این کتاب دربردارنده نخستین مواضع و اظهار نظرهای شفاهی و کتبی نظریهپردازان و فعالان پانترکیست علیه ایران است که در نشریات و منابع سالهای نخستین پس از کودتای ۱۲۹۹ در نشریات گوناگون ترکیه درج شد. واکنش مطبوعات و فعالان فکری و سیاسی و فرهنگی ایران به اینگونه مواضع ضدّ ایرانی و الحاقگرایانه، مطالب اصلی کتاب پانترکیسم و ایران را تشکیل داده است. مطالب جمعآوری شده در کتاب روشن میکند که بیشتر حملههای این جریان علیه میراث تاریخی و فرهنگی ایران به ویژه زبان فارسی بوده است.
از زمانی که یادم میاد عاشق کشوری بودم که اونجا متولد شدم و تاریخ بیشترین کشش رو روی من ایجاد میکرد و از سنین کم در تعجب بودم که به این تاریخ پر بار چرا هیچ توجهی نمیشه و مردم اطلاعات کمی راجبش دارند ، مخصوصا تاریخ قبل از اسلام که ثابت شده ، این نظام ، هیچ ارزشی برای اون قائل نیست، هر کشوری جای ما بود دست آورد های اجدادش رو به رخ جهانیان میکشید ولی الان بیشتر مردم دنیا فکر میکنند که ما داریم با امکانات اولیه زندگی میکنیم و هیچ تمدنی تو این کشور شکل نگرفتن ، تاریخ برای من تجلی روح اجدادم بود نه فقط سلسله های پادشاهی بزرگ بلکه تمامی تمدن هایی که پشت مارو ساختند مثل تمدن جیرفت تمدن سیلک تمدن شهر سوخته و تمدن های دگر در جای جای این مرز و بوم . اولین شوک سال دوم دانشگاه به من وارد شد استادی داشتیم که با وقاحت تمام از تاریخ ایران بد میگفت و خلاصه افکارش این بود که رضا شاه توسط انگلیسی ها تمدن ایران رو به صورت جعلی درست کردند و مردم ایران در اصل به دور از تمدن بودند ،تمام تمدن ایران برگرفته از تمدن ترک است🤔
شوک دوم : بعضی از هموطنان آذری که پرچم کشور آذربایجان رو بالا میبردند و شعار خلیج عربی سر میدادند.
شوک سوم: صفحات بیشماری از هموطنان در دنیای مجازی که خودشون رو تورک معرفی کردند از هرگونه فحاشی در قبال ایران و تاریخش فرو گذاری نمیکنند . و از آن انجا تصمیم گرفته شد تاریخ ایران رو مطالعه کنم و به فرمایشات این هموطنان که سوال هایی میکردند بپردازم
سوال های از قبیل: تخت جمشید را رضا پالانی درست کرده و تاریخ هخامنشیان جعلی است. اگر هخامنشیان وجود داشتند چرا نامی از آنها در کتب قدیمی نیست. اگر ایرانی ها ترک نیستند چرا بیشتر سلسله های ایران تورک بوده اند. فارسی لهجه ای از زبان عربیست
ایرانی ها بی هویت هستند و کشور ایران تاریخش به اندازه سلسله پهلویست.
ایرانی ها حتی خط نوشتاری نداشتند.
رضا شاه دست به نسل کشی آذربایجانیان زده.
و........ .
این کتاب جواب خیلی از پرسشهای این سوال هارو به من داد .
با فروپاشی کشور عثمانی ، عثمانیان که سرافکنده شده بودند به دنبال ساختن امپراتوری جدیدی نه با حمله نظامی بلکه با سیاست های خصمانه در قبال همسایگان خود پرداختند و ناسینالیست ترکی را پایه گذاری کردند که شروع آن در زمان «نامق کمال» (۱۸۸۸-۱۸۴۰) شاعر و ادیب عثمانی بوده.
زبان دربار در سالهای نخست تشکیل امپراتوری عثمانی برای چندین سال فارسی بوده و کتب نوشته شده در آن سالها فارسی است، بعدها ترجمه به زبان ترکی صورت گرفته . کلمات عربی و فارسی بیشترین کلمات را در این زبان تشکیل میداده اند، آن ها ابتدای امر به اصلاح زبان دست زدند و با از بین بردن کلمات فارسی و عربی (البته تا حدودی) دستور زبانی درست کردند که به صورت رسمی از سال ۱۹۰۸ این زبان ، زبان رسمی آن مردمان شد.
انگلیسیها ترکان را با وعده دادن آذربایجان ایران از عراق کنونی بیرون کردند .
