دوستانِ گرانقدر، پیش از آنکه به توضیح در موردِ این کتاب بپردازم، مطالبی برایِ شما دوستانِ خردگرا مینویسم، که بدونِ تردید متوجهِ عمقِ فاجعه ای که در سرزمینمان با آن روبرو هستیم خواهید شد چندی پیش کلیپی از سخنرانیِ آخوندی نادان برایم ارسال شد، ... این موجودِ نادان و عرب پرست میگفت: طبق سنتِ پیامبرِ اسلام، اگر مردی میلِ جنسی داشته باشد وَلو این میل بر پشتِ شتری بیدار شده باشد، زن وظیفه دارد که همان لحظه او را ارضاء کند!!... و این آخوندِ از حیوان پست تر در ادامه میگوید: امروز که شتر نیست به جایِ آن شترها، اتومبیل ها کار میکنند، زنان باید در اتومبیل به وظیفۀ شرعیِ خود عمل کنند... یعنی طبقِ گفتۀ این موجودِ کثافت، زنان باید در اتومبیل هم شلوار و تنبانِ خودشان را پایین بکشند، تا مَرد را ارضاء کنند... عزیزانم، توجه کنید که این بی همه چیزهایِ حرام زاده، در سفارشاتِ دینی و شرعیِ خویش اصلاً به کرامت انسانی و ارزشِ بالایِ زنان، اندکی توجه نکرده اند لینکِ مربوط به کلیپ سخنرانیِ این موجودِ بی شرم و عرب پرست در زیر قرار داده شده
طبقِ گفتۀ این آخوندِ نادان و بی شرم، باید شاهدِ فاحشه خانه هایِ متحرک در خیابان ها و سطحِ شهر باشیم... جالب است که همین آخوندهایِ بی ناموس و بی شرف، که این مهملات و مزخرفات را میگویند، خودشان را جر میدهند و نظامِ اجتماعی غرب را در ارتباط با مسائلِ جنسی محکوم میکنند و آن را مردود میدانند و مدام با آن حنجرۀ کثیفشان فریاد و هوار می زنند که: اِی مسلمین، ای امتِ مسلمان، چرا زنان و دختران در خیابان های بلادِ غرب، درآغوشِ مردان، یکدیگر را میبوسند؟!... بعد خودشان با توصیۀ این گونه اعمالِ شرم آور و سفارشاتِ دینِ ضدِ انسانی و کثیفِ خود، ایجادِ بزرگترین فاحشه خانۀ متحرک را در ایران، سرزمینِ پاکِ ما، توصیه میکنند... اساسی ترین سخنِ قرآن، کتابِ این جماعتِ عرب پرست، در درجهٔ اول فقط حولِ محورِ آلت تناسلی و نازِ زنان و سپس آلتِ مردان دور میزند عزیزانِ من، هیچ انسانِ خردمندی، قومی به کثیفی و وقاحتِ این طایفهٔ عرب پرست و حرامی در تاریخ، نه دیده و نه خواهد دید... آنچه خود به این مردمِ احمق و زود باور توصیه میکنند، همه درست است و آنچه دیگران توصیه و عمل میکنند، غلط و کفرِ محض محسوب میشود... جالب است که این جماعتِ چندش آور و منفور، برایِ همهٔ مهملاتِ خود هزاران حدیث و داستانِ موهومِ دینی نیز در آستینِ ریاکارشان پنهان کرده اند... این کثافت ها، همهٔ فرهنگ و تاریخ و تمدنِ سرزمینِ ما را ویران کردند تا برایِ آلتِ تناسلیِ خویش بستری به نرمیِ آلت و حَصیلهٔ مادرانشان تدارک ببینند دوستانِ عزیزم، قامتِ بیشعوریِ در وجودِ این عرب پرستان، به قاعده ای است که اگر شمایلِ دین و مکتبشان پیکره ای از زنان بود به حتم تا به حال به فریب و حیله هایِ هزار رنگِ خویش، نیازهایِ جنسی خویش را با وی نیز به تمام میرساندند... قلمِ وقاحتِ این جماعتِ نادان و بی شرم، هیچ زمان بدونِ رطوبتِ خشتکِ اعراب و تازیان، جوهری به خود نمی گیرد فتحعلی شاه، آن