروش رودها را
بیآنکه به شگفت درآیم از زیبایی حیات.
اکنون مرگ میتواند
فراز آید.
اکنون میتوانم به راه افتم
اکنون میتوانم بگویم
که زندگی کردهام
Read
November 21, 2009 آرزو می کنم
زورقی باشم برای تو
تا بدان جا برمت که می خواهی
زورقی توانا
به تحمل باری که بر دوش داری
زورقی که هیچ گاه واژگون نشود
به هر اندازه که نا آرام باشی
یا متلاطم باشد
دریایی که در آن می رانی
(مارگوت بیکل )
زورقی باشم برای تو
تا بدان جا برمت که می خواهی
زورقی توانا
به تحمل باری که بر دوش داری
زورقی که هیچ گاه واژگون نشود
به هر اندازه که نا آرام باشی
یا متلاطم باشد
دریایی که در آن می رانی
(مارگوت بیکل )
September 13, 2012
ساده است نوازش سگي ولگرد
شاهد آن بودن كه
جه گونه زير غلتكي مي رود
و گفتن كه "سگ من نبود".
ساده است ستايش گلي
چيدنش
و از ياد بردن كه گلدان را آب بايد داد.
ساده است بهره جويي از انساني
دوست داشتنش بي احساس عشقي
او را به خود وانهادن و گفتن
كه ديگر نميشناسمش.
ساده است لغزشهاي خود را شناختن
با ديگران زيستن به حساب ايشان
و گفتن اينكه من اينچنينم.
ساده است كه چه گونه مي زييم
باري
زيستن سخت ساده است
و پيچيده نيز هم.
شاهد آن بودن كه
جه گونه زير غلتكي مي رود
و گفتن كه "سگ من نبود".
ساده است ستايش گلي
چيدنش
و از ياد بردن كه گلدان را آب بايد داد.
ساده است بهره جويي از انساني
دوست داشتنش بي احساس عشقي
او را به خود وانهادن و گفتن
كه ديگر نميشناسمش.
ساده است لغزشهاي خود را شناختن
با ديگران زيستن به حساب ايشان
و گفتن اينكه من اينچنينم.
ساده است كه چه گونه مي زييم
باري
زيستن سخت ساده است
و پيچيده نيز هم.
January 20, 2023
ساده است نوازش سگی ولگرد.
شاهدِ آن بودن که
چگونه زیر غلتکی میرود
و گفتن که: «سگ من نبود.»
ساده است ستایش گلی،
چیدنش،
و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد.
ساده است بهرهجویی از انسانی؛
دوست داشتنش بیاحساس عشقی؛
او را به خود وانهادن
و گفتن که: «دیگر نمیشناسمش.»
ساده است لغزشهای خود را شناختن؛
با دیگران زیستن به حسابِ ایشان
و گفتن که: «من اینچنینام.»
ساده است که چگونه میزییم.
باری،
زیستن سخت ساده است
و پیچیده نیز هم.
شاهدِ آن بودن که
چگونه زیر غلتکی میرود
و گفتن که: «سگ من نبود.»
ساده است ستایش گلی،
چیدنش،
و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد.
ساده است بهرهجویی از انسانی؛
دوست داشتنش بیاحساس عشقی؛
او را به خود وانهادن
و گفتن که: «دیگر نمیشناسمش.»
ساده است لغزشهای خود را شناختن؛
با دیگران زیستن به حسابِ ایشان
و گفتن که: «من اینچنینام.»
ساده است که چگونه میزییم.
باری،
زیستن سخت ساده است
و پیچیده نیز هم.
July 7, 2009
پیش از آن که واپسین نفس را برآرم/پیش از آن که پرده فرو افتد/پیش از پژمردن آخرین گل/بر آنم که زنده گی کنم/بر آنم که عشق بورزم./بر آنم که باشم.
در این جهان ظلمانی/در این روزگار سرشار از فجایع/در این دنیای پر از کینه/نزد کسانی که نیازمند منند/کسانی که نیازمند ایشانم/کسانی که ستایش انگیزند/تا دریابم/شگفتی کنم/بازشناسم/که ام/که می توانم باشم/که می خواهم باشم/تا روزها بی ثمر نماند/و لحظه ها گرنبار شود.
در این جهان ظلمانی/در این روزگار سرشار از فجایع/در این دنیای پر از کینه/نزد کسانی که نیازمند منند/کسانی که نیازمند ایشانم/کسانی که ستایش انگیزند/تا دریابم/شگفتی کنم/بازشناسم/که ام/که می توانم باشم/که می خواهم باشم/تا روزها بی ثمر نماند/و لحظه ها گرنبار شود.
May 29, 2017
به بخت اگر باور داشته باشیم
نه فقط امروز و نه فقط امشب
آرامش فرا میرسد
نه فقط امروز و نه فقط امشب
آرامش فرا میرسد
September 22, 2018
Lovely, simple poems about living life.
Life and waves have this in common
they carry some things in
and flush some things away
----------------------------------
Our homeland is not in any place
however large the map may be
but only in the hearts
of those who love us
Life and waves have this in common
they carry some things in
and flush some things away
----------------------------------
Our homeland is not in any place
however large the map may be
but only in the hearts
of those who love us
November 26, 2014
رهآوردهای خاص زندگی
همیشه در سکوت پیشکش میشوند:
دوستی و عشق،
میلاد و مرگ،
شادی و درد،
گل و طلوع خورشید،
و سکوت،
به مثابه فضای ژرف فرزانگی.
همیشه در سکوت پیشکش میشوند:
دوستی و عشق،
میلاد و مرگ،
شادی و درد،
گل و طلوع خورشید،
و سکوت،
به مثابه فضای ژرف فرزانگی.
January 4, 2013
great
February 26, 2013
ساده است نوازش سگی ولگرد.
شاهدِ آن بودن که
چگونه زیر غلتکی میرود
و گفتن که: «سگ من نبود.»
Displaying 1 - 11 of 11 reviews