باید به این هموطنان آذربایجانی که که استان خود را آذربایجان جنوبی معرفی میکنند گفت : اول ببینید اسم کشور آذربایجان چرا آذربایجان است ، در واقع اسم اصلی آن سرزمین بادکوبه بوده که با نیرنگ و سیاست روس و انگلیس نام استان شمال غربی ایران بر آن نهادند تا به پیش روی خود در سرزمین ایران ادامه دهند و باعث دودستگی مردم ایران شوند ، مگر نه اینگه آذربایجان محل تولد زرتشت بوده مگر نه اینه تا قبل از حمله مغول تا قرن هفتم و هشتم زبان آن مردمان فارسی بوده .مگر نه اینکه نام این قطعه از خاک ایران آذرآبادگان بوده که کلمات فارسی اصیل است. باید به این دوستان گفت کشور مصر آیا چون زبانشان عربی است ، کشوری عربی به حساب می آیند!!
یا از نظر نژاد کشوری مثل آمریکا را کسانی پایه گذاری کردند که خود انگلیسی نژاد بودند ولی روح آمریکایی باعث استقلال آنها شد.
کشور ایران بارها در دوره های مختلف تاریخی نابود شد و چند سال بعد دوباره توسط اقوام ایرانی شکل گرفت و دلیل آن وجود روح ایرانی است که جاودانه مانده .
کلام آخر از متن کتاب:
بر خلاف ترک ها که برای شکل دادن به یک دولت ملت نوپا در دل ویرانه برجای مانده از امپراتوری عثمانی به خلق و ابداع یک هویت جدید ناچار بودند، ایرانی ها چنین مشکلی نداشتند.نه به جعل و تحریف تاریخ و ایرانی قلمداد کردن عالم و آدم نیاز داشتند و نه به دست اندازی به میراث فرهنگی همسایگانشان، هویت ایرانی پدیده ای بود دیرپا و ریشه دوانده در گذشته های دور این سرزمین.سرزمینی که به رغم تحمل امواج پی در پی هجوم اقوام و فرهنگ های مختلف، هر بار توانسته بود به نوعی قد علم کرده و ایرانیت خود را از نو بازسازی کند و دلیلی نداشته که در این بزنگاه جدید-گذر به یک دولت ملت مدرن-از جمله تکثیر و چندگانگی نهفته در آن-بار خود را به مقصد برساند.
تحقیق بسیار جامعی است در خصوص پیدایش و علل رشد پان ترکیسم و علل آن در اواخر دوره عثمانی ها در ترکیه و قجر ها در ایران. مطالعه این کتاب را به همه آذری زبانان و همشهریان غیور تبریز توصیه میکنم. بخصوص توضیح اینکه چرا نام باکو و منطقه اران را آذربایجان گذاشتند و امروز با چه نیاتی به اذربایجان شمالی و جنوبی در کانالهای تلویزیونی بر طبل آن میکوبند و اصرار دارند. من به عنوان یک آذری زبان متولد تبریز کلی اطلاعات کسب کردم.
اول اینکه در دعوای پان ترکیست ها و پان فارسیست ها ها کاوه بیات خود یک طرف دعواست و نمی تواند ناظر بی طرف یا منصفی باشد
دوم اینکه در این کتاب فقط به بخشی از واقعیت ها و نظرها و نقد ها نگاه می شود و نیمه دیگر در سایه می ماند و نادیده گرفته می شود
با این همه این کتاب خواندنی است و از مراحل آغازین پان ترکیسم شروع می کند و برخی از عکس العمل های اندیشمندان ایرانی را مطرح می کند و اسامی چون سید حسن تقی زاده حسین دانش احمد کسروی رضا زاده شفق تقی ارانی ....
و البته کتاب در ادامه بحث های دیگری هم مطرح می کند در مجموع این کتاب خواندنی بوده و قطعاتی از حقیقت را می توان از آن استخراج کرد و با استخراج قطعات دیگری از حقیقت در کتاب های پان ترکیست ها پازل حقیقت را تکمیل کرد.
Her ne kadar önyargılı ve tek taraflı yazılmışsa da Pantürkizm'in, İran'daki Türk kimliği karşıtı çevreler açısından nasıl bir anlam ifade ettiğine ilişkin iyi bir derleme... Kitapta 1900'lerin başında ve bilhassa İttihad-Terakki çevrelerinin İran'a yönelik Türkçü eğilimleri ve buna karşı basın üzerinden alevlenen tartışmalar ele alınmış. Nihayetinde, İran'la ilişkilerde he dönemde görüldüğü gibi 1920'lerde de gerginlikleri azaltmak Dışişleri Bakanlıklarına düşmüş...
İmkan olsa da Türkçe'ye çevrilse, bu alandaki boşluğu dordurmak açısından faydalı olabilir...
به نظرم دید کلی که از ماجرا میده خیلی کمک کننده هست اما دو ایراد داره یکی اینکه خیلی ناقصه از این جهت که تاابتدای حکومت رضاشاه برسی شده. دوم اینکه زیاد روی کری خونی یه عده مانور داده. به جای این ها میتونست برسی وسیع تری بکنه