عرب پرستِ آخوند پرور، در کاخِ خود استخری داشت که با همۀ زنانِ خود در آن استخر به شنا می پرداخت... و سُرسُره ای بر این استخر سوار کرده بودند که دختران و زنانِ بیچاره و کثیفتر از خودش را، برهنه از بالایِ این سُرسُره به بغلِ خود در آب فرا میخواند... چنانچه هر زنی در هنگامِ سُرسُره میتوانست آلتِ تناسلیِ فتحعلی شاه را که در داخلِ آبِ استخر و پایینِ سُرسُره ایستاده بود، به درونِ واژنِ خود فرو کند، جایزه ای کلان میگرفت!!...حال این ها همان حرام زاده ها و جرثومه هایِ متعفنی هستند که هدایتِ جامعۀ انسانی را در دستِ خود گرفته اند و به حکومتِ تورک هایِ قاجار، مُهرِ تائید زده اند عزیزان و ایرانیانِ هوشی وار و خردگرا، فراموش کرده اید که همین جماعتِ دین و جن زده بودند که به مادران و خواهران و پسران و دختران و زنانِ این سرزمین، تحتِ عنوانِ غلام و کنیز تجاوز کردند!... همین حرام زاده ها، این قومِ دربندِ آلت تناسلی مانده بود، که با تجاوز به بزرگان و شایستگانِ خاندانِ ساسانی، بسیاری از صاحب منصبان و شاهزادگان و فرهیختگانِ همینِ مرز و بوم را در آن دوران، وادار به خودکشی کردند خواهران و دوستانِ عزیزم، مراقب خودتان باشید که اگر مراقبت از خود را فهم نکنید، این نو کیسه گانِ بیمار، دسیسه هایِ مخوفی برای تصاحبِ آلت تناسلیِ شما و زنان و دخترانِ دیگر، در آستینِ خویش پنهان کرده اند عزیزان و نورِ چشمانم، این جماعتِ از حیوان پست تر، به آسانیِ هرچه تمامتر، انسان ها را به نامِ جهاد در راهِ اسلام و به نامِ بتِ اللهِ اکبر، میکشند و تکه تکه میکنند، تا به بهشتی بروند که متولیانش در مکانی نامعلوم در آسمانها به پَروار و رسیدگیِ آلت هایِ تناسلی آموزش دیده اند... بله،... اینان با خونِ انسان ها درختانِ آن بهشتِ دروغین و موهومشان را آبیاری میکنند، و با استخوانِ آدمیان کاخِ بهشتیِ خود را بنا نموده اند... اینان وقاحت را در جانِ خود فهم نمیکنند... افسوس که حماقت را هرچه نیشتر زنی چرکین تر میشود...... مگر میشود انسان تا این اندازه بی شرم و حیا باشد؟! این عرب پرستان و دین تکلیف کنان و مذهب فروشان و هم مسلک هایشان، خدا را در بدنِ کپک بستهٔ خود، قربانیِ آن اللهِ اکبری کرده اند که جز به طعمِ خون و آلت تناسلیِ زنان، تمایل و رغبتی به چیزِ دیگر نشان نمیدهد... و به بندگانِ خود به پاسِ اطاعت از دستوراتش، پاداشی به نسیه عنایت میفرماید که از نظرِ تازیانِ مسلمان و تازی پرستان، بسیار گرانبها و پُر بهاست... و آن پاداش، شاملِ تحویلِ تعدادِ بسیار زیادی آلت تناسلی و نازِ زنانگی در آخرتِ دروغین و بهشتِ موهوم است... در آن بهشتِ موهوم، آنقدر زنانِ زیبارو و حوریان با آلتِ تناسلیِ خویش به انتظار نشسته اند که تا زمانی که هستی برقرار است، این جماعتِ نادان و بیشعور، سر از سوراخ و مدخلِ این آلت هایِ زنانه بیرون نیاورند این عرب پرست هایِ نادان و این یاوه سرایان، در آن بهشتِ موهوم، کاخی برایِ هر نفر تدارک دیده اند که 70 هزار اتاق دارد، و در هر اتاق 70 هزار تخت و بر رویِ هر تخت 70 هزار حوری و هر حوری 70 هزار آلتِ تناسلی دارد... شما تصور کنید و ببینید تا چه اندازه این ها بیخرد و حیوان هستند... لحظه ای چشمانتان را ببندید و بهشتِ موهومِ مسلمانها را تجسم کنید، هرچه میبینید خورندگان و لیسندگانِ آلتِ تناسلی میباشد.. و همه با سرعت و شتابِ بسیار زیاد، در حالِ جنبیدن و فرو کردن در سوراخِ یکدیگرند... بی شرمی و گستاخی تا چه اندازه؟؟؟؟ خودتان قضاوت کنید این عرب پرستانِ بی شرم، شعورشان به قامتِ شعورِ یک «کَک» فهمِ تحلیلِ امور را ندارد.... لااقل «کک» فهمِ شعور بر پشمِ سگ و گوسفند را دارد... این درماندگانِ در خود مانده، آن را نیز فهم نمیکنند این چه بهشتی است که در آن معاشرت و همنشینی با مخترعین و دانشمندان و بزرگانِ تاریخِ بشریت وجود ندارد؟!... هرچه در بهشتِ ادیانِ سامی وجود دارد، اتاقی است که در آن زنانِ برهنه انتظارِ آلتِ تناسلیِ موجوداتِ بیخردی را میکشند که نامِ متأسفانه نامِ مرد را نیز به گند کشیده اند... آنهم در هر اتاقِ هفتاد هزار حوری برهنه بر رویِ هر تختِ آن!!... مگر این جهانِ شگفت انگیز فقط برایِ آلت تناسلیِ این به اصطلاح مردانِ شهوت ران و کثیف آفریده شده است که فاحشه خانه ای به این عظمت برای آن پیش بینی کرده اند و نامش را بهشت نهاده اند؟!... شرم بر شما باد... وقتی بتوانیم آتش و شراره هایِ جهنمِ موهوم این نادان ها را به جان بخریم، آنگاه از شرِ بهشتِ موهومِ این بهشت فروشانِ کلّاش، خلاص خواهیم شد... ولی دریغ و افسوس، تعالیمی که طعمِ آلتِ تناسلی میدهد، چنان این مردمِ ساده لوح و زودباور را در فریبِ خود گرفتار کرده است که خودِ این ساده لوح هایِ نادان، به آلتی برای متولیانِ دین تبدیل شده اند دوستانِ خوبم، برایِ من هم بودن با زن لذت بخش است، ولی لذتی که طرفِ مقابلم نیز آنرا به دفعات و بیشتر از من احساس کند، و حتی اولویتِ ارضا شدن با جنسِ «زن» باشد... ولی مگر در پوست و رگ و خون و گوشتِ آلت تناسلی و نازِ زنانِ ممالکِ اسلامی چه پنهان شده است که مبلغان و مروّجینِ این دین و مذهب و مردانِ تازی و عرب پرستِ آن، نمیتوانند سَر از سوراخِ آن خارج کنند؟!!... و مدام در مجامعِ قانون گذاریِ خود، قانون در پی قانون برایِ این آلتِ تناسلی به تصویب میرسانند!...با صرفِ هزینه هایِ میلیاردی فکر و ذکرِ مردانِ ممالکِ اسلامی در سایهٔ تعلیماتِ اسلامِ عزیز!! و این مذهبِ مبارک!!! در حولِ محورِ این مجرایِ ادرار و خون دور میزند ... و ریش و سبیلِ متولیانِِ دین و مذهبش نیز هیچوقت بدون مایع و چربیِ ناز و آلتِ تناسلیِ زنان، خضاب و رنگ به خود نمیگیرد دوستانِ خردمند و بزرگوار، آدم هایِ کوتوله به خاطرِ قد و قوارۀ ناقصِ خود، جز به تماشایِ آلت تناسلیِ خویش فهمی بر امور نمیکنند... وقتی کشیدگیِ قامتِ جانتان متعالی شد، آنوقت میتوانید حول و حوشِ خویش را ببینید و فهم کنید... که کشیدگیِ قامتِ تناسلی در انسان دلیلی بر حضورِ انسانیِ او نمیباشد همانطور که آلتِ تناسلی میتواند غلیانِ جسم را برایِ نیازهایِ جنسی تسکین دهد، تعالیمِ دین نیز میتواند خلاء هایِ نابخردانهٔ ناشی از عدمِ فهم از امور را به شیوه ای باور نکردنی ارضاء نماید مردانِ جامعه ای که نمیتوانند بدونِ حضورِ آلتِ تناسلیِ خویش، زنان را فهم کنند، چگونه میتوانند کرامتِ انسانیِ انسان را فهم کنند، که خود نیز درگروهِ همان انسانها جای دارند... زنان و دختران، بر اساسِ قوارۀ دیکته شدۀ ادیانِ ابراهیمی و ادیانِ سامی، برایِ لذت بردنِ مردان آفریده شده اند، و از خویش هیچگونه ارادۀ انسانی نمیتوانند داشته باشند در میانِ این جماعتِ نادان، هیچ مردی برای کرامتِ زنی، پول خرج نمیکند... مگر اینکه بخواهد ناز و آلتِ زنانگیِ او را بو بکشد... و متأسفانه، زنانِ بسیاری هستند که با توهّمِ کسبِ شرافت، به کرامتِ انسانی خویش چوبِ حراج میزنند بله عزیزان و نور چشمانِ من... جامعه ای که مردانش را از کودکی، برای برتری در امورِ جنسی تربیت میکند، هیچ زمان نمیتواند حرمتِ زنانش را در ارتباط با نیازها و حوائجِ جنسی، فهم کند... در فرهنگی که آلتِ تناسلی مردانه، سندی دالِ بر برترّیت آنان بر زنان، به شمار می آید، فاعل و مفعول بودن، میان این دو جنسیت، همواره معنایِ خود را حفظ خواهد کرد و تفاوتها بسیار به چشم می آید ************************* دوستانِ باشعور و گرامی، سخن به درازا کشید... این کتاب تقریباً از 517 صفحه و 4 بخش تشکیل شده است که هر بخش شاملِ 5 فصل میباشد، که در زیر به بخش هایِ این کتاب اشاره میکنم... البته به نظرم عنوانِ کتاب «زن و سکس در تاریخ» اشتباه بود... چون بارها در کتاب، به ما قبلِ تاریخ هم اشاره شده است بخشِ اول: زن وسیله و موضوعِ سکس... بخشِ دوم: زن بردۀ خانگی... بخشِ سوم: زن و سکس در ماقبلِ تاریخ و اینکه زن الهۀ آسمانها بود... بخشِ چهارم: زن در گذار به نظام پدر سالاری و اینکه چگونه الهۀ آسمانها به زانو در می آید در موردِ این کتاب توضیحاتِ بیشتر نمی توانم بنویسم، به دلیلِ اینکه نقد و نوشته ام طولانی شد و در حوصلۀ این ریویو نمیگنجد بازهم ببخشید، چنانچه این نوشته طولانی شد و این ریویو به درازا کشید،... باید این سخنها و حقایق را به جوانانِ سرزمینم گوش زد میکردم ---------------------------------------------- امیدوارم نوشته هایم برای فرزندانِ خردگرایِ سرزمینم مفید بوده باشه <پیروز باشید و ایرانی>
افکار خیلی ها رو به چالش می کشه، و یک دلیل ممنوعیتش همینه تمامی دانسته های ما رو جمع کرده و از یک زاویه دیگه بهشون نگاه کرده خوبی کتاب داشتن منابع فراوان اونه خوندنش رو به خیلی ها توصیه می کنم، مخصوصا خانم های بسیار متعصب و مذهبی که اجازه میدن به اسم دین کل شعور و ارزششون به اسم انسان زیر سوال بره، حداقل شاید کمی چشم هاشون باز بشه و همینطور مردهای هم وطنم، که حتی خیلی از متمدن ها و به اصطلاح روشن فکراشون باز هم برای زن تنها در حیطه نیازهای خودشون اهمیت قائل میشن مثلا در تلویزیون در برنامه دستپخت از آقایی پرسیدن راضی هستی انقدر زنت کار می کنه و عاشقه آشپزیه؟ و در جواب گفت: دوستش دارم می خوام به علایقش برسه... یعنی چون نیاز دوست داشتن من رو برآورده می کنی حق داری به چیزهایی که می خوای برسی، نه به این خاطر که حقته، نه به این خاطر که به عنوان یک انسان آزادی هرکاری دوست داری انجام بدی ولی من اجازه میدم بهت، چون دوستت دارم، به این میگن منت گذاشتن از چندین جهت و بیان اینکه زنم به خاطر من داره به جایی میرسه، چون من روشن فکرم :)))
انقدر حرف راجع به این کتاب و این مطالب دارم که خودش یکی دوتا کتاب میشه
شاید یکی از عجیب ترین کتاب های عمرم رو خوندم. عجیب از اون لحاظ که با توجه به اعتقاداتم کلی سوال بدون جواب و چالش به جا گذاشته و شاید خیلی زمان ببره بخوام برم دنبال جواباش و شاید جوابشون رو پیدا نکنم . ولی کتاب با انتقاد و شرح وضعیت زنان در آمریکا و نحوه خوراک دهی تبلیغاتی به دختران در جامعه آمریکا شروع میشه و بعد از یک فصل کامل ناگهان وارد بحث فلسفی نظام زندگی مادرتبار و تفسیر نحوه قوانین جوامع انسانی در اون زمان و سپس نحوه شکل گیری و تجاوز نظام های مردسالار به اون ها و نابودی کامل دموکراسی و حق انتخاب های آزادانه نظام های مادرتبار و به بند کشیدن زنان و شروع استفاده های جنسی و ابزاری از اون ها ادامه پیدا می کنه. در همین حین تطابق قوانین و حمایت هایی که مذاهب سامی و حتی مذاهبی مثل بودائیسم و زرتشت در انتقال و گذار جوامع مادرتبار به جوامع مردسالار تکان دهنده هست.ظلم هایی که به هنگام ورود اروپاییان به قاره آمریکا نسبت به قبیله های سرخپوستی که مبتنی بر نظام مادرتبار زندگی میکردند تا به طور کامل نابود شدند هم تکان دهنده هست. اما نوشتار کتاب از لحاظ ادبی خیلی جالب نیست. بیشتر به کتاب ترجمه شده از زبان دگه به فارسی شبیه هست تا یک کتاب تالیفی از یک فارسی زبان. جملات تکراری نزدیک به هم در متن خیلی زیاد هست و مشخص هست نویسنده بیشتر یک محقق هست تا نویسنده
کتابیه که اگر بدون هیچ پیش زمینه ای درباره حقوق برابر زن و مرد خونده بشه به خواننده شوک وارد میکنه،برای من اما پاسخ بسیاری از چالش هایی رو در بر داشت که با ورود به جامعه باهاشون دست و پنجه نرم کرده بودم،اینکه چرا حتی در آکادمیک ترین محیط ها ،زنی که در محل کار و تحصیل از جاذبه های جنسیش استفاده کنه موفق تر و پذیرفته شده تره تا زنی که صرفا با تلاش بخواد پیش بره.اینکه چرا سهم اقتصادی برابر در یک رابطه عاشقانه هم برای زنها و هم مردها غیرقابل قبوله و هر کدوم این رو به نوعی توهین تلقی میکنن کلا خوندن این کتاب نشون میده سیستم سرمایه داری تا چه حد میتونه روی جزیی ترین رفتارها و حتی افکار و خواسته های ما اثر بذاره
سال ۹۳ به توصیهٔ عزیزی خوندمش. اون زمان نسبت بهش گارد داشتم. بخش عمده شو نپذیرفتم. اما زمان رفت جلو و به مرور عیار کتاب اومد دستم. هرچند بازهم لزومن با همه جاش موافق نیستم اما دریچه ای بود برام به خیلی افکار و عقاید بی سابقه موضوعات مرتبط با زنان٬ تبعیض٬ سکس، ادیان سامی٬ کمی تاریخ و فلسفه و حقوق و جامعه شناسی با کلی آمار و ارجاع و سند توی این کتاب جمع شده. دلم میخواد باز بخونمش!
اولين كتابي بود كه وقتي تمامش كردم تا مدت هاي زيادي افكارم رو بهم ريخت ذهنم پر شده بود از سوال هاي بي جواب اما هرچي بود هيچ وقت ديگه دوست مدارم برا بار دوم بخونمش چون با روان و اعتقادات من ب عنوان يك زن ايراني خيلي بازي كرد
طولانی و در عین حال کسل کننده باعث شد دقیقتر و قضاوت کننده تر بشم که از دومی ناراحتم باید بتونم خودم رو و فقط خودم رو مسخره کنم و فقط اینجوری میتونم نگندم
This entire review has been hidden because of spoilers.
* علت این نمره بخش ابتداییِ کتابه که کمی حوصلهسر بر پیش میره ولی در ادامه جذاب و دوستداشتنی و عجیب و حماقتباره!!
کتاب توی سه بخشِ کلی نوشته شده. بخش اول به نام «زن وسیله و موضوع سکس» هست. که توی پنج فصل ارائه میشه. توی این بخش به موضوعاتی پرداخته میشه که شاید خیلی جاها ازش خونده باشیم. اینکه زن همیشه ارائهدهندهی سکس بوده و مرد خرجکنندهی پول! پس همین قضیه باعث میشده مردانِ ثروتمند تعداد بیشتری زن داشته و در انتخاب زنهاشون آزادیعمل زیادی داشته باشند. در این بخش به تاثیر نشریات منتشر شده از قرن نوزده تا حالا، تاثیر تلویزیون و سینما و .. هم اشاره میکنه و یکجورهایی اونهارو هم عاملی در اینکه زنها باید زیبا و سکسی باشند تا مورد قبول واقع بشن میدونه. همهچیز بر اساس مستندات و آمار و ارقام ارائه میشه و همین «بیش از اندازه ارجاع دادن و تکراری صحبت کردن» باعث شده این بخش کمی خستهکننده باشه.
بخش دوم به نام «زن بردهی خانگی» در این بخش به مالکیت خانواده بر دختر میپردازه و قوانینی رو شرح میده که با اجرایی شدنِ اون زن باید مطیع میبوده و هرگونه سرپیچی از اوامر شوهر(!) با برخورد شدیدی (چه از طرف شوهر و خانوادهش و چه از طرف خانوادهی خود دختر) مواجه میشده. به فرض این نقل قول از محمد پیامبر گویای فضای موجوده: «هرگاه که مرد زنش را صدا زد که او را ارضا کند حتی اگر بر سر اجاق مشغول یا سوار شتر بود باید به نزد او برود»!! همچنین در این بخش به تقدسگرایی در خصوص باکرگی دختران اشاره میشه که خیلی از قبایل برای اینکه دختران رو وادار به باکره موندن بکنن کارهایی انجام میدادن. مثلن هندوها دختر باکره رو توی مراسمهای مختلفشون به عنوان یک انسان پاک و .. میپرستیدن تا به بقیهی دختران القا کنند پیش از ازدواج هیچگونه رابطهای نباید داشت. اما مردان چه؟ آیا اونها هم پیش از ازدواج رابطهای نداشتند؟ مسلمن خیر!! در این بخش به یک موضوع عجیب دیگر هم پرداخته میشه. و اونهم «زن مظهر شرارت»عه! در تمامی کتابهای مقدس، چه کتاب یهودیان، چه مسیحیان، چه مسلمانان و چه زرتشتیان، به این موضوعپرداخته میشه که زنان عامل گناهاند و باید اونارو محدود کرد! در همهی این کتابهای مقدس علت رانده شدن انسان از بهشت به زمین زن بوده! با تفاوتهای جزئی که به فرض درقرآن خوردن سیب این اتفاق رو رقم زده و در جنسیس (کتاب مسیحیان) خوردن از درختِ دانش. از اواسط این بخش ما با چیزهایی مواجهیم که پتانسیلِ رویاندن دو تا شاخِ بزرگ روی کلهمون رو دارن. اینکه بدنِ زن شره و باید پوشونده بشه. اینکه زنان نباید توی تصمیمگیریها دخالت بکنند چون تصمیمها و آراشون شره! و .. بخش سوم «زن: الهه آسمان»
این بخش که مثل دو بخش قبلی از پنج فصل تشکیل شده به این موضوع میپردازه که آیا زنان همیشه فرودست بودن؟ جواب این سوال منفیه. زنان پیش از دوران ماقبل تمدن از موقعیت اجتماعی بالایی برخوردار بودن. در دوران ببریت نظام مادرتباری در جریان بود و زنها تقدیس میشدند. چرا؟ علت اصلی این اتفاق، توانایی مولد بودنِ زنان بود. در اون دوران کسی اطلاع نداشت که نوزاد چطور به وجود میاد و همه فکر میکردند زن با قدرت خارقالعادهای که داره میتونه موجودی رو در شکم خود رشد بده و به د��یا بیاره. یکجورایی تجلی خدا بودن زنان! به همین خاطر همیشه محترم و مقدس محسوب میشدن و روسای قبایل مختلف عمومن زن بودن. حتی مردان اون قبیله برای شکار رفتن از زنان اجازه میگرفتن تا تاییدیهی یک قدیس رو به همراه داشته باشن. نکتهی جالب اینکه در اون دوران چیزی به نامِ «پدر» وجود نداشته. یعنی هیچکس از نقش پدر در به وجود اومدن نوزاد اطلاع نداشته و اصلن کلمهای تحت عنوان «پدر» توی اون اقوام دیده نشده! فرزند متعلق به زن بوده و اگر زن به هر علتی نمیتونسته بچه رو نگه داره فرزند به خانوادهی زن سپرده میشده. با انقلاب کشاورزی زنان از این هم قدرتمندتر شدن! چون عمومن مردهای قبیله به شکار میرفتن و زنان توی خونه میموندن. کمکم متوجه شدن با کاشتن دانههای گیاهان میتونن گیاهانی رو پرورش بدن و بعد ازش استفاده کنن. این قضیه باعث شده همه باور کنن که زنان دارای نیروهای ماوراالطبیعه هستن و علاوهبراینکه میتونن انسانی جدید به وجود بیارن، توی رشد گیاهان (و به قولی تسخیر محیط پیرامون) هم توانایی دارن. در ادامه با پیشرفت جوامع و تاثیر انقلاب کشاورزی بر منابع مالی اقوام مختلف، و افزایش آگاهی مردم تقدس زنان کاسته شد. نظام مادرتباری به نظام پدرتباری تبدیل و بعد به شکل کلی به مردسالاری مبدل کشت (خیلی مفصله بحث درموردش. بخوام بگم خیلی باید تایپ کنم :)) ) به نظرم حتی اگر کل این کتاب رو نمیخواین بخونین، بخش سومش رو حتمن حتمن بخونین. فایل پیدیافش رو میذارم اینجا.
در کل کتاب بدی نبود. شاید اگر مثلا ۱۰ سال پیش میخوندمش نکات و چیزهای بیشتری برای من داشت که ازش یاد بگیرم. ولی الان هم به عنوان کتابی برای آشنایی با تاریخچهی روابط جنسی و نقش زنها و تغییراتی که در طول تاریخ داشتیم بد نیست. هر چند ایراداتی میشه بهش گرفت. نثر کتاب خیلی جاها جالب نیست و به سختی خواننده رو دنبال خودش میکشونه (مخصوصا توی نیمهی اول) و بیشتر یک مقالهی سنگین و حجیم با ارجاعهای زیاده تا کتاب عادی. از اون طرف گاهی موارد توی قسمتهای تاریخی و روایی به اسناد و داستانهایی ارجاع داده میشه که اونقدر پشتوانهی محکم و قویای ندارن. ولی با تمام اینا و مخصوصا با تغییراتی که نسلهای جدیدتر در راستای برابریخواهی و به چالش کشیدن سیستمهای مردسالار داره برمیداره، نه فقط این کتاب، خوندن کتابهای مرتبط، فکر کردن و بیشتر از همه زندگی کردن خارج از این سیستم و تمرین روزانهش میتونه برای همه مفید باشه.
کتاب خوبی بود بااینکه 517صفحه بود 10روزه تمومش کردم .بیان نویسنده هم عالی بود .خیلی چیز ها یاد گرفتم.تاحلا درمورد اینکه چرا ما زن ها توی تاریخ نیستیم دید روشنتری دارم
کتاب خوبی بود، ایراد تایپی و ویراستاری داشت. و بزرگترین ایرادش تکرار حداقل پنج شش باره یک مطلب در فصل های مختلفه. یعنی شما احساس میکنی دائما داری یک سری مطالب رو دایرهوار میخونی. کاش از صفحه ۳۰۰ شروع میکردم چون برای من مطلب جدید و آنچنان مفیدی نداشت. به بی ارزشی زن در تمام ادیان سامی، قبایل، و فرهنگهای دنیا اشاره کرده. به اینکه هرگونه آزادی رفتاری، تصمیمگیری و رفتار جنسی او با مجازات روبهرو میشه. و تاکیدی زیادی به نگاه کالایی و در نتیجه برده بودن زن داره. از برده خانگی تا برده نظام سرمایهداری. تمام گفتهها مطابق نئوفمینیسم نیست و به این اشاره نشده که طبیعتا تمام زنان امکان اشتغال و درآمدزایی حتی برای شخص خودشون رو ندارند و این دلیل نمیشه که زن خودش رو کالای جنسی مدت دار کند. برایم این نکته مفید را داشت که مدام تکرار کرده بود ازدواجهای امروزی شکل قانونی و آراستهی فحشاست. در کل امکان خلاصه شدن در ۲۵۰ صفحه را داشت.
«مذاهب تک خدایی، لازمه ایدئولوژیک نظام پدرسالاری بودند که پیدایش آنها به پیدایش و شکلگیری نظام پدرسالار که خانواده در مرکز آن قرار داشت کمک میکرد» فکر کنم همین جمله از کتاب گویا خیلی مطالب باشد🫠
در گذشته سکس آزاد بود بین افراد خونواده. کم کم محدودیتایی ایجاد شد و به بقیه افراد علاقه مند شدن. سکس با افراد قبیله رایج شد. اما کم کم به کسایی خارج از قبیلهشون علاقه پیدا کردن (این پذیرفته شده نبود پس پنهانی انجامش میدادن) دخترا تا قبل از تاریکی از جنگل و حومه برمیگشتن خونه (همه میدونستن چخبره ولی به هر حال باید یواشکی برمیگشتن خونه) کم کم یه خونه هایی گذاشتن واسه این دیتا؛ که یه ساعات یا شبی رو اونجا پیش هم باشن. (تعهدی نبود و با چند نفر از هر کجا بودن) و یا میرفتن خونه دختره. که کم کم باعث بوجود اومدن ازدواج شد (اینجوری که اگه پسره تا پیدا شدن آفتاب نمیرفت و مادر دختره میدیدش، به رسم ادب و پیری، پسره دیگه باید میموند. و مردمم جمع میشدن و میومدن نگاه میکردن این واقعه رو (انگار که پسره به فرزندی اون خونواده قبول بشه) و دختر و پسره میومدن میشستن رو سکو و مردم یه نیم ساعتی مثلا فقط نگاه میکردن. در واقع دخترا با پسری ازدواج میکردن که کاری بود و به درد زندگی میخورد. اون اوایلی که ازدواج میکردن پسره از لحاظ کاری بودن (شکار، کشاورزی، ...) امتحان میشد.
This entire review has been hidden because of spoilers.
نمی دونم ابن امار و ارفام رو از کجا اورده و ابنطور قضاوت کرده ولی یه چیز رو خوب میشه تشخیص داد که خواسته نظر خودش رو تحميل کنه ، نویسنده. بابد بدون جانبداری و مستفل بنويسه ، نگاه پستش به سکس ، نفرتم رو تحریک کرد. ،. دادو ستدی روانی و حسی در پشت مفهوم سکس وجود داره که نادیده گرفته شده ، نگاه ابزاری به زن حتی در پس افکار به ظاهر روشنفکرانه ش کاملا مشهوده. ، شعور زن رو زیر سوال برده حسش رو نادیده گرفته. متاسفم که خوندمش